رساله حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای

احکام تقليد :

- راههاي سه گانه: احتياط، اجتهاد، تقليد

س 1: آيا تقليد، صرفا يک مسأله عقلي است يا ادله شرعي نيز دارد؟

تقليد، ادله شرعي دارد و عقل نيز حکم مي‏کند که شخص نا آگاه به احکام دين بايد به مجتهد جامع الشرايط مراجعه کند.

س 2: به نظر شريف حضرتعالي، عمل به احتياط بهتر است يا تقليد؟

چون عمل به احتياط مستلزم شناسائي موارد و چگونگي احتياط و صرف وقت بيشتر است، بهتر آن است که مکلّف در احکام دين از مجتهد جامع‏الشرائط تقليد کند.

س 3: قلمرو احتياط در احکام دين در بين فتاواي فقها چه اندازه است؟ آيا رعايت آراي فقيهان گذشته نيز لازم است؟

مراد از احتياط در موارد آن، رعايت همه احتمالات فقهي است؛ به طوري که مکلّف مطمئن شود که به وظيفه خود عمل کرده است.

س 4: دخترم بزودي به سن تکليف مي‏رسد و بايد براي خود مرجع تقليدي انتخاب کند، اما درک مسأله تقليد براي او دشوار است، وظيفه ما نسبت به او چيست؟

اگر وي به تنهائي نمي‏تواند وظيفه شرعي خود را دراين باره تشخيص دهد، وظيفه شما ارشاد و راهنمائي اوست.

س 5: نزد فقها معروف است که تشخيص موضوعات احکام به عهده خود مکلّف است و وظيفه مجتهد تشخيص حکم است، ولي در عين حال مجتهدين در بسياري موارد، در تشخيص موضوعات احکام نيز اظهار نظر مي‏کنند، آيا متابعت از نظر مجتهد در موضوع نيز واجب است؟

تشخيص موضوع، موکول به نظر خود مکلّف است و متابعت از مجتهد در تشخيص موضوع واجب نيست، مگر آنکه به آن تشخيص اطمينان پيدا کند و يا موضوع از موضوعاتي باشد که تشخيص آن نياز به استنباط دارد.

س 6: آيا کسي که در آموختن احکام ديني مورد نياز خود کوتاهي مي‏کند، گناهکار است؟

اگر نياموختن احکام به ترک واجب يا ارتکاب حرام بيانجامد، گناهکار است.

س 7: گاهي از افراد کم اطلاع از مسائل ديني درباره مرجع تقليد شان پرسش مي‏شود، مي‏گويند نمي‏دانيم، يا اظهار مي‏دارند که از فلان مجتهد تقليد مي‏کنيم، ولي عملا التزامي به خواندن رساله آن مجتهد و عمل به فتاواي او ندارند، اعمال اين گونه افراد چه حکمي دارد؟

اگر اعمال آنان موافق احتياط يا مطابق با واقع يا با نظر مجتهدي باشد که وظيفه دارند از او تقليد کنند، محکوم به صحت است.

س 8: با توجه به اينکه در مسائلي که مجتهد اعلم قائل به وجوب احتياط است، مي‏توانيم به مجتهد اعلم بعد از وي مراجعه کنيم، اگر اعلم بعد از او نيز قائل به وجوب احتياط در مسأله باشد، آيا رجوع به اعلم بعد از او جايز است؟ و اگر فتواي مجتهد سوم هم همانگونه بود، آيا مي‏توان به اعلم بعد از آنان مراجعه کرد؟ و همينطور...، لطفا اين مسأله را توضيح دهيد.

در مسائلي که مجتهد اعلم فتوا ندارد، رجوع به مجتهدي که در آن مسأله احتياط نکرده است و فتواي صريح دارد، با رعايت ترتيب الاعلم فالاعلم، اشکال ندارد.

شروط تقليد

س 9: آيا تقليد از مجتهدي که متصدي مقام مرجعيت نبوده و رساله عمليه هم ندارد، جايز است؟

در صحت تقليد از مجتهد جامع الشرايط، تصدي مرجعيت يا داشتن رساله عمليه شرط نيست، لذا اگر براي مکلفي که قصد تقليد از او را دارد، ثابت شود که وي مجتهد جامع الشرايط است، تقليد اشکال ندارد.

س 10: آيا تقليد از کسي که در يکي از ابواب فقه مثل نماز و روزه به درجه اجتهاد رسيده، جايز است؟

فتواي مجتهد متجزّي که تنها در برخي ابواب فقهي داراي فتوا و نظر اجتهادي است براي خودش حجت است، ولي جواز تقليد ديگران از او محل اشکال است؛ اگر چه جواز آن بعيد نيست.

س 11: آيا تقليد از علماي کشورهاي ديگر که دسترسي به آنان امکان ندارد، جايز است؟

در تقليد از مجتهد جامع‏الشرائط شرط نيست که مجتهد اهل کشور مکلّف و يا ساکن در محل سکونت او باشد.

س 12: آيا عدالت معتبر در مجتهد و مرجع تقليد با عدالت معتبر در امام جماعت از حيث شدت و ضعف تفاوت دارد؟

با توجه به حسّاسيّت و اهميت منصب مرجعيت در فتوا، بنا بر احتياط واجب، شرط است که مجتهدِ مرجع تقليد علاوه بر عدالت، قدرت تسلّط بر نفس سرکش را داشته و حرص به دنيا نداشته باشد.

س 13: اين که گفته مي‏شود بايد از مجتهدي تقليد نمود که عادل باشد، مقصود از عادل چه کسي است؟

عادل کسي است که پرهيزگاري او به حدي رسيده باشد که از روي عمد مرتکب گناه نشود.

س 14: آيا اطلاع از اوضاع زمان و مکان از شرايط اجتهاد است؟

ممکن است اين شرط در بعضي از مسائل دخيل باشد.

س 15: بنا بر نظر حضرت امام راحل قدس سره مرجع تقليد بايد علاوه بر علم به احکام عبادات و معاملات، نسبت به همه امور سياسي، اقتصادي، نظامي، اجتماعي و رهبري، عالم و آگاه باشد. ما در گذشته مقلّد حضرت امام بوديم، بعد از رحلت ايشان با راهنمائي تعدادي از علما و تشخيص خودمان لازم دانستيم به جنابعالي رجوع نموده و از شما تقليد کنيم تا بين مرجعيت و رهبري جمع کرده باشيم، نظر شما در اين مورد چيست؟

شرايط صلاحيت مرجعيت تقليد، در تحرير الوسيله و رساله‏هاي ديگر به تفصيل ذکر شده است، و تشخيص فرد شايسته تقليد موکول به نظر خود مکلّف است.

س 16: آيا در تقليد، اعلمّيت مرجع شرط است يا خير؟ معيار و ملاک‏اعلميّت‏چيست؟

در مسائلي که فتواي اعلم با فتواي غير اعلم اختلاف دارد، احتياط آن است که از اعلم تقليد کند و ملاک اعلميت اين است که آن مرجع نسبت به ساير مراجع قدرت بيشتري بر شناخت حکم الهي داشته باشد و بهتر بتواند احکام شرعيه را از أدلّه استنباط کند و همچنين نسبت به اوضاع زمان خود به مقداري که در تشخيص موضوعات احکام و ابراز نظر فقهي مؤثر است، آگاه‏تر باشد.

س 17: آيا تقليد کسي که از جهت احتمال عدم وجود شرايط معتبر تقليد در مجتهد اعلم، از مجتهد غير اعلم تقليد کرده است، محکوم به بطلان است؟

بنابر احتياط، تقليد از غير اعلم در مسائل مورد اختلاف، به مجرد احتمال عدم وجود شرايط معتبر در اعلم، جايز نيست.

س 18: اگر ثابت شود که تعدادي از علما در بعضي از مسائل اعلم هستند، يعني هر کدام از آنان در مسأله معيني اعلم باشند، آيا تقليد از هر يک از آنان جايز است؟

تبعيض در تقليد اشکال ندارد و اگر اعلميّت هر يک از آنان در مسائلي که مکلف بنا دارد در آن مسائل از او تقليد کند محرز شود، بنا بر احتياط، تبعيض در تقليد در صورت اختلاف فتوا در مسائل مورد نياز مقلّد، واجب است.

س 19: آيا با وجود اعلم، تقليد از غير اعلم جايز است؟

در مسائلي که فتواي غير اعلم مخالفِ فتواي اعلم نباشد، رجوع به غير اعلم اشکال ندارد.

س 20: نظر جنابعالي در اشتراط اعلميت مرجع تقليد چيست و دليل آن کدام است؟

در صورت تعدد فقهاي جامع الشرايط و اختلاف آنان در فتوا، بنا بر احتياط واجب، مکلّف بايد از اعلم تقليد نمايد، مگر آنکه احراز شود که فتواي وي مخالف احتياط است و فتواي غير اعلم موافق با احتياط. و دليل وجوب تقليد از اعلم بناي عقلاء و حکم عقل است، زيرا که اعتبار فتواي اعلم براي مقلد يقيني و اعتبار قول غير اعلم احتمالي است.

س 21: از چه کسي بايد تقليد کنيم؟

از مجتهدي که جامع شرايطِ فتوا و مرجعيت است، و بنابر احتياط بايد اعلم هم باشد.

س 22: آيا تقليد ابتدائي از ميّت جايز است؟

در تقليد ابتدائي، احتياط در تقليد از مجتهد زنده و اعلم نبايد ترک شود.

س 23: آيا تقليد ابتدائي از مجتهد ميّت، متوقف بر تقليد از مجتهد زنده است؟

تقليد ابتدائي از مجتهد ميّت يا بقاء بر تقليد او بايد به تقليد از مجتهد زنده و اعلم باشد.

راههاي اثبات اجتهاد، اعلميت و به دست آوردن فتوي‏

س 24: بعد از احراز صلاحيت مجتهدي براي مرجعيت تقليد بوسيله شهادت دو فرد عادل، آيا لازم است در اين باره از اشخاص ديگر نيز تحقيق کنم؟

شهادت دو فرد عادل و اهل خبره بر صلاحيت و جامع الشرائط بودن مجتهد براي جواز تقليد از او کافي است و تحقيق از افراد ديگر لازم نيست.

س 25: راههاي انتخاب مرجع و به دست آوردن فتوا کدام است؟

احراز اجتهاد و اعلميت مرجع تقليد بوسيله امتحان يا تحصيل يقين ولو از شهرت‏مفيدِ علم يا اطمينان، يا با شهادت دو نفر عادل از اهل خبره صورت‏مي‏گيرد.

راههاي به دست آوردن فتواي مجتهد عبارتند از:

- شنيدن از خود مجتهد

- شنيدن از دو يا يک فرد عادل‏

- شنيدن از يک نفر مورد اطمينان‏

- ديدن در رساله مجتهد، در صورتي که رساله وي مصون از اشتباه باشد.

س 26: آيا وکالت در انتخاب مرجع مثل وکالت پدر براي پسر و معلم براي شاگرد صحيح است؟

اگر مراد از وکالت، سپردن وظيفه تحقيق و جستجو براي يافتن مجتهد جامع الشرائط به پدر، معلم، مربي و يا غير آنان باشد، اشکال ندارد و نظرشان در اين مورد اگر مفيدِ علم يا اطمينان و يا واجد شرايط بيّنه و شهادت باشد، از نظر شرعي معتبر و حجت است.

س 27: از تعدادي از علماء که خود مجتهد بودند، راجع به فرد اعلم سؤال شد. فرمودند که رجوع به فلان مجتهد دامت افاضاته باعث برائت ذمه مي‏گردد. آيا با آنکه شخصا اطلاع از اعلميت آن مجتهد ندارم و يا در اين باره شک دارم و يا اطمينان دارم که اعلم نيست، زيرا افراد ديگري که با دليل و بينه مشابه اعلميت آنان ثابت شده است، وجود دارند، مي‏توانم به گفته آنان اعتماد کرده و از آن مجتهد تقليد کنم؟

اگر بيّنه شرعي بر اعلميت مجتهد جامع الشرائط اقامه شود، تا زماني که بيّنه شرعي ديگري که معارض آن باشد پيدا نشود، آن بيّنه حجت شرعي است و به آن اعتماد مي‏شود، اگر چه موجب حصول علم يا اطمينان نباشد، در اين صورت جستجو از بيّنه معارض و احراز عدم وجود آن لازم نيست.

س 28: آيا جايز است کسي که اجازه از مجتهد ندارد و در بعضي از موارد مرتکب اشتباه در نقل فتوا و احکام شرعي شده است، متصدي نقل فتواي مجتهد و بيان احکام شرعي شود؟ وظيفه ما در صورتي که اين شخص احکام را از روي رساله عمليه نقل مي‏کند، چيست؟

در تصدي نقل فتواي مجتهد و بيان احکام شرعي، اجازه داشتن شرط نيست، ولي کسي که دچار خطا و اشتباه مي‏شود، جايز نيست متصدي اين کار شود و اگر در موردي اشتباه کرد، چنانچه متوجه اشتباه خود شد، بر او واجب است شنونده را از آن اشتباه آگاه نمايد. به هر حال، بر مستمع جايز نيست تا اطمينان به صحت گفتار گوينده پيدا نکرده، به نقل او عمل کند.

عدول از مجتهدي به مجتهد ديگر

س 29: تا به حال در بقاء بر تقليد از ميّت، به اجازه مجتهد غير اعلم عمل مي‏کرديم. اگر اجازه مجتهد اعلم شرط بقاء بر تقليد از ميّت است، آيا عدول به اعلم و طلب اجازه او براي بقاء بر ميّت بر ما واجب است؟

اگر فتواي غير اعلم موافق با فتواي اعلم در اين مسأله باشد، عمل به فتواي غير اعلم اشکال ندارد و نيازي به عدول به اعلم نيست.

س 30: آيا در عدول از يکي از فتاواي امام خميني قدس سره واجب است به فتواي مجتهدي که از او براي بقاء بر تقليد ميّت اجازه گرفته‏ام، رجوع کنم يا آنکه به فتواي ساير مجتهدين هم مي‏شود عمل کرد؟

احتياط در رجوع به فتاواي همان مجتهد است، مگر آنکه مجتهد زنده ديگر اعلم از آن مجتهد و فتواي او در مسأله مورد عدول مخالف فتواي مجتهد اول باشد، که احتياط واجب در اين صورت، رجوع به مجتهد اعلم است.

س 31: آيا عدول از اعلم به غير اعلم جايز است؟

احتياط واجب، عدم عدول از مجتهد زنده به مجتهد زنده ديگر است، مخصوصا در صورتي که مرجع تقليد اول اعلم باشد.

س 32: جواني هستم ملتزم به احکام شرعي، در گذشته قبل از رسيدن به سن تکليف مقلد حضرت امام (ره) بودم، ولي اين تقليد مبتني بر بيّنه شرعي نبود بلکه بر اين اساس بود که تقليد از امام سبب برائت ذمّه مي‏گردد. بعد از مدّتي به مرجع ديگري عدول کردم، در حالي که اين عدول هم صحيح نبود و بعد از درگذشت آن مرجع، به جنابعالي عدول کردم. لطفا حکم تقليدم از آن مرجع و حکم اعمالم در آن مدت و تکليف فعلي‏ام را بيان فرمائيد.

آن دسته از اعمال شما که بر اساس فتواي امام قدس سره، چه در حال حيات با برکت وي و چه بعد از رحلت ايشان، بنا بر بقاء بر تقليد از امام قدس سره انجام گرفته، محکوم به صحت است. ولي اعمالي که به تقليد غير منطبق با موازين شرعي از مرجع ديگري انجام يافته، اگر منطبق با فتواي کسي که هم اکنون بايد از او تقليد کنيد، باشد، محکوم به صحت و موجب برائت ذمه است، والّا قضاي آنها بر شما واجب است. در حال حاضر شما بين بقاء بر تقليد از امام راحل طاب ثراه و بين عدول به کسي که بر اساس موازين شرعي او را شايسته تقليد مي‏دانيد، مخيّر هستيد.

بقاء بر تقليد ميّت‏

س 33: شخصي که مقلّد امام رحمةاله عليه بوده، پس از ارتحال ايشان از مرجع معيني تقليد نموده است. در حال حاضر مي‏خواهد دوباره از امام تقليد نمايد. آيا اين تقليد جايز است؟

رجوع از مجتهد زنده جامع الشرايط به مجتهد ميّت بنا بر احتياط، جايز نيست. ولي اگر مجتهد زنده در زمان عدول به او واجد شرايط نبوده است، عدول به او از همان ابتدا باطل بوده، و اين فرد در حال حاضر اختيار دارد که همچنان بر تقليد امام(ره) باقي بماند و يا به مجتهد زنده‏اي که تقليدش جايز است، عدول کند.

س 34: من در زمان حيات امام خميني (ره) به سن تکليف رسيده و در بعضي از احکام از ايشان تقليد کردم، در حالي که مسأله تقليد بخوبي برايم معلوم نبود، اکنون چه تکليفي دارم؟

اگر در اعمال عبادي و غير عبادي در زمان حيات امام (ره) به فتاواي ايشان عمل نموده‏ايد، و عملا مقلد ايشان، هر چند در بعضي از احکام، بوده‏ايد، در حال حاضر بقاء بر تقليد حضرت امام (ره) در همه مسائل براي شما جايز است.

س 35: حکم بقاء بر تقليد ميّت اگر اعلم باشد، چيست؟

بقاء بر تقليد ميّت در هر صورت جايز است. ولي سزاوار است که احتياط در بقاء بر تقليد ميّت اعلم ترک نشود.

س 36: آيا در بقاء بر تقليد ميّت، اجازه از مجتهد اعلم معتبر است و يا اجازه هر مجتهدي کافي است؟

در جواز بقاء بر تقليد ميّت، در صورتي که مورد اتفاق فقها باشد، اجازه از اعلم واجب نيست.

س 37: شخصي که از امام راحل قدس سره تقليد مي‏کرده و بعد از رحلت ايشان در بعضي از مسائل از مجتهد ديگري تقليد کرده است، اکنون آن مجتهد نيز وفات نموده است، اين شخص چه تکليفي دارد؟

مي‏تواند مانند گذشته، بر تقليد از امام قدس سره، در مسائلي که از ايشان عدول نکرده، باقي بماند. همچنان که مخيّر است در مسائلي که عدول نموده بر فتواي مجتهد دوم باقي بماند و يا به مجتهد زنده عدول کند.

س 38: بعد از وفات امام راحل قدس سره گمان مي‏کردم که بنا بر فتواي ايشان بقاء بر تقليد ميّت جايز نيست، لذا مجتهد زنده ديگري را براي تقليد انتخاب کردم. آيا مي‏توانم بار ديگر به تقليد از امام راحل رجوع کنم؟

رجوع به تقليد از امام قدس سره بعد از عدول از ايشان به مجتهد زنده در مسائلي که عدول نموده‏ايد، جايز نيست، مگر اين که فتواي مجتهد زنده، وجوب بقاء بر تقليد ميّت اعلم باشد، و شما معتقد باشيد که امام (ره) نسبت به مجتهد زنده اعلم است، که در اين صورت بقاء بر تقليد امام (ره) واجب است.

س 39: آيا جايز است که در يک مسأله با وجود اختلاف در فتوا گاهي به فتواي مجتهد ميّت رجوع کنم و گاهي به فتواي مجتهد زنده اعلم؟

بقاء بر تقليد ميّت تا زماني که به مجتهد زنده عدول نشده، جايز است و پس از عدول، رجوع مجدد به ميّت جايز نيست.

س 40: آيا بر مقلّدين امام راحل قدس سره و کساني که قصد بقاء بر تقليد از ايشان را دارند، اجازه گرفتن از يکي از مراجع زنده واجب است؟ يا اين که اتفاق اکثر مراجع و علماي اسلام بر جواز بقاء بر ميّت کافي است؟

با فرض اتفاق علما، مبني بر جواز بقاء بر تقليد از ميّت، بقاء بر تقليد امام(ره) جايز است و در اين مورد نيازي به رجوع به مجتهد معيني نيست.

س 41: نظر شريف جنابعالي راجع به بقاء بر تقليد از ميّت در مسأله‏اي که مکلّف در حال حيات مرجع به آن عمل کرده و يا نکرده، چيست؟

بقاء بر تقليد ميّت در همه مسائل حتي در مسائلي که تاکنون مکلّف به آنها عمل نکرده است، جايز و مجزي‏است.

س 42: بنا بر جواز بقاء بر تقليد از ميّت، آيا اين حکم شامل اشخاصي که در زمان حيات مجتهد مکلّف نبوده ولي به فتاواي آن مرجع عمل کرده‏اند، هم مي‏شود؟

اگر تقليد شخص غيربالغ از مجتهد جامع الشرائط به نحو صحيح محقق شده باشد، باقي ماندن بر تقليد همان مجتهد بعد از فوتش جايز است.

س 43: ما از مقلدين امام خميني قدس سره هستيم که بعد از رحلت جانسوز ايشان بر تقليد وي باقي مانده‏ايم. ولي چون در شرائط دشوار فعلي که ملت مسلمان با استکبار جهاني درگير است، با مسائل شرعي تازه‏اي روبرو مي‏شويم و احساس مي‏کنيم بايد به حضرتعالي رجوع نمائيم و از شما تقليد کنيم، آيا اين کار براي ما جايز است؟

بقاء بر تقليد از امام قدس سره براي شما جايز است و فعلا نيازي به عدول از تقليد ايشان نداريد، در صورت نياز به استعلام حکم شرعي در مسائل مستحدثه، مي‏توانيد با دفتر ما مکاتبه نمائيد.

س 44: وظيفه مقلد در قبال مرجع تقليد خود در صورتي که اعلميت مرجع ديگري را احراز نمايد، چيست؟

بنا بر احتياط، واجب است در مسائلي که فتواي مرجع فعلي با فتواي مرجع اعلم اختلاف دارد، به مرجع اعلم عدول نمايد.

س 45: 1 - در چه صورتي جايز است، مقلد از مرجع تقليدش عدول کند؟

- آيا عدول از اعلم به غير اعلم در مواردي که فتاواي مرجع اعلم منطبق با زمان نباشد و يا عمل به آن بسيار دشوار باشد، جايز است؟

- عدول از مرجع تقليد زنده به مجتهد ديگر، جايز نيست علي الاحوط، مگر در صورتي که مرجع دوم اعلم از مرجع اول و فتواي او در مسأله‏اي مخالف فتواي مجتهد اول باشد.

- تنها گمان به ناهماهنگي فتاواي مرجع تقليد با زمان و شرايط حاکم بر آن و يا دشواري عمل به فتاواي او، سبب جواز عدول از مجتهد اعلم به مجتهد ديگر نمي‏شود.

مسائل متفرقه تقليد

س 46: مراد از جاهل مقصّر چه کسي است؟

جاهل مقصر به کسي گفته مي‏شود که متوجه جهل خود بوده و راههاي رفع جهالت خود را هم مي‏داند، ولي در آموختن احکام کوتاهي مي‏کند.

س 47: جاهل قاصر کيست؟

جاهل قاصر کسي است که اصلا متوجه جهل خود نيست و يا راهي براي برطرف کردن جهل خود ندارد.

س 48: احتياط واجب چه معنائي دارد؟

يعني وجوب انجام يا ترک فعلي از باب احتياط.

س 49: آيا عبارت فيه اشکال که در بعضي از فتاوي ذکر مي‏شود، دلالت بر حرمت دارد؟

بر حسب اختلاف موارد، معناي آن فرق مي‏کند. اگر اشکال در جواز باشد دلالت بر حرمت در مقام عمل دارد.

س 50: عبارت‏هاي فيه اشکال، مشکل، لايخلو من اشکال، لا اشکال فيه فتواست يا احتياط؟

همه اين عبارت‏ها دلالت بر احتياط دارند، مگر عبارت لااشکال فيه که فتوي است.

س 51: فرق بين جايز نبودن و حرام چيست؟

در مقام عمل بين آنها فرقي نيست.

مرجعيت و رهبري‏

س 52: در صورت تعارض فتواي ولي امر مسلمين با فتواي مرجعي در مسائل سياسي، اجتماعي و فرهنگي وظيفه شرعي مسلمانان چيست؟ آيا معياري براي تفکيک احکام صادره از طرف مراجع تقليد و ولي فقيه وجود دارد؟ مثلا اگر نظر مرجع تقليد با نظر ولي فقيه در مسأله موسيقي اختلاف داشته باشد، متابعت از کداميک از آنان واجب و مجزي است؟ به طور کلي احکام حکومتي که در آن نظر ولي فقيه بر فتواي مراجع تقليد برتري دارد، کدام است؟

در مسائل مربوط به اداره کشور اسلامي و اموري که به عموم مسلمانان ارتباط دارد، نظر ولي امر مسلمين بايد اطاعت شود. ولي در مسائل فردي محض، هر مکلفي بايد از فتواي مرجع تقليدش پيروي نمايد.

س 53: همانگونه که مطّلع هستيد در اصول فقه از مسأله‏اي تحت عنوان اجتهاد متجزّي بحث مي‏شود، آيا اقدام امام خميني قدس سره در تفکيک مرجعيت و رهبري، گامي در تحقق تجزّي در اجتهاد محسوب نمي‏شود؟

تفکيک بين رهبري ولي فقيه و مرجعيت تقليد، ربطي به مسأله تجزّي در اجتهاد ندارد.

س 54: اگر مقلد يکي از مراجع باشم و در اين حال ولي امر مسلمين اعلان جنگ يا جهاد بر ضد کفار ظالم نمايد و مرجع تقليد من اجازه شرکت در جنگ را ندهد، آيا ملزم به رعايت نظر وي هستم؟

در مسائل عمومي جامعه اسلامي که يکي از آنها دفاع از اسلام و مسلمين بر ضد کفار و مستکبران متجاوز است، اطاعت از حکم ولي امر مسلمين واجب است.

س 55: حکم يا فتواي ولي امر مسلمانان تا چه حد قابل اجرا مي‏باشد؟ و در صورت تعارض با رأي مرجع تقليد اعلم، کداميک مقدم است؟

اطاعت از حکم ولي فقيه بر همگان واجب است و فتواي مرجع تقليد نمي‏تواند با آن معارضه کند.

ولايت فقيه و حکم حاکم‏

س 56: آيا اعتقاد به اصل ولايت فقيه از جهت مفهوم و مصداق يک امر عقلي است يا شرعي؟

ولايت فقيه که عبارت است از حکومت فقيه عادل و دين‏شناس حکم شرعي تعبدي است که مورد تأييد عقل نيز مي‏باشد، و در تعيين مصداق آن روش عقلائي وجود دارد که در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بيان شده است.

س 57: آيا احکام شرعي در صورتي که ولي امر مسلمين به دليل مصالح عمومي مسلمانان، بر خلاف آنها حکم نمايد، قابل تغيير و تعطيل است؟

موارد اين مسأله مختلف است.

س 58: آيا رسانه‏هاي گروهي در نظام حکومت اسلامي بايد تحت نظارت ولي فقيه يا حوزه‏هاي علميه و يا نهاد ديگري باشند؟

اداره رسانه‏هاي گروهي بايد تحت امر و اشراف ولي امر مسلمين باشد و در جهت خدمت به اسلام و مسلمين و نشر معارف ارزشمند الهي به کار گمارده شود، و نيز در جهت پيشرفت فکري جامعه اسلامي و حل مشکلات آن و اتحاد مسلمانان و گسترش اخوت و برادري در ميان مسلمين و امثال اينگونه امور از آن استفاده شود.

س 59: آيا کسي که اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه ندارد، مسلمان حقيقي محسوب مي‏شود؟

عدم اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه، اعم از اين که بر اثر اجتهاد باشد يا تقليد، در عصر غيبت حضرت حجت ارواحنا فداه موجب ارتداد و خروج از دين اسلام نمي‏شود.

س 60: آيا ولي فقيه ولايت تکويني دارد که بر اساس آن بتواند احکام ديني را به هر دليلي مانند مصلحت عمومي، نسخ نمايد؟

بعد از وفات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله امکان نسخ احکام دين اسلام وجود ندارد، و تغيير موضوع يا پيدايش حالت ضرورت و اضطرار يا وجود مانع موقتي براي اجراي حکم، نسخ محسوب نمي‏شود، و ولايت تکويني، اختصاص به معصومين عليهم السلام دارد.

س 61: وظيفه ما در برابر کساني که اعتقادي به ولايت فقيه جز در امور حسبيه ندارند، با توجه به اينکه بعضي از نمايندگان آنان اين ديدگاه را ترويج مي‏کنند، چيست؟

ولايت فقيه در رهبري جامعه اسلامي و اداره امور اجتماعي ملت اسلامي در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقّه اثني‏عشري است که ريشه در اصل امامت دارد، اگر کسي به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسيده باشد، معذور است، ولي ترويج اختلاف و تفرقه بين مسلمانان براي او جايز نيست.

س 62: آيا اوامر ولي فقيه براي همه مسلمانان الزام آور است يا فقط مقلدين او ملزم به اطاعت هستند؟ آيا بر کسي که مقلد مرجعي است که اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه ندارد، اطاعت از ولي فقيه واجب است يا خير؟

بر اساس مذهب شيعه همه مسلمانان بايد از اوامر ولائي ولي فقيه اطاعت نموده و تسليم امر و نهي او باشند، و اين حکم شامل فقهاي عظام هم مي‏شود، چه رسد به مقلدين آنان. به نظر ما التزام به ولايت فقيه قابل تفکيک از التزام به اسلام و ولايت ائمّه معصومين(ع) نيست.

س 63: کلمه ولايت مطلقه در عصر پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به اين معني استعمال شده است که اگر رسول اکرم صلي الله عليه و آله شخصي را به انجام کاري امر کنند، انجام آن حتي اگر از سخت‏ترين کارها هم باشد بر آن فرد واجب است، به طور مثال اگر پيامبر صلي الله عليه و آله به کسي دستور خودکشي بدهند. آن فرد بايد خود را به قتل برساند. سؤال اين است که آيا ولايت فقيه در عصر ما با توجه به اين که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله معصوم بودند و در اين زمان ولي معصوم وجود ندارد، به همان معناي عصر پيامبر صلي الله عليه و آله است؟

مراد از ولايت مطلقه فقيه جامع الشرايط اين است که دين حنيف اسلام که آخرين دين آسماني است و تا روز قيامت استمرار دارد دين حکومت و اداره امور جامعه است، لذا همه طبقات جامعه اسلامي ناگزير از داشتن ولي امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامي را از شر دشمنان اسلام و مسلمين حفظ نمايد، و از نظام جامعه اسلامي پاسداري نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدّي قوي بر ضعيف جلوگيري نمايد، و وسائل پيشرفت و شکوفائي فرهنگي، سياسي و اجتماعي را تأمين کند. اين کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادي بعضي از اشخاص منافات داشته باشد، حاکم مسلمانان پس از اين که وظيفه خطير رهبري را طبق موازين شرعي به عهده گرفت، بايد در هر مورد که لازم بداند تصميمات مقتضي بر اساس فقه اسلامي اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نمايد. تصميمات و اختيارات ولي فقيه در مواردي که مربوط به مصالح عمومي اسلام و مسلمين است، در صورت تعارض با اراده و اختيار آحاد مردم، بر اختيارات و تصميمات آحاد امّت مقدّم و حاکم است، و اين توضيح مختصري درباره ولايت مطلقه‏است.

س 64: آيا همانگونه که بقاء بر تقليد از ميّت بنا بر فتواي فقها بايد با اجازه مجتهد زنده باشد، اوامر و احکام شرعي حکومتي هم که از رهبر متوفّي صادر شده است، براي استمرار و نافذ بودن احتياج به اذن رهبر زنده دارد يا اين که بدون اذن رهبر زنده هم خود به خود از قابليت اجرائي برخوردار است؟

احکام ولائي و انتصابات صادره از طرف ولي امر مسلمين اگر هنگام صدور، موقت نباشد، همچنان استمرار دارد و نافذ خواهد بود، مگر اين که ولي امر جديد مصلحتي در نقض آنها ببيند و آنها را نقض کند.

س 65: آيا بر فقهيي که در کشور جمهوري اسلامي ايران زندگي مي‏کند و اعتقادي به ولايت مطلقه فقيه ندارد، اطاعت از دستورات ولي فقيه واجب است؟ و اگر با ولي فقيه مخالفت نمايد فاسق محسوب مي‏شود؟ و در صورتي که فقيهي اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه دارد ولي خود را از او شايسته‏تر به مقام ولايت مي‏داند، اگر با اوامر فقيهي که متصدي مقام ولايت امر است مخالفت نمايد، فاسق است؟

اطاعت از دستورات حکومتي ولي امر مسلمين بر هر مکلفي ولو اين که فقيه باشد، واجب است. و براي هيچ کسي جايز نيست که با متصدي امور ولايت به اين بهانه که خودش شايسته‏تر است، مخالفت نمايد. اين در صورتي است که متصدي منصب ولايت از راههاي قانوني شناخته شده به مقام ولايت رسيده باشد. ولي در غير اين صورت، مسأله به طور کلي تفاوت خواهد کرد.

س 66: آيا مجتهد جامع الشرائط در عصر غيبت ولايت بر اجراي حدود دارد؟

اجراي حدود در زمان غيبت هم واجب است و ولايت بر آن اختصاص به ولي امر مسلمين دارد.

س 67: آيا ولايت فقيه يک مسأله تقليدي است يا اعتقادي؟ و کسي که به آن اعتقاد ندارد چه حکمي دارد؟

ولايت فقيه از شئون ولايت و امامت است که از اصول مذهب مي‏باشد. با اين تفاوت که احکام مربوط به ولايت فقيه مانند ساير احکام فقهي از ادّله شرعي استنباط مي‏شوند و کسي که به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذيرش ولايت فقيه رسيده، معذور است.

س 68: گاهي از بعضي از مسئولين، مسأله‏اي به عنوان ولايت اداري شنيده مي‏شود که به معناي لزوم اطاعت از دستورات مقام بالاتر بدون حق اعتراض است. نظر جنابعالي در اين باره چيست؟ و وظيفه شرعي ما کدام است؟

مخالفت با اوامر اداري که بر اساس ضوابط و مقررات قانوني اداري صادر شده باشد، جايز نيست. ولي در مفاهيم اسلامي چيزي به عنوان ولايت اداري وجود ندارد.

س 69: آيا اطاعت از دستورات نماينده ولي فقيه در مواردي که داخل در قلمرو نمايندگي اوست، واجب است؟

اگر دستورات خود را بر اساس قلمرو صلاحيت و اختياراتي که از طرف ولي فقيه به او واگذار شده است، صادر کرده باشد، مخالفت با آنها جايز نيست.

 

 

احکام آبها :

س 70: اگر قسمت پايين آب قليلي که به طور سرازير و بدون فشار به پايين مي‏ريزد، با نجاست برخورد کند، آيا قسمت بالاي اين آب همچنان پاک باقي مي‏ماند؟

اگر سرازيري آب بگونه‏اي باشد که جريان از بالا به پايين بر آن صدق کند، قسمت بالاي آن پاک است.

س 71: آيا در شستن لباسهاي نجس با آب کرّ و جاري، فشردن هم لازم است و يا اين‏که بعد از زوال عين نجاست همين که آب آن را فرا گرفت، کفايت مي‏کند.

بايد بنابر احتياط آن را فشار يا تکان دهند.

س 72: آيا در تطهير لباس متنجّس با آب کر و جاري، فشار دادن خارج آب لازم است يا با همان فشار داخل آب پاک مي‏شود؟

فشار يا تکان دادن داخل آب، کافي است.

س 73: آيا گليم يا فرش نجسي را که با آب لوله کشي متصل به منبع آب شهري شستشو مي‏دهيم، به مجرد رسيدن آب لوله کشي به محل نجس، پاک مي‏شوند يا بايد آب غساله از آن جدا شود؟

در تطهير با آب لوله کشي، جدا شدن آب غساله شرط نيست، بلکه به مجرد رسيدن آب به مکان نجس، بعد از زوال عين نجاست و حرکت غساله از جاي خود به وسيله دست کشيدن بر فرش در هنگام اتصال آب، طهارت حاصل مي‏شود.

س 74: حکم وضو و غسل با آبي که به طور طبيعي غليظ است چيست؟ مانند آب دريائي که بر اثر وجود املاح فراوان غليظ شده است، مثل درياچه اروميه يا موارد ديگري که غلظت بيشتري دارند.

مجرد غلظت آب به سبب وجود املاح، مانع از صدق عنوان آب مطلق بر آن نمي‏شود، و براي ترتب آثار شرعي آب مطلق، صدق عنوان آن در نظر عرف کافي است.

س 75: آيا براي ترتب آثار کر بودن آب، علم به کر بودن آن واجب‏است يا اين که بناء بر کر بودن آب کافي است؟ (مانند آب موجود در دستشوئي‏هاي قطار و غيره)

اگر حالت سابقه کر بودن آب احراز شود، بنا گذاشتن بر کر بودن آن جايزاست.

س 76: در مساله (147) رساله امام خميني قدس سره آمده است: در طهارت و نجاست به گفته کودک مميز تا زمان بلوغ اعتناء نمي‏شود. اين فتوا تکليف دشواري است. زيرا به طور مثال مستلزم اين است که پدر و مادر تطهير فرزندشان را پس از قضاء حاجت تا سن پانزده سالگي به عهده بگيرند. لطفا وظيفه شرعي ما را بيان فرمائيد.

قول کودکي که در آستانه بلوغ است در اين باره معتبر است.

س 77: گاهي به آب موادي اضافه مي‏کنند که آن را به رنگ شير در مي‏آورد، آيا اين آب مضاف است؟ حکم وضو و تطهير با آن چيست؟

آن آب حکم آب مضاف را ندارد.

س 78: در تطهير، چه فرقي بين آب کر و آب جاري است؟

هيچ تفاوتي با هم ندارند.

س 79: اگر آب شور جوشانده شود، آيا با آبي که از بخار آن بدست مي‏آيد، مي‏توان وضو گرفت؟

اگر آب مطلق بر آن صدق کند، آثار آب مطلق را دارد.

س 80: براي پاک شدن کف پا يا کفش، راه رفتن به مقدار پانزده گام شرط است. آيا اين کار بايد بعد از زوال عين نجاست صورت بگيرد يا پانزده گام رفتن با وجود عين نجاست کافي است؟ آيا پس از آنکه عين نجاست با پانزده گام از بين رفت، کف پا يا کفش پاک مي‏شود؟

کسي که بر اثر راه رفتن روي زمين، کف پا يا کفش او، نجس شده است هر گاه تقريبا به قدر ده قدم روي زمين خشک و پاک راه برود، کف پا و کفش او پاک مي‏شود مشروط به اين که عين نجاست، زائل شود.

س 81: آيا کف پا يا ته کفش با راه رفتن روي زميني که آسفالت شده، پاک مي‏شود؟

زمينهاي آسفالت و يا آغشته به قير، پاک کننده کف پا يا ته کفش نيستند.

س 82: آيا آفتاب از مطهّرات است؟ اگر هست، شرايط مطهّريت آن چيست؟

تابيدن آفتاب باعث طهارت زمين و همه اشياء غير منقول از قبيل ساختمان و چيزهائي که در آن بکار رفته مانند چوب، در، پنجره و مانند آن مي‏شود، به شرطي که عين نجاست قبلا از آنها زائل شده باشد و در موقع تابش آفتاب‏تر باشند و به وسيله آفتاب خشک شوند.

س 83: لباسهاي نجسي که در موقع تطهير، آب را رنگين مي‏کنند، چگونه پاک مي‏شوند؟

اگر رنگ دادن لباس باعث مضاف شدن آب نشود، لباسهاي نجس با ريختن آب بر آنها، پاک مي‏شوند.

س 84: کسي که براي غسل جنابت آب را در ظرفي مي‏ريزد و در هنگام غسل قطرات آب به داخل ظرف مي‏چکد، آيا موجب نجس شدن آب مي‏گردد؟ و آيا مانع از تمام کردن غسل با آن آب مي‏شود؟

اگر آب از آن قسمت بدن که پاک است به داخل ظرف بچکد، پاک است و مانعي براي تمام کردن غسل با آن وجود ندارد.

س 85: آيا تطهير تنوري که با گِل آغشته به آب نجس ساخته شده است، امکان دارد؟

ظاهر آن با شستن قابل تطهير است و طهارت ظاهر تنور که خمير به آن مي‏چسبد براي پختن نان کافي است.

س 86: آيا روغن نجس با انجام فعل و انفعالات شيميائي بر روي آن به طوري که ماده‏ي آن داراي خواص جديدي شود، بر نجاست خود باقي مي‏ماند يا اين که حکم استحاله را پيدا مي‏کند؟

براي تطهير مواد نجس، مجرّد انجام فعل و انفعالات شيميائي که خاصيت جديدي به مواد ببخشد، کافي نيست.

س 87: در روستاي ما حمامي وجود دارد که سقف آن مسطح و صاف است و از آن قطرات حاصل از بخار آب بر سر استحمام کنندگان مي‏چکد. آيا اين قطرات پاک است؟ آيا غسل بعد از چکيدن اين قطرات صحيح است؟

بخار حمام و قطراتي که از سقف پاک مي‏چکد، محکوم به طهارت است، و چکيدن اين قطرات بر بدن باعث نجاست آن نمي‏شود و به صحت غسل ضرر نمي‏رساند.

س 88: با توجه به اينکه بر اساس تحقيقات علمي، وزن آبهاي فاضلاب‏ها در اثر اختلاط با مواد معدني و آلودگي به ميکرب 10% بيشتر از وزن طبيعي آب است، اگر در اينگونه آبهإ؛ در تصفيه‏خانه‏ها تغييراتي به وجود آيد و بوسيله عمليات فيزيکي، شيميائي و بيولوژيکي، مواد معدني آلوده و ميکروبها را از آن جدا سازند. به طوري که بعد از تصفيه کامل از جهت فيزيکي (رنگ، بو، طعم) و از جهت شيميائي (مواد معدني آلوده) و از جهت بهداشتي (ميکروبهاي مضر و تخم انگلها) بمراتب بهداشتي‏تر و بهتر از آبهاي بسياري از نهرها و درياها بويژه آبهائي که براي آبياري استفاده مي‏نمايند، گردد. آيا اين آبها که قبل از تصفيه نجس هستند، با اعمال مذکور پاک شده و حکم استحاله بر آنها جاري مي‏گردد يا آنکه پس از تصفيه هم محکوم به نجاست هستند؟

در فرض مذکور با مجرد جداسازي مواد معدني آلوده و ميکربها و غير آن از آبهاي فاضلابها، استحاله تحقق پيدا نمي‏کند. مگر اين که عمل تصفيه با تبخير آب و تبديل دوباره بخار به آب، انجام شود.

 

 

احکام تخلّي‏ :

س 89: عشاير بخصوص در ايام کوچ کردن، آب کافي براي تطهير در اختيار ندارند، آيا چوب و سنگريزه براي تطهير مخرج بول کفايت مي‏کند؟ آيا آنان مي‏توانند با اين حال نماز بخوانند؟

مخرج بول جز با آب پاک نمي‏شود. ولي نماز کسي که توانائي تطهير بدن خود با آب را ندارد، صحيح است.

س 90: حکم تطهير مخرج بول و غائط با آب قليل چيست؟

براي طهارت مخرج بول با آب قليل دو بار شستن بنابراحتياط لازم است، و براي طهارت مخرج غائط شستن تا مقداري که عين نجاست و آثار آن از بين برود، لازم است.

س 91: بر حسب عادت، نمازگزار بايد بعد از بول کردن استبراء نمايد. در عورت من زخمي وجود دارد که هنگام استبراء بر اثر فشار از آن خون جاري شده و با آبي که براي تطهير استفاده مي‏کنم مخلوط مي‏شود و باعث نجاست بدن و لباسم مي‏گردد. اگر استبراء نکنم احتمال دارد زخم زودتر بهبود يابد ولي با استبراء و فشاري که بر آن وارد مي‏شود زخم باقي خواهد ماند و خوب شدن آن سه ماه طول خواهد کشيد. خواهش مي‏کنم بيان فرمائيد که عمل استبراء را انجام بدهم يا خير؟

استبراء واجب نيست. و اگر موجب ضرر شود جايز هم نخواهد بود. البته اگر استبراء نشود و بعد از بول کردن رطوبت مشتبه خارج شود، حکم بول را دارد.

س 92: گاهي بدون اختيار از انسان بعد از بول و استبراء رطوبتي خارج مي‏شود که شبيه بول است. آيا اين رطوبت نجس است يا پاک؟ اگر انسان بعد از مدتي بطور اتفاقي متوجه اين مسأله شود، نمازهاي گذشته‏اش چه حکمي دارد؟ آيا از حالا به بعد بر او واجب است در مورد خروج اين رطوبت غير اختياري بررسي نمايد؟

اگر بعد از استبراء رطوبتي خارج شود که بول بودن آن مشکوک باشد، حکم بول را ندارد و محکوم به طهارت است، و بررسي و جستجو در اين باره لازم نيست.

س 93: لطف بفرمائيد در صورت امکان راجع به اقسام رطوبتي که گاهي از انسان خارج مي‏شود، توضيح دهيد.

رطوبتي که گاهي بعد از خروج مني از انسان خارج مي‏شود، وذي نام دارد، و رطوبتي که بعضي از اوقات بعد از بول خارج مي‏شود، ودي ناميده مي‏شود، و رطوبتي که بعد از ملاعبه زن و مرد با يکديگر خارج مي‏شود، مذي نام دارد. همه اين رطوبتها پاک است و باعث نقض طهارت نمي‏شود.

س 94: اگر کاسه توالتها در جهت مخالف سمتي که اعتقاد دارند قبله است، نصب شود و بعد از مدتي متوجه شويم که جهت کاسه با جهت قبله 20 تا 22 درجه تفاوت دارد. آيا تغيير جهت کاسه توالت واجب است يا خير؟

انحراف از قبله به مقداري که انحراف از سمت قبله بر آن صدق کند، کافي است و اشکال ندارد.

س 95: بر اثر بيماري در مجاري ادرار، بعد از بول و استبراء، ادرارم قطع نمي‏شود و رطوبت مي‏بينم. براي معالجه به پزشک مراجعه نموده و به دستورات او عمل کردم ولي بيماري‏ام معالجه نشد. وظيفه شرعي من چيست؟

بعد از استبراء، به شک در خروج بول اعتنا نمي‏شود، و اگر يقين داريد که بول به صورت قطره قطره از شما خارج مي‏شود، بايد به وظيفه مسلوس که در رساله عمليه امام خميني قدس سره ذکر شده، عمل نمائيد و تکليفي زائد بر آن نداريد.

س 96: کيفيت استبراء قبل از تطهير مخرج غايط چگونه است؟

تفاوتي بين استبراء قبل از تطهير مخرج غائط و بعد از تطهير آن، از نظر کيفيت وجود ندارد.

س 97: استخدام در بعضي از شرکت‏ها و مؤسسات مستلزم معاينات پزشکي است که گاهي مشتمل بر کشف عورت است. آيا اين عمل در صورت نياز جايز است؟

کشف عورت در برابر شخص ديگر، هر چند لازمه استخدام باشد، جايز نيست، مگر در صورتي که ترک کار براي او مشقت آور بوده و مضطرّ به آن باشد.

س 98: در هنگام تخلّي، مخرج بول با چند مرتبه شستن پاک مي‏شود؟

محل دفع بول بنابر احتياط واجب با دو مرتبه شستن با آب قليل پاک مي‏شود.

س 99: مخرج مدفوع را چگونه مي‏توان تطهير کرد؟

مخرج مدفوع را به دوگونه مي‏توان تطهير کرد: اول آنکه با آب بشويد تا نجاست زائل شود و پس از آن آب کشيدن لازم نيست. دوم آنکه با سه قطعه سنگ يا پارچه پاک و امثال آن، نجاست را پاک نمايد و اگر با سه قطعه، نجاست زائل نشد با قطعات ديگري آن را کاملا پاک کند، و به جاي سه قطعه مي‏تواند از سه جاي يک قطعه سنگ يا پارچه استفاده کند.

 

 

احکام وضو :

س 100: به نيت طهارت براي نماز مغرب وضو گرفتم، آيا براي من با اين وضو مسّ قرآن کريم و خواندن نماز عشا جايز است؟

بعد از آنکه وضو به طور صحيح محقّق شد، تا زماني که باطل نشده است، انجام هر عمل مشروط به طهارت، با آن جايز است.

س 101: کسي که در جلوي سرش موي مصنوعي گذاشته است و در صورت نگذاشتن آن به مشقت مي‏افتد، آيا مسح بر موي مصنوعي براي او جايز است؟

موي مصنوعي اگر به نحو کلاه گيس باشد، واجب است براي مسح آن را بردارد، ولي اگر موي مصنوعي بر پوست سرکاشته شده باشد و برداشتن آن از جلوي سر باعث عسر و حرجي شود که عادتا قابل تحمل نيست، مسح بر روي آن مجزي است.

س 102: شخصي گفته است که هنگام وضو فقط بايد دو مشت آب بر صورت ريخته شود، و اگر بار سوم آب ريخته شود وضو باطل خواهد بود. آيا اين سخن صحيح است؟

شستن اعضاء در وضو، بار اوّل واجب و بار دوّم جائز و بيش از آن مشروع نيست لکن ملاک براي تعيين هر بار، قصد انسان است، پس اگر به قصد بار اوّل چند مرتبه آب بريزد اشکال ندارد.

س 103: آيا در وضوي ارتماسي جايز است که چند بار دست و صورت را داخل آب کنيم يا اين که فقط دوبار جايز است؟

فقط دو بار مي‏توان دست و صورت را وضوي ارتماسي داد بار اوّل واجب، و بار دوّم جائز است و بيش از آن، مشروع نيست. ولي در وضوي ارتماسي در مورد دستها بايد قصد شستن وضوئي آنها هنگام خارج کردن آنها از آب باشد، تا بتوان از اين طريق مسح را با آب وضو انجام داد.

س 104: آيا چربيهائي که به طور طبيعي در مو و صورت به وجود مي‏آيند، مانع محسوب مي‏شوند؟

مانع محسوب نمي‏شود، مگر آنکه به حدّي باشد که مانع از رسيدن آب به پوست و مو گردد.

س 105: مدت زماني مسح پاهايم را از سر انگشتان انجام نمي‏دادم، بلکه فقط روي پا و مقداري از انگشتان را مسح مي‏کردم؛ آيا اين مسح صحيح بوده است؟ و در صورت عدم صحت، نمازهائي را که خوانده‏ام بايد قضا کنم؟

اگر مسح پا شامل سر انگشتان پا نباشد، وضو باطل و قضاي نمازهاي خوانده شده، واجب است. و در صورتي که انسان شک داشته باشد که آيا هنگام مسح، از سر انگشتان پا مسح مي‏کرده است يا نه؟ وضو و نمازهاي خوانده شده محکوم به صحت هستند.

س 106: بر آمدگي روي پا که هنگام مسح، دست بايد تا آنجا کشيده شود، کدام است؟

بايد مسح پا را تا مفصل بکشند.

س 107: وضو در مساجد و مراکز و ادارات دولتي که دولت در ساير کشورهاي اسلامي بنا مي‏کند، چه حکمي دارد؟

جايز است و مانع شرعي ندارد.

س 108: چشمه‏اي است که سرچشمه آن در زمين ملکي شخصي قرار دارد. اگر بخواهيم آب آن را به وسيله لوله به منطقه‏اي که چند کيلومتر با آن فاصله دارد، انتقال دهيم، بايد لوله از زمين‏هاي ملکي اين شخص و افراد ديگر عبور نمايد، آيا در صورت عدم رضايت مالکين زمين‏ها، استفاده از آب چشمه براي وضو و غسل و ساير تطهيرات جايز است؟

اگر چشمه، در کنار و خارج از ملک غير، خود به خود جوشيده و قبل از جريان آن بر زمين، وارد لوله شده و به منطقه منظور هدايت شود در صورتي که استفاده از آب عرفا تصرّف در ملک غير محسوب نشود، اشکال ندارد.

س 109: سازمان آب، نصب پمپ فشار و استفاده از آن را ممنوع اعلام کرده است، ولي در برخي از محلّه‏ها فشار آب ضعيف است و ساکنان آن مجبورند که براي استفاده از آب در طبقات بالاي ساختمانها از پمپ فشار استفاده کنند، با توجه به اين مسأله به دو سؤال زير پاسخ فرماييد؟

الف: آيا نصب پمپ فشار آب جهت استفاده از آب بيشتر از نظر شرعي جايز است؟

ب: در صورت عدم جواز استفاده از پمپ فشار آب، وضو و غسل با آبي که بوسيله پمپ جذب مي‏شود چه حکمي دارد؟

در فرض سؤال، نصب و استفاده از پمپ فشار جايز نيست، و وضو و غسل با آبي که بوسيله پمپ به دست مي‏آيد، محل اشکال است.

س 110: نظر جنابعالي درباره وضو گرفتن قبل از داخل شد وقت نماز چيست؟ در پاسخ به يکي از استفتائات فرموده‏ايد که با وضوئي که نزديک اول وقت نماز گرفته مي‏شود، مي‏توان نماز خواند. منظور شما از نزديک اول وقت نماز، چه مقدار است؟

ملاک صدق عرفي نزديکي وقت نماز است، و اگر در آن وقت براي نماز وضو گرفته شود، اشکال ندارد.

س 111: آيا شخصي که وضو مي‏گيرد، مستحب است هنگام مسح قسمت پائين انگشتان پا يعني جائي را که موقع راه رفتن با زمين تماس پيدا مي‏کند، مسح نمايد؟

محل مسح پا عبارت است از روي پا از سر يکي از انگشتان تا مفصل ساق، و استحباب مسح پائين انگشتان پا ثابت نشده است.

س 112: اگر شخص وضو گيرنده، هنگام شستن دستها و صورت به قصد وضو اقدام به باز و بسته کردن شير آب نمايد، اين کار او چه حکمي دارد؟

اشکال ندارد و به صحت وضو لطمه‏اي نمي‏زند. ولي اگر بعد از فراغت از شستن دست چپ و قبل از مسح با آن، دستش را روي شيري که خيس است بگذارد و آب وضوي دست با آب خارج از وضو مخلوط شود، صحت مسح با رطوبتي که مختلط از آب وضو و آب خارج است، محل اشکال مي‏باشد.

س 113: آيا براي مسح مي‏توان از غير آب وضو استفاده کرد؟ و همچنين آيا مسح سر حتما بايد با دست راست و از بالا به پايين باشد؟

مسح سر و پاها بايد با رطوبتي که از آب وضو در دستها مانده، کشيده شود و اگر رطوبتي باقي نمانده بايد از ريش يا ابرو رطوبت گرفته و مسح نمايد و احتياط آن است که مسح سر با دست راست باشد، ولي کشيدن مسح از بالا به پايين لازم نيست.

س 114: بعضي از زنها ادعا مي‏کنند که وجود رنگ روي ناخن مانع وضو نيست و مسح روي جوراب نازک هم جايز است. نظر شريف جنابعالي در اين باره چيست؟

در صورتي که رنگ داراي جرم باشد، مانع از رسيدن آب به ناخن مي‏باشد و وضو باطل است و مسح بر جوراب هر قدر هم نازک باشد، صحيح نيست.

س 115: آيا مجروحان جنگي که قطع نخاع شده‏اند و قدرت نگهداري بول را ندارند، جايز است در نماز جمعه شرکت کرده و به خطبه‏ها گوش دهند و با عمل به وظيفه شخص مسلول، نماز جمعه و عصر را بخوانند؟

شرکت آنان در نماز جمعه اشکال ندارد، ولي با توجه به اينکه بر آنان واجب است که بعد از وضو گرفتن بدون فاصله زماني، شروع به خواندن نماز کنند، بنابراين وضوي قبل از خطبه‏هاي نماز جمعه در صورتي براي خواندن نماز جمعه کافي است که بعد از وضو حدثي از آنان سر نزند.

س 116: شخصي که قادر بر وضو گرفتن نيست، فرد ديگري را براي انجام وضو به نيابت مي گيرد و خودش نيت نموده و با دست خود مسح مي‏کند و اگر قادر بر مسح نباشد نايب دست او را گرفته و با آن مسح مي نمايد. اگر از اين کار هم عاجز باشد، نائب از دست او رطوبت گرفته و مسح مي‏کند. حال، اگر اين شخص دست نداشته باشد، چه حکمي دارد؟

اگر اين شخص کف دست نداشته باشد، براي مسح، رطوبت از ساعد او گرفته مي شود، و اگر ساعد هم نداشته باشد، رطوبت از صورت او گرفته شده و سر و پا با آن مسح مي‏شوند.

س 117: در نزديکي محل برگزاري نماز جمعه مکاني براي وضو گرفتن وجود دارد که تابع مسجد جامع است و پول آب آن از غير بودجه مسجد پرداخت مي شود. آيا شرکت کنندگان در نماز جمعه جايز است که از آن آب استفاده کنند؟

چون آب آن براي وضو گرفتنِ همه نمازگزاران بطور مطلق قرارداده شده است، استفاده از آن اشکال ندارد.

س 118: آيا وضوئي که قبل از نماز ظهر و عصر گرفته شده، براي خواندن نماز مغرب و عشا هم با علم به اين که در اين مدت هيچيک از مبطلات وضو از وي سرنزده است، کافي است؟ يا آنکه هر نمازي نيت و وضوي جداگانه‏اي دارد؟

براي هر نمازي وضوي جداگانه لازم نيست. با يک وضو تا زماني که باطل نشده، مي تواند هر مقدار نماز که مي‏خواهد بخواند.

س 119: آيا وضو گرفتن به نيت نماز واجب قبل از داخل شدن به وقت آن جايز است؟

وضو گرفتن براي خواندن نماز واجب، اگر نزديک داخل شدن به وقت آن باشد. اشکال ندارد.

س 120: به علت فلج شدن هر دو پايم به کمک کفش طبي و عصاي چوبي راه مي روم، و چون به هيچ وجه بيرون آوردن کفش هنگام وضو برايم امکان ندارد، اميدوارم وظيفه شرعي مرا در رابطه با مسح هر دو پا بيان فرمائيد.

اگر بيرون آوردن کفش براي مسح پاها براي شما خيلي سخت و دشوار است ، مسح بر روي کفش کافي و مجزي است.

س 121: اگر بعد از رسيدن به مکاني تا چند فرسخي آن به جستجوي آب بپردازيم و آب آلوده و کثيفي را بيابيم، در اين حالت تيمم براي ما واجب است يا وضو گرفتن با آن آب؟

اگر آن آب پاک و مطلق باشد و استعمال آن ضرري نداشته باشد و خوف ضرر هم در بين نباشد، وضو واجب است و نوبت به تيمم نمي‏رسد.

س 122: آيا وضو به خودي خود مستحب است؟ و آيا مي توان قبل از داخل شدن به وقت نماز به قصد قربت وضو گرفت و با همان وضو نماز خواند؟

وضو به قصد طهارت از نظر شرعي مستحب و مطلوب است و خواندن نماز با وضوي مستحب جايز است.

س 123: کسي که هميشه در وضويش شک مي‏کند، چگونه مي‏تواند به مسجد برود و نماز بخواند و به قرائت قرآن کريم و زيارت معصومين عليهم السلام بپردازد؟

شک در بقاي طهارت بعد از وضو اعتبار ندارد، و تا يقين به نقض وضو پيدا نکرده است مي‏تواند با آن نماز بخواند و قرآن قرائت کند و به زيارت برود.

س 124: آيا در صحت وضو شرط است که آب بر همه قسمت‏هاي دست جريان پيدا کند يا آنکه کشيدن دست تر بر آن کافي است؟

صدق شستن منوط به رساندن آب به تمام عضو است هر چند بوسيله دست کشيدن باشد. ولي مسح اعضاء با دست مرطوب به تنهائي کافي نيست.

س 125: آيا در مسح سر، مرطوب شدن مو کافي است يا اين که رطوبت بايد به پوست سر هم برسد؟

مسح بر پوست سر واجب نيست. بلکه بر موي قسمت جلوي سر کافي است.

س 126: کسي که از موي مصنوعي استفاده مي‏کند مسح سر را چگونه انجام دهد؟ و وظيفه او راجع به غسل چيست؟

اگر موي کاشته شده، قابل برداشتن نبوده و يا ازاله آن مستلزم ضرر و مشقت باشد و با وجود موها قدرت بر رساندن رطوبت به پوست سر نباشد، مسح بر روي همين موها کافي است، و غسل نيز همين حکم را دارد.

س 127: ايجاد فاصله زماني در شستن اعضاء هنگام وضو يا غسل، چه حکمي دارد؟

فاصله زماني (عدم موالات) در غسل اشکال ندارد. ولي در وضو اگر فاصله به مقداري باشد که اعضاي قبلي خشک شوند، وضو باطل است.

س 128: وضو و نماز کسي که پي در پي از او باد به مقدار کم خارج مي‏شود، چه حکمي دارد؟

اگر نتواند وضوي خود را تا آخر نماز حفظ کند و تجديد وضو در اثناء نماز هم براي او خيلي دشوار باشد، مي تواند با هر وضوئي يک نماز بخواند، يعني براي هر نماز به يک وضو اکتفا کند، هر چند وضوي او در بين نماز باطل شود.

س 129: بعضي از افرادي که در مجتمع هاي مسکوني زندگي مي‏کنند، از پرداخت هزينه خدماتي که از آنها استفاده مي کنند از قبيل هزينه آب سرد و گرم، تهويه، نگهباني و مانند آنها، خودداري مي کنند. آيا روزه و نماز و ساير عبادات اين افراد که بار مالي اين خدمات را بدون رضايت همسايگان به دوش آنان مي‏اندازند، از نظر شرعي باطل است؟

هر يک از مشترکين از نظر شرعي به مقداري که از امکانات مشترک استفاده مي‏کند، نسبت به هزينه خدمات مديون است، و اگر از پرداختِ پول آب، امتناع کند، وضو و غسل او محل اشکال و بلکه باطل است.

س 130: شخصي غسل جنابت نموده و بعد از گذشت سه تا چهار ساعت مي خواهد نماز بخواند، ولي نمي داند غسلش باطل شده است يا خير؟ اگر احتياطا وضو بگيرد، اشکال دارد يا خير؟

در فرض مذکور وضو واجب نيست، ولي احتياط هم مانعي ندارد.

س 131: آيا کودک نا بالغ، محدث به حدث اصغر مي شود ؟ آيا مي توان قرآن را در دسترس او قرارداد تا آن را مسّ کند؟

بله، با عارض شدن مبطلات وضو، کودک نابالغ هم محدث مي شود، ولي مس کتابت قرآن بر او حرام نيست و بر مکلّف واجب نيست او را از دست زدن به نوشته قرآن باز دارد.

س 132: اگر عضوي از اعضاي وضو بعد از شستن آن و قبل از اتمام وضو ، نجس شود، چه حکمي دارد؟

نجس شدن آن عضو، به صحت وضو ضرر نمي‏رساند، ولي تطهير آن عضو براي پاک شدن از نجاست بخاطر نماز واجب است.

س 133: آيا بودن چند قطره آب بر روي پا هنگام مسح، براي وضو ضرر دارد؟

واجب است که محل مسح از آن قطرات خشک شود تا هنگام مسح، رطوبت دست بر پا تأثير بگذارد نه بر عکس.

س 134: کسي که دست راست او از بالاي مرفق قطع شده، آيا مسح پاي راست از او ساقط است؟

مسح پاي راست از او ساقط نمي شود، بلکه بايد با دست چپ بر آن مسح کند.

س 135: کسي که در اعضاي وضوي او زخم يا شکستگي باشد، چه وظيفه اي دارد؟

اگر در اعضاي وضو زخم يا شکستگي است و روي آن باز باشد و آب براي آن ضرر ندارد، بايد آن را بشويد و اگر شستن آن مضر است بايد اطراف آن را بشويد، و احتياط آن است که اگر کشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد، دست تر بر آن بکشد.

س 136: کسي که محل مسح او زخم است، چه وظيفه‏اي دارد؟

اگر نمي تواند روي زخم محل مسح دستِ تر بکشد بايد به جاي وضو تيمم کند. ولي در صورتي که مي تواند پارچه‏اي روي زخم قرار دهد و بر آن دست بکشد، احتياط آن است که علاوه بر تيمم، وضو نيز با چنين مسحي بگيرد.

س 137: کسي که جاهل به بطلان وضويش است و بعد از وضو متوجه آن مي شود، چه حکمي دارد؟

اعاده وضو براي اعمال مشروط به طهارت، واجب است، و اگر با وضوي باطل نماز خوانده باشد، اعاده آن نيز واجب مي‏باشد.

س 138: کسي که در يکي از اعضاي وضويش زخمي وجود دارد که حتي اگر جبيره هم بر روي آن قرار دهد دائما از آن خون مي آيد، چگونه بايد وضو بگيرد؟

واجب است جبيره‏اي را بر روي زخم بگذارد که خون از آن بيرون نمي آيد، مثل نايلون.

س 139: آيا خشک کردن رطوبت بعد از وضو مکروه است؟ در مقابل، آيا خشک نکردن آن مستحب است؟

اگر دستمال يا پارچه معيني را مخصوص اين کار قرار دهد، اشکال ندارد.

س 140: آيا رنگ مصنوعي که زنها از آن براي رنگ کردن موي سر و ابروي شان استفاده مي‏کنند، مانع از صحت وضو و غسل است؟

اگر صرفا رنگ باشد و داراي جرمي نباشد که مانع از رسيدن آب به مو شود، وضو و غسل صحيح است.

س 141: آيا جوهر از موانعي است که وجود آن بر روي دست باعث بطلان وضو مي‏شود؟

اگر جوهر داراي جرم بوده و مانع از رسيدن آب به پوست شود، وضو باطل است، و تشخيص اين موضوع بر عهده مکلّف مي‏باشد.

س 142: اگر رطوبت مسح سر به رطوبت صورت متصل شود، آيا وضو باطل مي شود؟

از آنجائي که مسح پاها بايد با رطوبتي که از آب وضو در کف دو دست باقي مانده صورت بگيرد، لذا بايد هنگام مسح سر، دست به قسمت بالاي پيشاني نرسد و با رطوبت صورت برخورد نکند تا اين که رطوبت دست که هنگام مسح پا به آن نياز دارد با رطوبت صورت مخلوط نشود.

س 143: شخصي که وضويش نسبت به وضوي متعارف بين مردم وقت بيشتري مي گيرد، براي يقين پيدا کردن به شستن اعضاي وضو چه کاري بايد انجام دهد؟

بايد از وسوسه اجتناب نمايد، و براي اين که شيطان از او نااميد شود، بايد به وسوسه‏ها اعتناء نکند و کوشش کند که همانند ساير اشخاص به مقداري که از نظر شرعي واجب است، اکتفا نمايد.

س 144: بعضي از قسمت‏هاي بدنم خالکوبي شده است، گفته مي شود که غسل و وضو و نمازم باطل هستند و نمازي از من پذيرفته نمي شود. اميدوارم مرا در اين‏باره راهنمائي فرمائيد.

اگر خالکوبي مجرد رنگ باشد و يا در زير پوست بوده و بر ظاهر پوست چيزي که مانع از رسيدن آب بر آن شود، وجود نداشته باشد، وضو و غسل و نماز صحيح است.

س 145: اگر بعد از خروج بول، انسان استبراء کرد و وضو گرفت و سپس رطوبتي که مردد بين بول و مني است از او خارج شد، چه حکمي دارد؟

در فرض سؤال، براي تحصيل يقين به طهارت از حدث، واجب است که هم غسل کند و هم وضو بگيرد.

س 146: لطفا تفاوت وضوي زن و مرد را بيان فرمائيد.

بين زن و مرد در افعال و کيفيت وضو فرقي نيست، جز اين که براي مردها مستحب است که هنگام شستن آرنج از قسمت بيروني آن شروع کنند و زنها از قسمت داخلي آن.

 

مسّ اسماء و آيات الهي‏

س 147: مسّ ضميرهائي که به ذات باري تعالي بر مي گردند مثل ضمير جمله بسمه تعالي چه حکمي دارد؟

ضمير حکم لفظ جلاله را ندارد.

س 148: نوشتن اسم جلاله اللّه بصورت ا... مرسوم شده است. کساني که بدون وضو اين کلمه را مسّ مي کنند، چه حکمي دارند؟

همزه و نقاط، حکم لفظ جلاله را ندارد، ومس آن بدون وضو، جائز است.

س 149: در جائي که من کار مي کنم در مکاتبات خود کلمه اللّه را به صورت ا... مي‏نويسند.آيانوشتن‏الف‏وسه نقطه به جاي لفظ جلالهاللّه ازنظرشرعي‏صحيح‏است؟

از نظر شرعي مانعي ندارد.

س 150: آيا جايز است به صرف احتمال مسّ لفظ جلاله الله توسط افراد بدون وضو، از نوشتن آن خودداري نموده و يا بصورت ا... نوشته شود؟

مانعي ندارد.

س 151: نابينايان براي خواندن و نوشتن از خط برجسته‏اي معروف به خط بريل که با لمس انگشتان خوانده مي‏شود، استفاده مي‏کنند.

آيا بر نابينايان واجب است که هنگام فراگيري قرآن کريم و مسّ اسماء طاهره که با خط برجسته بريل نوشته شده است، وضو داشته باشند يا خير؟

اگر نقاط برجسته علامت حروف هستند، حکم آن حروف را ندارند ولي اگر در نظر عرف آگاه بعنوان خط محسوب شوند در مس آنها رعايت احتياط لازم است علامتي براي حروف قرآن کريم و اسماء طاهره استفاده مي‏شوند، مسّ آنها نياز به طهارت از حدث ندارد.

س 152: مسّ اسمهايي از قبيل عبداللّه و حبيب اللّه بدون وضو چه حکمي دارد؟

مسّ لفظ جلاله بدون وضو جايز نيست، اگر چه جزئي از يک اسم مرکب باشد.

س 153: آيا جايز است که زن حائض گردنبندي را به گردن بيندازد که نام مبارک پيامبر صلي الله و عليه و آله بر آن نقش شده است؟

به گردن آويختن آن اشکال ندارد، ولي بنابر احتياط واجب است که اسم مبارک پيامبر صلي الله عليه و آله با بدن تماس نداشته باشد.

س 154: آيا حرمت مسّ نوشته‏هاي قرآن بدون وضو اختصاص به موردي دارد که در قرآن کريم باشد، يا شامل مواردي که نوشته قرآني در کتاب ديگري يا تابلو يا ديوار و غير آنها هم باشد، مي‏گردد؟

حرمت مسّ کلمات و آيات قرآني بدون وضو اختصاص به قرآن کريم ندارد. بلکه شامل همه کلمات و آيات قرآني مي‏شود، هر چند در کتاب ديگري يا در روزنامه، مجله، تابلو، و غير آنها باشد.

س 155: خانواده‏اي به قصد خير و برکت هنگام خوردن برنج از ظرفي استفاده مي‏کنند که آيات قرآني از جمله آيةالکرسي روي آن نوشته شده است. آيا اين کار اشکال دارد؟

اگر با وضو باشند و يا غذا را با قاشق از ظرف بر مي‏دارند، اشکال ندارد.

س 156: آيا کساني که بوسيله دستگاه تحرير اسماء جلاله يا آيات قرآني و يا نامهاي معصومين عليهم السلام را مي‏نويسند، بايد در حال نوشتن آنها با وضو باشند؟

اين کار مشروط به طهارت نيست، ولي نوشته‏ها را نبايد بدون وضو مسّ کرد.

س 157: آيا مسّ آرم جمهوري اسلامي ايران بدون وضوء، حرام است؟

اگر در نظر عرف، اسم جلاله محسوب و خوانده شود، مسّ آن بدون طهارت حرام است و در غير اين صورت اشکال ندارد، اگر چه احوط ترک مس آن بدون طهارت است.

س 158: آيا چاپ آرم جمهوري اسلامي ايران بر روي اوراق اداري و استفاده از آن در مکاتبات و غير آن، چه حکمي دارد؟

نوشتن و چاپ لفظ جلاله يا آرم جمهوري اسلامي ايران اشکال ندارد، و احوط اين است که احکام لفظ جلاله در آرم جمهوري اسلامي ايران هم رعايت شود.

س 159: استفاده از تمبرهاي پستي که بر روي آنها آيات قرآني چاپ شده است، و يا چاپ لفظ جلاله و اسماء خداوند عزّ و جلّ و آيات قرآني و يا چاپ آرم مؤسساتي که مشتمل بر آياتي از قرآن کريم است، در روزنامه‏ها و مجلات و نشرياتي که همه روزه منتشر مي‏شوند، چه حکمي دارد؟

طبع و نشر آيات قرآني و اسماء جلاله وامثال آن اشکال ندارد، ولي بر کسي که به دستش مي‏رسد، واجب است که احکام شرعي آنها را رعايت نمايد و از بي احترامي و نجس کردن و مسّ بدون وضوي آنها خودداري کند.

س 160: در بعضي از روزنامه‏ها اسم جلاله يا آيات قرآني نوشته مي‏شود، آيا پيچاندن غذا با آنها، يا نشستن بر آنها و يا استفاده از آنها به جاي سفره و يا انداختن آنها در زباله، با توجه به مشکل بودن استفاده از راههاي ديگر، جايز است يا خير؟

استفاده از اين روزنامه‏ها در مواردي که از نظر عرف، بي احترامي شمرده شود جائز نيست و اگر بي احترامي محسوب نشود اشکال ندارد.

س 161: آيا مسّ نقش کلمات روي انگشترها، جايز است؟

اگر از کلماتي باشد که شرط جواز مسّ آن طهارت است، مسّ آن بدون طهارت جايز نيست.

س 162: انداختن چيزي که مشتمل بر نامهاي خداوند است در نهرها و جوي‏ها چه حکمي دارد؟ آيا اين عمل اهانت محسوب مي‏شود؟

اگر انداختن آنها در نهرها و جويبارها از نظر عرف اهانت محسوب نشود، اشکال ندارد.

س 163: آيا هنگام انداختن اوراق امتحاني تصحيح شده در زباله يا آتش زدن آنها، بايد اطمينان حاصل شود که نامهاي خداوند و اسامي معصومين عليهم السلام در آنها نباشد؟ آيا دور انداختن اوراقي که در يکي از دو طرف آن چيزي نوشته نشده است، اسراف محسوب مي‏شود يا خير؟

فحص و بررسي لازم نيست و هنگامي که وجود اسماء جلاله در ورقه احراز نشود، انداختن آن در زباله اشکال ندارد. اما اوراقي که امکان استفاده از آن در صنعت کارتن سازي و مانند آن وجود دارد و يا بر يک طرف آن نوشته شده است و طرف ديگر آن قابل استفاده براي نوشتن است، سوزاندن و دور انداختن آنها به علت وجود شبهه اسراف، خالي از اشکال نيست.

س 164: اسامي مبارکي که احترام آنها واجب و مسّ بدون وضوي آنها حرام است، کدامند؟

مسّ اسماء و صفات مخصوص ذات باري تعالي بدون وضو حرام است، و احوط الحاق نامهاي انبياء عظام و ائمه معصومين عليهم السلام به نامهاي خداوند متعال، در حکم مذکور است.

س 165: راههاي شرعي محو کردن اسماء مبارک و آيات قرآني هنگام نياز کدامند؟ سوزندان اوراقي که در آن اسم جلاله و آيات قرآني نوشته شده است، هنگام ضرورت براي حفظ اسرار چه حکمي دارد؟

دفن آنها در خاک و يا تبديل آنها به خمير بوسيله آب اشکال ندارد. ولي جواز سوزاندن آنها مشکل است و اگر بي احترامي محسوب شود، جايز نيست، مگر در صورتي که اضطرار اقتضا کند و جدا کردن آيات قرآني و نامهاي مبارک امکان نداشته باشد.

س 166: قطعه قطعه کردن اسماء مبارکة و آيات قرآني به مقدار زياد به طوري که حتي دو حرف آنها به هم متصل نمانده، و غير قابل خواندن شوند، چه حکمي دارد؟ آيا در محو کردن اسماء مبارکه و آيات قرآني و ساقط شدن حکم آنها، تغيير صورت خطي آنها با حذف و اضافه کردن حروف، کافي است؟

تقطيع به نحو مذکور اگر بي احترامي محسوب شود جائز نيست و در غير اين صورت نيز اگر موجب محو نوشته لفظ جلاله و آيات قرآني نشود، کافي نيست، همچنان که تغيير صورت خطي کلمات با اضافه يا کم کردن بعضي حروف نيز باعث زوال حکم شرعي حروفي که به قصد نوشتن لفظ جلاله به کار رفته‏اند، نمي‏شود. بلي، زوال حکم بر اثر تغيير حروف به نحوي که ملحق به محو حروف گردد، بعيد نيست، هر چند احتياط، اجتناب از مسّ آن بدون وضو است.

 

 

احکام غسل جنابت‏

س 167: آيا شخص جنب مي‏تواند در صورت تنگي وقت با تيمم و نجاست بدن و لباس نماز بخواند يا اين که بايد بعد از تطهير و غسل، نماز را قضا نمايد؟

اگر وقت به مقداري نيست که بدن و لباسش را تطهير کند و يا لباس خود را عوض نمايد و به علت سردي هوا و مانند آن نمي‏تواند نماز خود را برهنه هم بخواند، بايد نماز را با تيمم بدل از غسل جنابت با همان لباس نجس بخواند. اين نماز مجزي است و قضاي آن بر او واجب نيست.

س 168: آيا رسيدن مني به داخل رحم بدون دخول، سبب جنابت زن مي‏شود؟

در اين صورت جنابت محقق نمي‏شود.

س 169: آيا بر زنان پس از انجام معاينات داخلي با وسائل طبي غسل واجب مي‏گردد؟

تا زماني که مني خارج نشود، غسل واجب نيست.

س 170: اگر دخول به مقدار حشفه صورت بگيرد، ولي مني خارج نشود و زن نيز به مرحله اوج لذت نرسد، آيا غسل فقط بر زن واجب است يا فقط بر مرد يا بر هر دو؟

با تحقق دخول، ولو به مقدار حشفه، غسل بر هر دو واجب است.

س 171: در مورد احتلام زنان، در چه صورتي غسل جنابت بر آنان واجب مي‏شود؟ و آيا رطوبتي که هنگام ملاعبه و شوخي با همسر از آنان خارج مي‏شود، حکم مني را دارد؟ و آيا بدون سست شدن بدن و رسيدن به اوج لذت، غسل بر آنها واجب مي‏شود؟ بطور کلي در زنان بدون نزديکي، جنابت چگونه تحقق مي‏يابد؟

اگر زن به اوج لذت جنسي برسد و در آن حال مايعي از او خارج شود جنابت محقق شده و غسل بر او واجب مي‏شود و اگر شک کند که به اين مرحله رسيده يا نه و يا شک در خروج مايع داشته باشد، غسل واجب نيست.

س 172: آيا خواندن کتاب و يا ديدن فيلمهائي که موجب تحريک شهوت مي‏شود، جائز است؟

جايز نيست.

س 173: اگر زن بعد از نزديکي همسرش با وي، در حالي که مني در رحم او باقي مانده است، بلافاصله غسل نمايد و بعد از غسل، مني از رحم خارج شود، آيا غسل او صحيح است؟ آيا مني خارج شده بعد از غسل، پاک است يا نجس و موجب جنابت مجدد مي‏شود يا خير؟

غسل او صحيح است و رطوبتي که بعد از غسل از او خارج مي‏شود، اگر مني باشد نجس است، ولي اگر مني مرد باشد، باعث جنابت مجدد نمي‏شود.

س 174: مدتي است که مبتلا به شک در غسل جنابت شده‏ام، به طوري که با همسرم نزديکي نمي‏کنم. با اين حال حالتي غيرارادي به من دست مي‏دهد که گمان مي‏کنم غسل جنابت بر من واجب شده است و حتي هر روز دو يا سه بار غسل مي‏کنم، و اين شک مرا آزار مي‏دهد، تکليف من چيست؟

با شک در جنابت حکم جنابت مترتب نمي‏شود، مگر اين که رطوبتي از شما خارج شود که همراه با علامت‏هاي شرعي خروج مني باشد يا يقين به خروج مني داشته باشيد.

س 175: آيا غسل جنابت در حال حيض صحيح است، به طوري که مسقط تکليف زن جنب باشد؟

صحت غسل در فرض مذکور محل اشکال است.

س 176: اگر زن در حال حيض، جنب يا در حال جنابت حايض شود، آيا بعد از پاک شدن از حيض هر دو غسل بر او واجب است؟ يا اين که با حدوث جنابت در حال حيض، غسل جنابت بر او واجب نيست زيرا در موقع جنابت پاک نبوده است؟

در هر دو صورت، علاوه بر غسل حيض، غسل جنابت هم واجب است، ولي جايز است که در مقام عمل، به غسل جنابت اکتفا کند، ليکن احوط اين است که نيت هر دو غسل را بنمايد.

س 177: در چه صورتي حکم مي‏شود که رطوبت خارج شده از مرد مني است؟

اگر همراه با شهوت، جستن و سست شدن بدن باشد، حکم مني را دارد.

س 178: گاهي اثر گچ يا صابون بعد از غسل کردن در اطراف ناخن‏هاي دست و پا مشاهده مي‏شود که در حمام هنگام غسل ديده نمي‏شد، ولي بعد از خروج از حمام و دقت، سفيدي صابون يا گچ آشکار مي‏شود. در اين حال تکليف چيست؟ در حالي که بعضي از افراد هنگام غسل و وضو به اين مسأله جاهل هستند و يا توجهي به آن ندارند و با فرض وجود اثر گچ يا صابون يقين به رسيدن آب به زير آن حاصل نمي‏شود.

مجرد وجود اثر گچ يا صابون که بعد از خشک شدن اعضاء ظاهر مي‏شود، ضرري به وضو يا غسل نمي‏رساند، مگر اين که داراي جرمي باشد که مانع از رسيدن آب به بشره شود.

س 179: يکي از برادران مي‏گويد صحت غسل مشروط به تطهير بدن از نجاست، قبل از غسل است و اگر تطهير آن از مني يا غير آن در اثناي غسل باشد موجب بطلان غسل مي‏شود. بر فرض صحت گفته او و با توجه به اين که من جاهل به اين مسأله بوده‏ام، آيا نمازهاي گذشته من باطل بوده و قضاي آنها واجب است؟

پاک بودن تمامي بدن قبل از غسل واجب نيست، بلکه پاک بودن هر عضوي هنگام غسل آن کافي است. بنابراين اگر عضو، قبل از غسل‏آن، تطهير شده باشد، غسل و نمازي که با آن خوانده شده، صحيح است. ولي اگر عضو نجس قبل از غسل‏آن تطهير نشود، و با يک شستن بخواهد هم آن را پاک کند و هم غسل نمايد، غسل باطل است و نمازي که با چنين غسلي خوانده، باطل و قضاي آن واجب است.

س 180: آيا رطوبتي که از انسان در حال خواب خارج مي‏شود، حکم مني را دارد؟ با آنکه مي‏دانيم هيچيک از علامتهاي سه گانه (جستن، شهوت و سستي بدن) را ندارد و شخص هم متوجه آن نمي‏شود مگر وقتي که بعد از بيداري لباسهاي زير خود را مرطوب ببيند.

اگر علائم سه گانه يا يکي از آنها وجود نداشته باشد و يا شک در آن باشد، حکم مني را ندارد مگر اينکه از راه ديگري يقين کند که مني است.

س 181: جواني هستم که در خانواده فقيري زندگي مي‏کنم و از مني به دفعات زياد از من خارج مي‏شود و خجالت مي‏کشم از پدرم تقاضاي پول حمام بکنم، در خانه هم حمام نداريم. تقاضا مي‏کنم مرا راهنمائي فرمائيد.

در انجام تکليف شرعي، حيا معني ندارد. حيا، عذر شرعي براي ترک واجب نيست. به هر حال اگر غسل جنابت براي شما امکان ندارد، وظيفه شما براي نماز و روزه، تيمم بدل از غسل است.

س 182: اينجانب با مشکلي مواجه هستم، مشکل من اين است که شستن بدنم، هر چند با يک قطره آب، براي بدنم ضرر دارد، حتي مسح هم همين طور است. هنگام شسستن بدنم ولو به مقدار کم، علاوه بر عوارض ديگر، تپش قلبم زياد مي‏شود، آيا با اين وضعيت براي من جايز است با همسرم مقاربت نموده و براي چندين ماه تيمم بدل از غسل نمايم و با آن نماز خوانده و داخل مسجد شوم؟

ترک مقاربت بر شما واجب نيست، و در صورت جنابت و معذور بودن از انجام غسل، وظيفه شرعي شما براي اعمال مشروط به طهارت، تيمم بدل از غسل جنابت است، و با آن تيمم داخل مسجد شدن و خواندن نماز و مسّ نوشته قرآن کريم و بقيه اعمالي که انجام آنها مشروط به طهارت از جنابت است، اشکال ندارد.

س 183: استقبال قبله هنگام غسلِ واجب يا مستحب، واجب است يا خير؟

استقبال قبله در وقت غسل واجب نيست.

س 184: آيا غسل کردن با غُساله حدث اکبر با توجه به قليل بودن آب و طهارت بدن قبل از غسل، صحيح است؟

در فرض مرقوم، غسل کردن با آن مانعي ندارد.

س 185: اگر از کسي که مشغول غسل جنابت است، حدث اصغر سر بزند، آيا بايد دوباره غسل نمايد يا آنکه غسل را تمام کند و وضو بگيرد؟

حدث اصغر در اثناي غسل به صحت غسل ضرر نمي‏رساند و لازم نيست که غسل را از نو شروع کند، ولي چنين غسلي کفايت از وضو براي نماز و ساير اعمال مشروط به طهارت از حدث اصغر نمي‏کند.

س 186: اگر رطوبت غليظي که شبيه مني است و انسان آن را بعد از بول مشاهده مي‏کند، بدون شهوت و اراده از انسان خارج شود، آيا حکم مني را دارد؟

حکم مني بر آن مترتب نيست، مگر اين که يقين به مني بودن آن حاصل شود يا اين که هنگام خروج، علامت‏هاي شرعي مني را داشته باشد.

س 187: کسي که غسلهاي متعددي اعم از واجب يا مستحب بر ذمّه او باشد، آيا يک غسل، کفايت از غسل‏هاي ديگر مي‏کند؟

اگر به نيت همه آنها يک غسل بجا آورد، کفايت مي‏کند و اگر در بين آنها غسل جنابت باشد و به نيت آن غسل کند، از بقيه غسلها هم کفايت مي‏کند. اگر چه احتياط اين است که همه آنها را نيّت نمايد.

س 188: غير از غسل جنابت، آيا بقيه غسلها هم کفايت از وضو مي‏کنند؟

کفايت نمي‏کنند.

س 189: به نظر شريف جنابعالي آيا در غسل جنابت جريان آب بر بدن شرط است؟

ملاک، صدق شستن بدن به قصد غسل است و جريان آب بر بدن شرط نيست.

س 190: کسي که مي‏داند اگر با نزديکي با همسرش خود را جنب کند، آبي براي غسل کردن نمي‏يابد و يا وقت براي غسل و نماز ندارد، آيا مي‏تواند با همسرش نزديکي نمايد؟

در صورت عجز از غسل، اگر قدرت بر تيمم داشته باشد، مي‏تواند با همسرش نزديکي کند.

س 191: آيا در غسل جنابت مراعات ترتيب بين سر و ساير اعضاي بدن کافي است يا اين که بايد بين طرف راست و چپ بدن هم ترتيب رعايت شود؟

احتياط واجب آن است که ترتيب بين دو طرف بدن نيز با مقدم داشتن طرف راست بر چپ مراعات شود.

س 192: آيا هنگام غسل ترتيبي مانعي دارد ابتدا پشت خود را شسته و بعد نيت غسل ترتيبي نموده و آن را جا آورم؟

شستن پشت و يا هر عضوي از اعضاي بدن قبل از نيت غسل و شروع آن، اشکال ندارد. کيفيت غسل ترتيبي به اين صورت است که بعد از تطهير تمام بدن بايد نيت غسل نمود و اول سر و گردن را شست، و سپس بنا بر احتياط واجب طرف راست بدن از شانه تا پائين پا، و در مرحله سوم طرف چپ بدن به همان ترتيب بايد شسته شود. با رعايت اين ترتيب، غسل به طور صحيح انجام مي‏شود.

س 193: آيا بر زن واجب است هنگام غسل، اطراف موهايش را هم بشويد؟ و آيا با توجه به اين که آب به تمام پوست سر رسيده است، نرسيدن آب هنگام غسل به تمام مو، باعث بطلان غسل مي‏شود؟

بنا بر احتياط واجب، بايد تمام مو شسته شود.

 

 

احکام غسل باطل‏

س 194: کسي که به سن تکليف رسيده ولي جاهل به وجوب غسل و کيفيت آن بوده و بعد از گذشت مدتي در حدود ده سال متوجه مسأله تقليد و وجوب غسل بر او شده است، چه حکمي دارد؟ وظيفه او نسبت به قضاي نمازها و روزه‏هاي گذشته‏اش چيست؟

قضاي نمازهائي که در حال جنابت خوانده، بر او واجب است، و همچنين قضاي روزه هم در صورتي که مي‏دانسته جنب است، ولي جاهل به وجوب غسل بر جنب براي روزه گرفتن بوده، بر او واجب است.

س 195: جواني بر اثر ناداني قبل از چهارده سالگي و بعد از آن، اقدام به استمناء مي‏کرده که بر اثر آن از او مني خارج مي‏شده، ولي نمي‏دانسته که خروج مني باعث جنابت مي‏شود و بايد براي نماز و روزه غسل کند، تکليف او چيست؟ آيا براي مدتي که استمناء مي‏کرده و مني از او خارج مي‏شده، غسل بر او واجب است؟ آيا نماز و روزه‏هاي او از گذشته تا حال که در حال جنابت انجام گرفته باطل بوده و قضاي آنها واجب است؟

براي هر چند بار خروج مني اگر تا به حال غسل نکرده است يک غسل جنابت کافي است، و بايد همه نمازهائي را که يقين دارد در حال جنابت خوانده است، قضا نمايد. و اگر در شبهاي ماه رمضان جاهل به اصل جنابت بوده، روزه‏هاي او قضا ندارد و محکوم به صحت است. ولي اگر عالم به خروج مني و جنابت بوده و نمي‏دانسته که براي صحت روزه، غسل بر او واجب است، بايد روزه همه روزهائي را که در حال جنابت گرفته است قضا نمايد.

س 196: شخصي که بعد از جنابت، غسل خود را به طور باطل و اشتباه انجام مي‏دهد، با توجه به جهل او به اين مسأله، نمازهائي را که با اين غسل مي‏خواند، چه حکمي دارند؟

نماز با غسل باطل، باطل است و بايد اعاده يا قضا شود.

س 197: به قصد انجام يکي از غسل‏هاي واجب غسل کردم. پس از خروج از حمام متوجه شدم ترتيب را رعايت نکرده‏ام، و چون احتمال مي‏دادم که نيّت ترتيب کافي است، دوباره غسل نکردم. اکنون در کارم متحيّر هستم، آيا قضاي همه نمازهائي که خوانده‏ام، واجب است؟

اگر احتمال صحت غسل را مي‏دهيد و در وقت غسل متوجه انجام آنچه در صحت غسل معتبر است بوده‏ايد، چيزي بر عهده شما نيست. بله، اگر يقين به بطلان غسل پيدا کنيد، قضاي همه نمازها بر شما واجب است.

س 198: من غسل جنابت را به اين ترتيب انجام مي‏داده‏ام که ابتدا سمت راست بدن بعد سر و سپس قسمت چپ بدن را مي‏شستم. در سؤال و تحقيق در اين زمينه هم کوتاهي کرده‏ام، نماز و روزه‏ام چه حکمي دارند؟

غسل به کيفيت مذکور باطل است و موجب رفع حدث نمي‏شود. لذا نمازهائي که با چنين غسلي خوانده شده، باطل و قضاي آنها واجب است. ولي روزه‏ها با فرض اينکه معتقد به صحت غسل به صورت مذکور بوده‏ايد و بقاي شما بر جنابت، عمدي نبوده است، محکوم به صحت است.

س 199: آيا خواندن سوره‏هايي که سجده واجب دارند، بر جنب حرام است؟

از جمله کارهائي که بر جنب حرام است، خواندن خصوص آيات سجده اين سوره‏ها است، ولي خواندن ساير آيات از اين سوره‏ها اشکال ندارد.

 

 

احکام تيمم‏

س 200: اگر چيزهائي مثل خاک، گچ، سنگ که تيمم بر آنها صحيح است، به ديوار چسبيده باشند، آيا تيمم بر آنها صحيح است يا آنکه حتما بايد بر روي زمين باشند؟

در صحت تيمم، بودن آنها بر روي زمين شرط نيست.

س 201: در صورتي که جنب بر اثر عدم امکان رسيدن به حمام، چند روزي جنابتش استمرار داشته باشد، اگر بعد از نمازي که با تيمم بدل از غسل خوانده است، حدث اصغري از او سر بزند، آيا براي نماز بعدي بايد دوباره تيمم بدل از غسل نمايد؟ يا آنکه همان تيمم اول از جهت جنابت کفايت مي‏کند، و براي نمازهاي بعدي از جهت حدث اصغر وضو يا تيمم واجب است؟

شخص جنب پس از آن که به طور صحيح تيمم بدل از غسل جنابت کرد، اگر حدث اصغر از او سر بزند، تا زماني که عذرِ شرعي مجوز تيمم بر طرف نشده است، بنابر احتياط واجب بايد براي اعمال مشروط به طهارت، تيمم بدل از غسل نمايد و وضو هم بگيرد و اگر معذور از وضو باشد بايد تيمم ديگري بدل از آن نمايد.

س 202: آيا تيمم بدل از غسل همان احکام قطعي و ثابت غسل را دارد؟ به اين معني که آيا با آن داخل مسجد شدن جايز است؟

ترتيب همه آثار شرعي غسل بر تيمم بدل از غسل جايز است، مگر اين که تيمم بدل از غسل به علت تنگي وقت باشد.

س 203: شخصي که از مجروحين جنگي است و بر اثر قطع نخاع قادر به کنترل ادرار خود نيست، آيا مي‏تواند به اين دليل که حمام رفتن براي او کمي مشقت دارد، براي انجام اعمال مستحبي مانند غسل جمعه و زيارت و غير آنها تيمم بدل از غسل نمايد؟

صحت تيمم بدل از غسل براي اعمالي که مشروط به طهارت نيست، مانند زيارت محل اشکال است، ولي انجام آن بجاي غسل‏هاي مستحبي در موارد عسر و حرج به قصد رجاء و مطلوبيت اشکال ندارد.

س 204: کسي که فاقد آب است و يا استعمال آب برايش ضرر دارد، آيا در صورت تيمم بدل از غسل جنابت، داخل مسجد شدن و خواندن نماز جماعت براي او جايز است؟ قرائت قرآن کريم چه حکمي دارد؟

تا زماني که عذر مجوز تيمم باقي است و تيمم او باطل نشده، انجام همه اعمال مشروط به طهارت براي او جايز است.

س 205: رطوبتي از انسان در حال خواب خارج مي‏شود و بعد از بيداري چيزي به ياد نمي‏آورد ولي لباس خود را مرطوب مي‏بيند و وقت هم براي به ياد آوردن ندارد زيرا نماز صبح او قضا مي‏شود. وظيفه انسان در اين حالت چيست؟ چگونه نيت تيمم بدل از غسل نمايد؟ حکم اصلي در اين باره چيست؟

اگر مي‏داند که محتلم شده، جنب است و بايد غسل کند و در صورت تنگي وقت بايد بعد از تطهير بدنش تيمم نموده و نماز بخواند و سپس در وسعت وقت غسل نمايد، ولي در صورت شک در احتلام و جنابت، حکم جنابت بر آن جاري نمي‏شود.

س 206: شخصي که چندين شب متوالي جنب شده، با توجه به اين که در حديث شريف آمده است که چند روز متوالي حمام رفتن انسان را ضعيف مي‏کند، چه تکليفي دارد؟

غسل بر او واجب است، مگر اين که استعمال آب براي او ضرر داشته باشد که در اين صورت بايد تيمم کند.

س 207: من در يک وضعيت غيرطبيعي به سر مي‏برم، بطوري که از من چند دفعه بدون اختيار در نوبت‏هاي متعدد مني خارج مي‏شود که خروج آن همراه با لذت نيست. وظيفه من درباره هر نماز چيست؟

اگر غسل کردن براي هر نماز ضرر دارد و يا تکليفِ خيلي دشواري بر شماست، بعد از تطهير بدن با تيمم نماز بخوانيد.

س 208: کسي که غسل جنابت را براي نماز صبح انجام نداده است و به اعتقاد اين که اگر غسل کند، مريض مي‏شود، تيمم کرده است، چه حکمي دارد؟

اگر به اعتقاد او غسل برايش ضرر دارد، تيمم اشکال ندارد و نماز با آن صحيح است.

س 209: کيفيت تيمم چگونه است؟ آيا فرقي بين تيمم بدل از وضو و غسل هست؟

تيمم بدين ترتيب است: ابتدا بايد نيت نمايد و سپس کف هر دو دست را بر چيزي که تيمم بر آن صحيح است بزند و آن را به تمام پيشاني و دو طرف آن از جائي که موي سر مي‏رويد تا ابروها و بالاي بيني بکشد، و سپس کف دست چپ را بر تمام پشت دست راست و کف دست راست را بر تمام دست چپ، بکشد و احتياط واجب اين است که بار ديگر دستها را به زمين بزند و سپس کف دست چپ را بر پشت دست راست وکف‏دست‏راست‏رابر پشت دست چپ بکشد. اين ترتيب در تيمم بدل از وضو و بدل از غسل يکسان است.

س 210: تيمم بر سنگ گچ و آهک و پخته شده آنها و آجر چه حکمي دارد؟

تيمم بر هر آنچه از زمين محسوب شود مانند سنگ گچ و سنگ آهک، صحيح است. و بعيد نيست، تيمم بر گچ و آهک پخته و آجر و امثال آنها هم صحيح باشد.

س 211: فرموده‏ايد چيزي که بر آن تيمم مي‏شود بايد پاک باشد، آيا اعضاء تيمم (پيشاني و پشت دستها) هم بايد پاک باشند؟

احتياط آن است که در صورت امکان، پيشاني و پشت دستها پاک باشند و اگر فردي نتواند محل تيمم را تطهير کند، بدون آن تيمم نمايد؛ هر چند بعيد نيست که طهارت در هر صورت شرط نباشد.

س 212: اگر انسان نتواند وضو بگيرد و تيمم هم براي او امکان نداشته باشد، چه وظيفه‏اي دارد؟

اگر انسان نتواند براي نماز وضو بگيرد و تيمم هم ممکن نباشد، بنا بر احتياط بايد نماز را در وقت بدون وضو و تيمم بخواند و سپس با وضو يا تيمم قضا کند.

س 213: من به بيماري پوستي مبتلا شده‏ام، بطوري که هر گاه غسل مي‏کنم پوست بدنم خشک مي‏شود. حتي در صورت شستن دست و صورتم هم اين خشکي به وجود مي‏آيد. بنابراين مجبورم روغن به پوستم بمالم، در نتيجه هنگام وضو بخصوص براي نماز صبح با مشکلاتي مواجه مي‏شوم. آيا جايز است در نمازهاي صبح به جاي وضو تيمم کنم؟

اگر استعمال آب براي شما ضرر داشته باشد، وضو گرفتن صحيح نيست، و بايد به جاي آن تيمم کنيد.و اگرضرر ندارد و روغن مذکور مانع از رسيدن آب به اعضاي وضو نباشد، بايد وضو بگيريد و اگر مانع است و مي‏توانيد روغن را پاک نموده و وضو بگيريد و سپس روغن بزنيد، نوبت به تيمم نمي‏رسد.

س 214: شخصي به خاطر تنگي وقت، نمازش را با تيمم خوانده است. بعد از فراغت از نماز براي او آشکار مي‏شود که وقت براي وضو داشته است. نماز او چه حکمي دارد؟

اعاده آن نماز بر او واجب است.

س 215: ما در منطقه سردسيري زندگي مي‏کنيم که نه حمام دارد و نه مکاني براي استحمام، وقتي در ماه مبارک رمضان به حالت جنابت از خواب بيدار مي‏شويم، با توجه به اين که غسل کردن جوانان در نيمه شب در برابر مردم با آب مشک يا حوض عيب شمرده مي‏شود و آب هم در آن وقت سرد است، تکليف ما براي روزه فردا چيست؟ آيا تيمم جايز است؟ در صورتي که غسل نکند، افطار کردن روزه آن روز چه حکمي دارد؟

مجرد مشقّت يا عيب شمرده شدن اغتسال جوانان در نيمه شب، عذر شرعي محسوب نمي‏شود، بلکه مادامي که غسل، حرجي و موجب ضرر براي مکلّف نشود، غسل کردن به هرصورتي که امکان دارد واجب است، و در صورت حرج يا ضرر بايد قبل از طلوع فجر تيمم کند و با تيمم بدل از غسل جنابت پيش از طلوع فجر روزه‏اش صحيح است، و اگر تيمم نکند روزه‏اش باطل است، ولي امساک در طول روز بر او واجب مي‏باشد.

 

 

احکام بانوان‏

س 216: مادرم از ذريّه پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله است. آيا من نيز از سادات محسوب مي‏شوم؟ آيا مي‏توانم عادت ماهيانه‏ام را تا شصت سالگي، حيض قرار دهم و در آن ايام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟

زني که پدرش هاشمي نيست هر چند مادرش از سادات باشد اگر بعد از پنجاه سالگي خوني را مشاهده کند، محکوم به استحاضه است.

س 217: اگر زني که به خاطر نذر روزه روز معيني روزه‏دار است، در حال روزه حيض شود، چه تکليفي دارد؟

روزه‏اش با عادت شدن، ولو در يک جزء از روز باشد، باطل مي‏شود و قضاي آن روز بعد از پاک شدن بر او واجب است.

س 218: لکه‏هائي که زن بعد از يقين به پاک شدن مي‏بيند، با توجه به اين که آن لکه‏ها نه اوصاف خون را دارند و نه خون مخلوط با آب را، چه حکمي دارد؟

اگر خون نباشد حکم حيض را ندارد، و اگر خون باشد اگر چه به صورت لکه‏هاي زرد رنگ و از ده روز تجاوز نکند همه آن لکه‏ها محکوم به حيض است، و تشخيص اين موضوع به عهده زن‏است.

س 219: جلوگيري از عادت ماهيانه بوسيله دارو به خاطر روزه ماه رمضان چه حکمي دارد؟

اشکال ندارد.

س 220: اگر زني در ايام بارداري به خون ريزي کمي مبتلا شود ولي باعث سقط حمل او نگردد، آيا غسل بر او واجب مي‏شود يا خير؟ وظيفه او چيست؟

خوني که زن در ايام بارداري مي‏بيند اگر صفات و شرائط حيض را داشته باشد، و يا در زمان عادت بوده و سه روز اگر چه در باطن استمرار داشته باشد خون حيض است والا استحاضه خواهد بود.

س 221: زني داراي عادت ماهيانه معيني مثلا هفت روز است، به علت گذاشتن دستگاه جلوگيري از حاملگي، هر بار دوازده روز خون مي‏بيند. آيا خوني که از روز هفتم به بعد مي‏بيند خون حيض است يا استحاضه؟

اگر خون تا روز دهم قطع نشود، خوني که در ايام عادت مي‏بيند خون حيض است و باقي استحاضه خواهد بود.

س 222: آيا جايز است زني که در حال حيض و يا نفاس است داخل حرم امامزادگان عليهم السلام شود؟

جايز است.

س 223: زني که عمل کورتاژ (سقط جنين) را انجام داده، در حال نفاس است يا خير؟

بعد از سقط جنين ولو به صورت علقه باشد اگر خوني را مشاهده کرد، محکوم به نفاس است.

س 224: خوني که زن در سن يائسگي مي‏بيند، چه حکمي دارد؟ و وظيفه شرعي او چيست؟

محکوم به استحاضه است.

س 225: يکي از راههاي جلوگيري از حاملگي‏هاي ناخواسته، استفاده از داروهاي ضد حاملگي‏است. زنهائي که از اين داروها استفاده مي‏کنند لکه‏هاي خوني را در ايام عادت و غير آن مشاهده مي‏کنند. اين لکه‏ها چه حکمي دارد؟

اگر اين لکه‏ها واجد شرايط شرعي حيض نباشد، حکم حيض را ندارد، بلکه محکوم به استحاضه‏است.

 

 

احکام اموات‏

س 226: آيا در غسل و کفن و دفن اموات، مماثلت و همجنس بودن شرط است يا هر يک از زن و مرد مي‏تواند امور ميت ديگر را انجام دهد؟

همجنس بودن با ميّت فقط در غسل دادن او شرط است و در صورتي که غسل دادن ميّت به وسيله همجنس او امکان دارد، غسل دادن به وسيله غير همجنس صحيح نيست و غسل ميّت باطل است. ولي در تکفين و تدفين همجنس بودن شرط نيست.

س 227: امروزه در روستاها متعارف است که اموات را در منزل مسکوني غسل مي‏دهند. گاهي ميّت وصي نداشته و چند فرزند صغير دارد. نظر مبارک راجع به اين موارد چيست؟

تصرفات مورد نياز براي تجهيز ميّت از قبيل غسل و کفن و دفن، به مقدار متعارف، متوقف بر اذن ولي صغير نيست و اشکال از جهت وجود فرزندان صغير ايجاد نمي‏شود.

س 228: شخصي بر اثر تصادف يا سقوط از ارتفاع فوت کرده است و جسد او خونريزي دارد، آيا بايد منتظر ماند تا خون، خود به خود يا با وسائل پزشکي بند بيايد يا اين که با وجود خونريزي جايز است اقدام به دفن او نمايند؟

تطهير بدن ميّت قبل از غسل در صورت امکان واجب است، و اگر انتظار براي توقف خونريزي يا منع آن ممکن باشد، واجب است.

س 229: استخوان مرده‏اي که حدود چهل يا پنجاه سال از دفن آن مي‏گذرد و مقبره او از بين رفته و تبديل به ميدان عمومي گرديده است، در اثر کندن نهري در آن ميدان ظاهر شده است. آيا لمس کردن استخوان‏ها براي ديدن آنها اشکال دارد؟ آيا استخوان‏ها نجس هستند؟

استخوان ميّت مسلماني که غسل داده شده است، نجس نيست؛ ولي دفن مجدّد آن زير خاک واجب است.

س 230: آيا براي انسان جايز است که پدر يا مادر و يا يکي از بستگان خود را در کفني که براي خودش خريده است، کفن کند؟

اشکال ندارد.

س 231: يک تيم پزشکي براي انجام آزمايشها و تحقيقات پزشکي احتياج دارند که قلب و بعضي از اعضاي مرده را از جسد او جدا سازند و بعد از گذشت يک روز از انجام آزمايشها و مطالعات، اقدام به دفن آن کنند. اميدواريم لطف نموده به سؤالات زير پاسخ فرمائيد:

- آيا با توجه به اين که امواتي که اين آزمايشها بر روي آنها اعمال مي‏شود از مسلمانان هستند، اقدام به اين کار براي ما جايز است؟

- آيا دفن قلب و بعضي از اعضاي جسد جداي از بدن ميّت جايز است؟

- آيا با توجه به اين که دفن جداگانه قلب و بعضي از اعضا مشکلات فراواني براي ما ايجاد مي‏کند، دفن آن اعضاء با بدن ميّت ديگر جايز است يا خير؟

در صورتي که نجات نفس محترمه يا دستيابي به تجارب علوم پزشکي که جامعه به آن محتاج است، و يا شناسائي نوعي بيماري که حيات مردم را تهديد مي‏کند، متوقف بر تشريح باشد، تشريح جسد ميّت جايز است، لکن لازم است تا آنجا که استفاده از جسد غير مسلمان امکان دارد، از جسد مسلم استفاده نشود. حکم شرعي اعضايي که از جسد مسلمان جدا شده‏اند، اين است که با بدن دفن شوند، و اگرامکان نداشت، دفن جداگانه آنها اشکال ندارد.

س 232: اگر شخصي براي خودش کفني بخرد و هميشه در وقت نمازهاي واجب يا مستحب يا هنگام قرائت قرآن کريم، آن را پهن نموده و روي آن نماز و قرآن بخواند و هنگام مرگ از آن به عنوان کفن استفاده کند. آيا اين عمل جايز است؟ آيا از نظر اسلام صحيح است که انسان کفني را براي خود بخرد و بر آن آيات قرآني بنويسد و از آن فقط هنگام تکفين استفاده نمايد؟

موارد مذکور اشکال ندارد.

س 233: اخيرا جنازه زني در يک قبر قديمي که تاريخ آن به حدود هفتصد سال پيش بر مي‏گردد، کشف شده است. اين جنازه مشتمل بر اسکلت استخواني عظيم کامل و سالمي است که بر جمجمه آن مقداري مو وجود دارد. به استناد گفته‏هاي باستان شناساني که آن را کشف کرده‏اند، جنازه متعلق به يک زن مسلمان است. آيا جايز است -، اين اسکلت استخواني بزرگ و مشخص را از طرف موزه علوم طبيعي (بعد از بازسازي شکل قبر و قراردادن جنازه در آن) در معرض بازديد قرار داد تا موجب عبرت بازديد کنندگان از موزه علوم طبيعي گردد و يا با نوشتن آيات و احاديث مناسب باعث تذکر و موعظه ديدار کنندگان شود؟

اگر ثابت شود که اسکلتِ استخواني، متعلق به بدن ميّت مسلمان است، دفن فوري آن واجب است.

س 234: گورستاني در روستائي وجود دارد که ملک خاص کسي نيست و وقف هم نشده است، آيا جايز است اهالي اين روستا از دفن اموات شهر يا روستاهاي ديگر يا ميتي که وصيت کرده در آن قبرستان دفن شود، جلوگيري کنند؟

اگر قبرستان عمومي مزبور ملک خاص کسي يا وقف خاص اهالي آن روستا نباشد، نمي‏توانند از دفن اموات ديگران در آن قبرستان جلوگيري کنند و اگر شخصي وصيت کرده است در آن دفن شود، واجب است طبق وصيت عمل شود.

س 235: رواياتي وجود دارد دال بر اين که پاشيدن آب بر قبور مستحب است، مانند رواياتي که در کتاب لآلي الاخبار ذکر شده است، آيا اين استحباب مخصوص روز دفن ميّت است يا اطلاق دارد، چنانچه نظر مؤلف لآلي الاخبار چنين است؟ نظر جنابعالي در اين باره چيست؟

پاشيدن آب بر قبر در روز دفن مستحب است و بعد از آن نيز به قصد رجاء اشکال ندارد.

س 236: چرا ميّت را شب دفن نمي‏کنند؟ آيا دفن ميّت در شب حرام است؟

دفن ميّت در شب اشکال ندارد.

س 237: شخصي بر اثر تصادف ماشين فوت کرده است، پس از غسل و کفن او را به قبرستان آوردند، ولي هنگام دفن متوجه شدند که تابوت و کفن آغشته به خوني است که از او جريان دارد، آيا عوض کردن کفن او در اين حالت واجب است؟

اگر شستن آن قسمت از کفن که به خون آغشته شده است يا بريدن و يا عوض کردن آن امکان داشته باشد، آن کار واجب است، ولي اگر امکان ندارد، دفن ميّت به همان صورت جايز است.

س 238: اگر سه ماه از دفن آن ميّت با کفن آغشته به خون بگذرد، آيا نبش قبر در اين حالت جايز است؟

نبش قبر در فرض سؤال جايز نيست.

س 239: از حضرتعالي تقاضا مي‏کنيم به سه سؤال زير پاسخ فرمائيد.

- اگر زن حامله‏اي هنگام وضع حمل از دنيا برود، جنين موجود در رحم زن در موارد زير چه حکمي دارد؟

الف: اگر روح به تازگي در او دميده شده باشد (سه ماه يا بيشتر)، با توجه به اين که احتمال مرگ جنين در صورت خارج کردن آن از رحم مادر بسيار زياد است؟

ب: اگر عمر جنين هفت ماه يا بيشتر باشد؟

اگر جنين در رحم مادر مرده باشد؟

- اگر زن حامله هنگام وضع حمل بميرد، آيا بررسي کامل مرگ و زندگي جنين بر ديگران واجب است؟

- اگر زن حامله هنگام وضع حمل فوت کند و بچه در شکم او زنده بماند و شخصي بر خلاف متعارف با وجود زنده بودن جنين دستور دفن مادر با جنين را بدهد، نظر شما در اين باره چيست؟

اگر جنين با مرگ مادرش فوت کند، و يا فوت مادر پيش از دميده شدن روح در جنين باشد، خارج کردن آن از شکم مادر واجب نيست، بلکه جايز هم نيست. ولي اگر روح در او دميده شده و در شکم مادرش که از دنيا رفته است، زنده باشد و احتمال زنده ماندنش تا زمان خارج کردن او از رحم مادر وجود داشته باشد، واجب است که سريعا او را از شکم مادر خارج کنند، و تا وقتي که موت جنين در رحم احراز نشده است، دفن مادر همراه با جنين جايز نيست و اگر جنين زنده همراه مادرش دفن شد و حتي بعد از دفن هم احتمال زنده بودنش وجود داشته باشد، واجب است اقدام به نبش قبر و خارج کردن جنين زنده از شکم مادر نمايند. همچنين اگر حفظ حيات جنين در شکم مادرش متوقف بر دفن نکردن مادر باشد، ظاهر اين است که تأخير دفن مادر واجب است تا جان جنين حفظ شود، و اگر کسي بگويد دفن زن حامله با جنين زنده‏اي که در رحم او وجود دارد جايز است و ديگران به گمان صحت نظر او اقدام به دفن نمايند و اين کار منجر به مرگ بچه در داخل قبر شود، پرداختن ديه بر کسي که مباشر دفن بوده، واجب است، مگر اين که مرگ جنين مستند به گفته آن شخص باشد که در اين صورت ديه بر او واجب است.

س 240: شهرداري براي استفاده بهينه از زمين، دستور داده است قبرها به صورت دو طبقه ساخته شود. تمنّا مي‏کنيم حکم شرعي آن را بيان فرمائيد.

جايز است که قبور مسلمانان در چندين طبقه ساخته شود، به شرطي که اين کار سبب نبش قبر و هتک حرمت مسلمان نشود.

س 241: کودکي در چاه سقوط کرده و مرده است. آب موجود در چاه مانع خارج کردن بدن او است، حکم آن چيست؟

جسد کودک در همان چاه به حال خود رها مي‏شود و چاه قبر او خواهد بود و اگر چاه ملک شخصي کسي نباشد و يا مالک آن به مسدود کردن آن راضي باشد، تعطيل کردن چاه و بستن آن واجب است.

س 242: در منطقه ما مرسوم است که مراسم سينه‏زني و زنجيرزني به صورت سنتي آن فقط در عزاداري ائمه اطهار عليهم السلام و شهدا و بزرگان ديني برگزار مي‏شود. آيا برپائي اين مراسم به خاطر در گذشت افرادي از نيروهاي بسيج و يا از کساني که به نحوي به حکومت اسلامي و اين ملت مسلمان خدمات کرده‏اند، جايز است؟

اين عمل اشکال ندارد.

س 243: با توجه به اينکه رفتن به قبرستان در شب مکروه است، اگر کسي با اين اعتقاد که شبانه به قبرستان رفتن عامل مؤثري در تربيت اسلامي است، شبانه به قبرستان برود، چه حکمي دارد؟

اشکال ندارد.

س 244: آيا شرکت در تشيع جنازه و حمل آن براي زنان جايز است؟

اشکال ندارد.

س 245: در ميان بعضي از عشاير معمول است که هنگام مرگ بعضي از اشخاص، با قرض، اقدام به خريد تعداد زيادي گوسفند مي‏کنند تا همه کساني را که در مراسم عزاداري شرکت مي‏نمايند، اطعام کنند. اين کار باعث ضرر فراواني به آنها مي‏شود، آيا تحمل اين ضررها براي حفظ عادات و رسوم جايز است؟

اگر اطعام از اموال ورثه بزرگسال و با رضايت آنها باشد، جايز است. ولي اگر اين کار موجب بروز مشکلات و ضررهاي مالي مي‏شود از آن اجتناب شود و اگر انفاق از اموال ميّت صورت بگيرد، بستگي به نحوه وصيت او دارد و به طور کلّي در اين گونه امور بايد از اسراف و زياده روي که موجب تضييع نعم الهي مي‏شود پرهيز گردد.

س 246: اگر در زمان حاضر، شخصي در منطقه‏اي بر اثر انفجار مين کشته شود، آيا احکام شهيد را دارد؟

سقوطِ تکليف غسل و کفن شهيد از احکام اختصاصي شهيدي است که در ميدان جنگ کشته شود.

س 247: برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که در محورهاي شهرهاي مرزي رفت و آمد مي‏کنند، گاهي با کمين‏هائي که از طرف بعضي از عناصر ضد انقلاب اسلامي گذاشته مي‏شود، مواجه مي‏شوند که گاهي منجر به شهادت آنان مي‏گردد. آيا غسل يا تيمم اين شهداي عزيز واجب است يا اين که آنجا ميدان جنگ محسوب مي‏شود؟

اگر آن محورها و منطقه مزبور ميدان جنگ بين گروه حق و گروه باطل و ياغي باشد، افرادي که از گروه حق در آنجا به شهادت مي‏رسند، حکم شهيد را دارند.

س 248: آيا کسي که واجد شرايط امامت در نماز جماعت نيست، جايز است امامت نماز ميّت بر جنازه يکي از مؤمنين را عهده‏دار شود؟

بعيد نيست که شرائط معتبر در جماعت و امامت جماعت در ساير نمازها در نماز ميّت شرط نباشد، هر چند احوط اين است که آن شرائط در نماز ميّت هم رعايت شود.

س 249: اگر مؤمني در جائي از جهان در راه اجراي احکام اسلامي يا در تظاهرات و يا در راه اجراي فقه جعفري کشته شود، آيا شهيد محسوب مي‏شود؟

چنين شهيدي اجر و ثواب شهيد را دارد، ولي احکام تجهيز شهيد اختصاص به کسي دارد که در ميدان جنگ، هنگام درگيري و در معرکه نبرد به شهادت رسيده باشد.

س 250: اگر مسلماني بر اساس قانون و تأييد قوه قضائيه به جرم حمل مواد مخدر به اعدام محکوم شود و حکم اعدام درباره او اجرا گردد:

- آيا نماز ميّت بر او خوانده مي‏شود؟

- شرکت در مجلس عزا و قرائت قرآن کريم و مصيبت خواني براي اهل بيت عليهم‏السلام که براي او برگزار مي‏شود، چه حکمي دارد؟

مسلماني که حکم اعدام درباره او اجرا گرديده است، حکم ساير مسلمانان را دارد و همه احکام و آداب اسلامي ميّت در مورد او هم جاري است.

س 251: آيا مسّ کردن استخواني که همراه با گوشت است و از بدن انسان زنده جدا شده، موجب غسل مسّ ميّت مي‏شود؟

دست زدن به عضوي که از بدن شخص زنده جدا شده است، غسل ندارد.

س 252: آيا دست زدن به عضوي که از بدن انسان، مرده، جدا شده، غسل مسّ ميت واجب مي‏شود؟

دست زدن به عضوي که از بدن مرده جدا شده، پس از سرد شدن و پيش از غسل دادن، در حکم دست زدن به بدن مرده است.

س 253: آيا شخص مسلمان را بايد هنگام احتضار رو به قبله خواباند؟

شايسته است که شخص مسلمان را در حال احتضار به پشت و به سمت قبله بخوابانند، به طوري که کف پاي او به جانب قبله باشد. بسياري از فقهاء اين عمل را برخود محتضر در صورتي که قادر باشد و بر ديگران، واجب دانسته‏اند و احتياط در انجام آن ترک نشود.

س 254: اگر هنگام کشيدن دندان مقداري از بافت‏هاي لثه هم همراه آن کنده شود، آيا دست زدن به آنها موجب غسل مسّ ميّت مي‏شود؟

مس آن موجب غسل مس ميت نمي‏شود.

س 255: آيا بر شهيد مسلماني که با لباسش دفن شده است، احکام مسّ ميّت مترتب‏است؟

با مسّ شهيدي که تغسيل و تکفين در حق او ساقط است، غسل مسّ ميّت واجب نمي‏شود.

س 256: اينجانب دانشجوي رشته پزشکي هستم. گاهي هنگام تشريح مجبور به مسّ جسد کسانيکه از دنيا رفته‏اند مي‏شويم و نمي‏دانيم که آن اموات مسلمان هستند يا خير، و غسل داده شده‏اند، يا خير؟ ولي مسئولين مي‏گويند که اين اجساد غسل داده شده‏اند. با توجه به اين مطالب اميدواريم وظيفه ما نسبت به نماز و غير آن را بعد از مسّ آن اجساد بيان فرمائيد، و اينکه آيا بر اساس آنچه ذکر شد، غسل بر ما واجب مي‏شود يا خير؟

اگر غسل دادن ميّت، احراز نشود و شما در آن شک داشته باشيد، با مسّ جسد يا اجزاء آن، غسل مسّ ميّت بر شما واجب مي‏شود، و نماز بدون غسل مسّ ميّت صحيح نيست. ولي اگر اصل غسل ميّت احراز شود با مسّ جسد يا بعضي از اجزاي آن، غسل مسّ ميّت واجب نمي‏شود، حتي اگر در صحت غسل آن ميّت شک داشته باشيد.

س 257: شهيدي که نام و نشاني او معلوم نيست، با تعدادي از اطفال در يک قبر دفن شده است. بعد از مدتي شواهدي به دست آمد حاکي از اين که آن شهيد اهل شهري که در آن دفن شده، نيست. آيا نبش قبر او جهت حمل جسد شهيد به شهر خودش جايز است؟

اگر بر اساس موازين و احکام شرعي دفن گرديده، نبش قبر وي جايز نيست.

س 258: اگر آگاهي از داخل قبر و تصوير برداري تلويزيوني از آنچه در آن است، بدون کندن و خاکبرداري، ممکن باشد، آيا بر اين عمل نبش قبر صدق مي‏کند يا خير؟

بر تصويربرداري از بدن ميتي که در قبر دفن شده است بدون کندن و نبش قبر و آشکار شدن جنازه، عنوان نبش قبر صدق نمي‏کند.

س 259: شهرداري قصد دارد مقبره‏هاي اطراف قبرستان را براي توسعه کوچه‏ها، خراب نمايد آيا اين عمل جائز است؟ ثانيا: آيا خارج کردن استخوان‏هاي آن اموات و دفن آنها در مکاني ديگر جايز است؟

تخريب قبور مومنين و نبش آنها جايز نيست، حتي اگر براي تعريض کوچه‏ها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشکار شدن بدن ميّت مسلمان يا استخوان‏هاي آن که هنوز پوسيده نشده‏اند، واجب است دوباره دفن شوند.

س 260: اگر شخصي بدون رعايت موازين شرعي اقدام به خراب کردن قبرستان مسلمانان کند، مسلمانهاي ديگر در برابر او چه مسئوليتي دارند؟

وظيفه ديگران در اين باره نهي از منکر با رعايت شرايط و مراتب آن است، و اگر در اثر تخريب قبور استخوان بدن ميت مسلمان ظاهر شود واجب است آن را مجددا دفن نمايند.

س 261: پدرم در حدود 36 سال است که در قبرستان دفن شده است. اکنون به فکر افتاده‏ام که با کسب اجازه از اداره اوقاف از آن قبر براي خودم استفاده کنم. آيا با توجه به وقفي بودن قبرستان، اجازه گرفتن از برادرانم در اين باره لازم است؟

اجازه گرفتن از ساير ورثه ميّت نسبت به قبري که زمين آن وقف عام براي دفن اموات شده، شرط نيست. ولي قبل از تبديل استخوان‏هاي ميّت به خاک، نبش قبر براي دفن ميّت ديگري در آن جايز نيست.

س 262: آيا راهي براي خراب کردن قبرستان مسلمان‏ها و تبديل آن به مراکز ديگر وجود دارد، توضيح دهيد؟

تغيير و تبديل قبرستان مسلمانان که براي دفن اموات مسلمين وقف شده، جايز نيست.

س 263: آيا نبش قبر و تبديل قبرستاني که براي دفن اموات وقف گرديده، بعد از اخذ اجازه از مرجع تقليد جايز است؟

در مواردي که نبش قبر و تبديلِ قبرستانِ وقف شده براي دفن اموات جايز نيست، اجازه مرجع تقليد اثري ندارد. و اگر از موارد استثناء باشد اشکال ندارد.

س 264: مردي در حدود بيست سال پيش فوت نموده، چندي پيش هم زني در همان روستا از دنيا رفت، اشتباها قبر آن مرد را حفر و زن رادر آن دفن کردند، با توجه به اين که در داخل قبر هيچ اثري از جسد مرد مزبور وجود ندارد، وظيفه فعلي ما چيست؟

در حال حاضر، با توجه به فرض سؤال، ديگران هيچ تکليفي ندارند و مجرد دفن ميّت در قبر ميّت ديگر موجب جواز نبش قبر براي انتقال جسد به قبر ديگر نمي‏شود.

س 265: در وسط خياباني، چهار قبر وجود دارد که مانع ادامه جاده سازي هستند، از طرفي هم نبش قبر اشکال شرعي دارد. اميدواريم براي اين که شهرداري مرتکب عمل خلاف شرعي نشود، وظيفه ما را بيان فرمائيد.

اگر احداث جاده متوقف بر حفر قبر و نبش آن نباشد و عبور جاده از روي قبرها امکان دارد، يا احداث جاده با وجود قبرها ضروري و طبق قانون لازم باشد، احداث آن اشکال ندارد.

 

 

احکام روزه‏

زن باردار و شيرده‏

س 745: آيا روزه گرفتن بر زن بارداري که نمي‏داند روزه بر جنين او ضرر دارد يا خير، واجب است؟

اگر بر اثر روزه، خوف ضرر بر جنين داشته باشد و خوف وي هم داراي منشاء عقلائي باشد، افطار بر او واجب است و در غير اين صورت واجب است که روزه بگيرد.

س 746: زني که کودک خود را شير مي‏داده و باردار هم بوده و در همان حال روزه ماه رمضان را هم گرفته است، و هنگام زايمان فرزندش مرده به دنيا آمد، اگر از ابتدا احتمال ضرر را مي‏داده و در عين حال روزه گرفته است:

- آيا روزه‏اش صحيح است يا خير؟

- آيا ديه بر ذمه او هست يا خير؟

- اگر احتمال ضرر نمي‏داده، ولي بعدا معلوم شده که روزه گرفتن براي جنين ضرر داشته، چه حکمي دارد؟

اگر با وجود خوف از ضرري که داراي منشاء عقلائي است، روزه گرفته باشد و يا بعدا برايش معلوم شود که روزه براي وي يا براي جنين‏اش ضرر داشته، روزه‏اش صحيح نيست و قضاي آن بر او واجب است، ولي ثبوت ديه جنين متوقف بر اين است که ثابت شود فوت جنين مستند به روزه گرفتن وي است.

س 747: من به لطف خداوند متعال داراي فرزندي هستم که شيرخوار است. إن شاء الله تعالي بزودي ماه مبارک رمضان فرا خواهد رسيد. در حال حاضر مي‏توانم روزه بگيرم ولي در صورت روزه گرفتن، شيرم خشک خواهد شد. با توجه به اينکه داراي بنيه ضعيفي هستم و کودکم هر ده دقيقه شير مي‏خواهد، چه وظيفه‏اي دارم؟

اگر به دليل کم يا خشک شدن شيرتان بر اثر روزه، خوف ضرر بر طفل خود داشته باشيد، روزه‏تان را افطار کنيد، ولي براي هر روزي بايد يک مد طعام به فقير بدهيد و قضاي روزه را هم بعدا بجا آوريد.

 

بيماري و منع پزشک‏

س 748: بعضي از پزشکان که به مسائل شرعي ملتزم نيستند، بيماران را از روزه گرفتن به دليل ضرر داشتن منع مي‏کنند، آيا گفته اين پزشکان حجت است يا خير؟

اگر پزشک امين نباشد و گفته او هم اطمينان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتباري ندارد و در غير اين صورت نبايد روزه بگيرد.

س 749: مادرم تقريبا سيزده سال بيمار بود و به همين دليل نمي‏توانست روزه بگيرد. من دقيقا اطلاع دارم که علت روزه نگرفتن او احتياج به مصرف دارو بوده است، اميدواريم ما را راهنمائي فرمائيد که آيا قضاي روزه‏ها بر او واجب است؟

اگر ناتواني او از روزه گرفتن بر اثر بيماري بوده، قضا ندارد.

س 750: من بر اثر ضعف جسماني از ابتداي سن بلوغ تا دوازده سالگي روزه نگرفته‏ام، در حال حاضر چه تکليفي دارم؟

واجب است روزه‏هائي را که در ماه مبارک رمضان نگرفته‏ايد با اينکه به سنّ تکليف رسيده بوديد، قضا کنيد، و اگر افطار روزه ماه رمضان عمدي و اختياري و بدون عذر شرعي بوده، کفاره هم بر شما واجب است.

س 751: چشم پزشک مرا از روزه گرفتن منع کرده و گفته است که به علت ناراحتي چشم به هيچ وجه نبايد روزه بگيرم، ولي من به گفته او توجه نکرده و شروع به روزه گرفتن کردم که باعث بروز مشکلاتي براي من در اثناي ماه رمضان شد. به طوري که در بعضي از روزها هنگام عصر احساس ناراحتي مي‏کنم، لذا متحير و مردد هستم بين اينکه روزه نگيرم و يا ناراحتي‏ام را تحمل کرده و روزه را تا غروب ادامه دهم. سؤال اين است که آيا اصولا روزه گرفتن بر من واجب است؟ و در روزهائي که روزه مي‏گيرم و نمي‏دانم قدرت ادامه آن را تا غروب دارم يا نه، آيا روزه‏ام را ادامه دهم؟ و نيت من چگونه بايد باشد؟

اگر از گفته پزشک متدين و امين اطمينان حاصل کنيد که روزه براي چشم شما ضرر دارد و يا خوف ضرر داشته باشيد، روزه گرفتن براي شما واجب نبوده و بلکه جايز هم نيست، و با خوف ضرر نيت روزه صحيح نيست و در صورت عدم خوف ضرر نيت روزه اشکال ندارد، ولي صحت روزه متوقف بر اين است که براي شما واقعا ضرر نداشته باشد.

س 752: من از عينک طبي استفاده مي‏کنم و در حال حاضر چشمانم بسيار ضعيف است. هنگامي که به پزشک مراجعه کردم به من گفت که اگر براي تقويت چشمانم تلاش نکنم، ضعيف‏تر خواهند شد، بنابراين اگر از روزه ماه رمضان معذور باشم، چه وظيفه‏اي دارم؟

اگر روزه براي چشمان شما ضرر دارد، واجب نيست روزه بگيريد، بلکه واجب است افطار کنيد و اگر بيماري شما تا ماه رمضان آينده استمرار پيدا کرد، قضاي روزه بر شما واجب نيست، ولي واجب است که عوض هر روز يک مد طعام به فقير بدهيد.

س 753: مادرم به بيماري شديدي مبتلاست و پدرم نيز از ضعف جسماني رنج مي‏برد و در عين حال هر دو روزه مي‏گيرند که گاهي مشخص است که روزه باعث تشديد بيماري آنها مي‏شود، تاکنون نتوانسته‏ام آنها را قانع کنم که لااقل هنگام شدت بيماري روزه نگيرند. خواهشمنديم ما را در مورد حکم روزه آنها راهنمائي فرمائيد.

ملاک تأثير روزه در ايجاد بيماري يا تشديد آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن تشخيص خود روزه دار نسبت به خودش است و اگر بداند روزه براي او ضرر دارد يا خوف ضرر داشته باشد و در عين حال بخواهد روزه بگيرد، روزه گرفتن براي وي حرام است.

س 754: در سال گذشته توسط پزشک متخصص موردعمل جراحي کليه قرار گرفتم. وي مرا از گرفتن روزه تا آخر عمر منع نمود، ولي در حال حاضر هيچ مشکل و دردي احساس نمي‏کنم و حتي به طور طبيعي غذا مي‏خورم وآب مي‏نوشم و هيچيک از عوارض بيماري را هم حس نمي‏کنم، وظيفه من چيست؟

اگر خود شما از ضرر روزه خوف نداريد و حجت شرعي هم بر آن نداريد، واجب است روزه ماه رمضان را بگيريد.

س 755: اگر پزشک شخصي را از روزه گرفتن منع کند آيا با توجه به اينکه بعضي از پزشکان اطلاعي از مسائل شرعي ندارند، عمل به گفته او واجب است؟

اگر مکلّف از گفته پزشک يقين پيدا کند که روزه براي او ضرر دارد و يا از گفته وي يا منشاء عقلائي ديگري براي او خوف از ضرر حاصل شود، روزه گرفتن براي او واجب نيست، بلکه جائز هم نيست.

س 756: در کليه‏هاي من سنگ جمع مي‏شود و تنها راه جلوگيري از جمع شدن سنگ در کليه، نوشيدن مستمر مايعات است و از آنجائي که پزشکان معتقدند که من نبايد روزه بگيرم، تکليف واجب من نسبت به روزه ماه مبارک رمضان چيست؟

اگر جلوگيري از بيماري کليه مستلزم نوشيدن آب يا ساير مايعات در طول روز باشد، روزه گرفتن بر شما واجب نيست.

س 757: از آنجا که مبتلايان به مرض قند مجبورند هر روز يک يا دو بار آمپول انسولين تزريق کنند و نبايد در وعده‏هاي غذائي آنها تأخير و فاصله بيفتد، زيرا باعث پائين آمدن ميزان قند خون و در نتيجه نوعي تشنج و بيهوشي مي‏شود، لذا گاهي پزشکان به آنها توصيه مي‏کنند که در روز چهار نوبت غذا بخورند، خواهشمنديم نظر شريف خود را درباره روزه اين افراد بيان فرمائيد.

اگر بدانند که خودداري از خوردن و آشاميدن از طلوع فجر تا غروب، به آنان ضرر مي‏رساند يا خوف ضرر داشته باشند، روزه گرفتن بر آنها واجب نبوده و بلکه جايز نيست.

 

مبطلات روزه‏

س 758: من در روز ماه رمضان به علّت اغواي شيطان تصميم گرفتم روزه‏ام را باطل کنم لکن قبل از اين که عملي که روزه را باطل مي‏کند انجام دهم، از تصميم خود منصرف شدم حکم روزه‏ام چيست؟ و اگر اين امر درروزه غير ماه رمضان پيش آيد چه حکمي دارد؟

در روزه ماه رمضان اگر در اثناي روز از نيت روزه گرفتن بر گردد بطوري که قصد ادامه روزه نداشته باشد، روزه‏اش باطل مي‏شود و قصد دوباره او براي ادامه روزه فايده ندارد. امّا اگر دچار ترديد شود به اين معني که هنوز تصميم نگرفته است روزه را باطل کند، يا تصميم بگيرد کاري را که موجب باطل شدن روزه است صورت دهد و هنوز آن را انجام نداده در اين دو صورت صحت روزه او محل اشکال است و احتياط واجب آن است که روزه را تمام کند و بعدا هم آن را قضا نمايد. هر روزه واجب معين ديگر - مانند نذر معين و امثال آن - نيز داراي همين حکم است.

س 759: آيا اگر از دهان شخص روزه دار خون بيايد، روزه‏اش باطل مي‏شود؟

روزه به سبب آن باطل نمي‏شود، ولي واجب است که از رسيدن خون به حلق جلوگيري کند.

س 760: حکم استعمال دخانيات مانند سيگار در حال روزه چيست؟

احتياط واجب آن است که روزه‏دار از دودهاي انواع دخانيات و نيز مواد مخدّري که از راه بيني يا زير زبان جذب مي‏شود خودداري کند.

س 761: آيا ماده ناس که از توتون و غير آن ساخته مي‏شود و براي چند دقيقه زير زبان گذاشته شده و سپس از دهان بيرون انداخته مي‏شود، مبطل روزه است يا خير؟

اگر آب دهان مخلوط به ماده ناس را فرو ببرد، موجب بطلان روزه‏اش مي‏شود.

س 762: نوعي داروي طبي براي اشخاص مبتلا به تنگي نفس شديد وجود دارد که عبارت است از يک قوطي که در آن مايع فشرده شده وجود دارد و با فشار دادن آن داروي مايع بصورت پودر گاز از طريق دهان وارد ريه شخص بيمار شده و موجب تسکين حال وي مي‏گردد. گاهي بيمار مجبور مي‏شود در يک روز چندين بار از آن استفاده کند، آيا با وجود استفاده از اين دارو، روزه گرفتن جايز است؟ با توجه به اينکه بدون استفاده از آن روزه گرفتن غيرممکن و يا بسيار سخت خواهد بود.

اگر ماده مذکور هواي فشرده همراه با داروئي هر چند به صورت گاز يا پودر باشد و وارد حلق شود، صحت روزه محل اشکال است و در صورتي که روزه گرفتن بدون استعمال آن، ممکن نيست يا مشقّت دارد، جائز است از آن استفاده کند، لکن احتياط آن است که مبطل ديگري انجام ندهد و در صورت تمکن (بدون استفاده از آن) روزه‏ها را قضا نمايد.

س 763: من در بيشتر روزها آب دهانم با خوني که از لثه‏هايم مي‏آيد مخلوط مي‏شود و گاهي نمي‏دانم آب دهاني که فرو مي‏برم همراه با خون است يا خير؟ روزه‏ام با اين حال چه حکمي دارد؟ اميدوارم مرا راهنمائي فرمائيد.

اگر خون لثه در آب دهان مستهلک شود، محکوم به طهارت است و بلعيدن آن اشکال ندارد و مبطل روزه نيست، و همچنين در صورت شک در همراه بودن آب دهان با خون، فرو بردن آن اشکال ندارد و به صحت روزه ضرر نمي‏زند.

س 764: در يکي از روزهاي ماه رمضان روزه گرفتم ولي دندانهايم را مسواک نزدم، و بدون اينکه باقيمانده غذاهاي لابلاي دندانها را عمدا ببلعم، خودبخود بلعيده شده است. آيا قضاي روزه آن روز بر من واجب است؟

اگر علم به وجود باقيمانده غذا در بين دندانهايتان و يا علم به رسيدن آن به حلق نداشته‏ايد و فرو رفتن آن هم عمدي و با التفات نبوده، قضاي روزه بر شما واجب نيست.

س 765: از لثه شخص روزه‏داري خون زيادي خارج مي‏شود، آيا روزه‏اش باطل مي‏شود؟ آيا براي او ريختن آب با ظرف بر سرش جايز است؟

با خروج خون از لثه تا آن را فرو نبرده است، روزه باطل نمي‏شود. همچنين ريختن آب بر روي سر توسط ظرف و مانند آن به صحت روزه ضرر نمي‏رساند.

س 766: داروهاي مخصوصي براي معالجه بعضي از بيماري‏هاي زنان وجود دارد (شيافهاي روغني) که در داخل بدن گذاشته مي‏شود، آيا استفاده از آن موجب بطلان روزه مي‏شود؟

استفاده از آن داروها به روزه ضرر نمي‏رساند.

س 767: نظر شريف جنابعالي درباره تزريق آمپول و ساير تزريقات نسبت به روزه داران در ماه مبارک رمضان، چيست؟

احتياط واجب آن است که روزه‏دار از آمپول‏هاي مقوّي يا مغذّي و هر آمپولي که در رگ تزريق مي‏شود و نيز انواع سرم‏ها خودداري کند، لکن آمپول‏هاي داروئي که در عضله تزريق مي‏شود و نيز آمپول‏هائي که براي بي‏حسّ کردن به کار مي‏رود، مانعي ندارد.

س 768: آيا خوردن قرص فشار خون در حال روزه جايز است يا خير؟

اگر خوردن آن در ماه رمضان براي درمان فشار خون ضروري باشد، اشکال ندارد، ولي با خوردن آن روزه باطل مي‏شود.

س 769: اگر من و بعضي از مردم بر اين عقيده باشيم که بر استفاده از قرصها جهت مداوا عنوان‏خوردن‏وآشاميدن‏صدق‏نمي‏کند، آياعمل‏به آن جايز است و به روزه‏ام ضرر نمي‏زند؟

خوردن قرص روزه را باطل مي‏کند.

س 770: اگر شوهر با همسر خود در ماه رمضان جماع نمايد و زن نيز به آن راضي باشد چه حکمي دارد؟

بر هر يک از آنان حکم افطار عمدي جاري است و علاوه بر قضا، کفاره هم بر هر دو واجب است.

س 771: اگر مردي با همسرش در روز ماه رمضان شوخي و ملاعبه نمايد، آيا به روزه‏اش ضرر مي‏رساند؟

اگر منجر به انزال مني نشود، به روزه خللي وارد نمي‏کند، ولي اگر باعث انزال مني شود، جايز نيست و روزه باطل مي‏شود.

 

بقاء بر جنابت‏

س 772: اگر فردي به سبب برخي از مشکلات تا اذان صبح بر جنابت باقي بماند آيا روزه گرفتن در آن روز براي او جايز است؟

در غير ماه رمضان و قضاي آن اشکال ندارد، ولي نسبت به روزه ماه رمضان و قضاي آن، اگر معذور از غسل است، تيمم کردن بر او واجب است و اگر تيمم هم نکند، روزه‏اش صحيح نيست.

س 773: اگر شخصي در حال جنابت چند روز روزه بگيرد و نداند که طهارت از جنابت شرط صحت روزه است، آيا کفاره روزه‏هائي که در حال جنابت گرفته بر او واجب است يا اينکه قضاي آنها کافي است؟

در فرض مرقوم قضا کفايت مي‏کند.

س 774: آيا جايز است شخص جنب بعد از طلوع آفتاب غسل جنابت نمايد و روزه قضا يا مستحب بگيرد؟

اگر عمدا تا طلوع فجر بر جنابت باقي بماند، روزه ماه رمضان و قضاي آن از او صحيح نيست، ولي اقوي صحت روزه‏هاي ديگر بخصوص روزه مستحبي‏است.

س 775: شخصي در ماه رمضان در جائي مهمان شد و شب را در آن منزل خوابيد و در نيمه‏هاي شب محتلم گرديد و چون مهمان بود و با خود لباسي نداشت، براي فرار از روزه، تصميم گرفت بعد از طلوع فجر مسافرت نمايد، لذا بعد از طلوع فجر بدون اينکه چيزي بخورد به قصد مسافرت، حرکت نمود. سؤال اين است که آيا قصد سفر توسط او موجب سقوط کفاره هست يا خير؟

اگر با حالت جنابت از خواب بيدار شود و علم به جنب بودن خود داشته باشد و قبل از فجر اقدام به غسل يا تيمم نکند، مجرد قصد سفر در شب و يا مسافرت در روز براي سقوط کفاره از او کافي نيست.

س 776: کسي که آب در اختيار ندارد و يا به دليل عذرهاي ديگر غير از تنگي وقت نمي‏تواند غسل جنابت بکند، آيا جايز است عمدا خود را در شبهاي ماه مبارک رمضان جنب کند؟

اگر وظيفه او تيمم باشد و بعد از اينکه خود را جنب کرده، وقت کافي براي تيمم داشته باشد، اين کار براي وي جايز است.

س 777: شخصي در ماه مبارک رمضان قبل از اذان صبح بيدار شده و متوجه محتلم شدن خود نشده و دوباره خوابيده و در اثناي اذان صبح بيدار شده و علم به جنابت خود پيدا مي‏کند و يقين دارد که احتلامش قبل از اذان صبح بوده است، روزه او چه حکمي دارد؟

اگر پيش از اذان صبح متوجه احتلام خود نشده است، روزه‏اش صحيح است.

س 778: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از اذان صبح بيدار شود و ببيند که محتلم شده است و دوباره پيش از اذان صبح به اميد اينکه براي غسل کردن بيدار مي‏شود بخوابد و تا بعد از طلوع آفتاب در خواب بماند و غسل خود را تا اذان ظهر به تأخير بيندازد و بعد از اذان ظهر غسل کرده و نماز ظهر و عصر بخواند، روزه آن روز او چه حکمي دارد؟

در فرض سؤال بايد روزه را قضا نمايد و بنابر احتياط مستحب، کفاره نيز بدهد.

س 779: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از فجر شک کند که محتلم شده يا نه، ولي به شک خود اعتنا نکند و دوباره بخوابد و بعد از اذان صبح بيدار شود و متوجه گردد که قبل از طلوع فجر محتلم شده است، چه حکمي دارد؟

اگر بعد از بيداري اول اثري از احتلام در خود مشاهده نکند، بلکه فقط احتمال آن را بدهد و چيزي بر او کشف نشود و تا بعد از اذان بخوابد، روزه‏اش صحيح است، هر چند بعد از آن معلوم شود که احتلام او مربوط به قبل از اذان صبح است.

س 780: اگر شخصي در ماه مبارک رمضان با آب نجس غسل کند و بعد از يک هفته متوجه شود که آن آب نجس بوده است، نماز و روزه او در اين مدت چه حکمي دارد؟

نمازش باطل و قضاي آن واجب است، ولي روزه‏هاي او محکوم به صحت است.

س 781: شخصي مبتلا به بيماري بيرون آمدن مستمر قطرات بول به صورت موقت است، يعني بعد از بول کردن، به مدت يک ساعت يا بيشتر قطرات آن از او خارج مي‏گردد. با توجه به اينکه وي در بعضي از شبها جنب شده و گاهي يک ساعت قبل از اذان بيدار مي‏شود و احتمال مي‏دهد که بعد از آن مني با قطرات بول خارج شود، نسبت به روزه‏اش چه تکليفي دارد؟ وظيفه او براي اينکه با طهارت داخل وقت شود، چيست؟

اگر قبل از اذان صبح، غسل جنابت و يا تيمم بدل از آن انجام داده، روزه او صحيح است، هر چند بعد از آن بدون اختيار از او مني خارج شود.

س 782: اگر شخصي قبل از اذان صبح يا بعد از آن بخوابد و در خواب جنب شده و بعد از اذان بيدار شود، چه مدتي براي غسل کردن وقت دارد؟

در فرض سؤال، جنابت به روزه آن روز او ضرر نمي‏زند، ولي واجب است که براي نماز غسل کند و مي‏تواند غسل را تا وقت نماز به تأخير بيندازد.

س 783: اگر غسل جنابت براي روزه ماه رمضان يا روزه‏هاي ديگر فراموش شود و در اثناء روز به ياد انسان بيفتد، چه حکمي دارد؟

اگر در روزه ماه رمضان غسل جنابت را در شب تا طلوع فجر فراموش کند و با حالت جنابت صبح نمايد، روزه‏اش باطل است و احوط اين است که قضاي روزه ماه رمضان هم در اين حکم به آن ملحق شود. ولي در ساير روزه‏ها، روزه بر اثر آن باطل نمي‏شود.

 

استمناء

س 784: حکم کسي که با آميزش جنسي حرام يا استمناء يا خوردن و نوشيدن حرام روزه خود را در ماه رمضان باطل نموده چيست؟

در فرض مرقوم بايد شصت روز روزه بگيرد و يا شصت مسکين را اطعام نمايد و احتياط مستحب آن است که هر دو را انجام دهد.

س 785: اگر مکلّف علم داشته باشد به اينکه استمناء روزه را باطل مي‏کند، ولي عمدا آن را انجام دهد، آيا کفاره جمع بر او واجب مي‏شود؟

اگر عمدا استمناء کند و مني هم از او خارج شود، کفاره جمع بر او واجب نمي‏شود لکن احتياط مستحب آن است که کفاره جمع بپردازد.

س 786: در ماه مبارک رمضان بدون وجود هيچيک از آثار استمناء فقط بر اثر حالتي که هنگام مکالمه تلفني با يک زن نامحرم در خود احساس کردم مايع مني از من خارج شد، با توجه به اينکه مکالمه با او به قصد لذت نبوده، خواهشمندم لطف نموده و به سؤالات من پاسخ فرمائيد، آيا روزه‏ام باطل است يا خير؟ در صورت بطلان، آيا کفاره هم بر من واجب است يا خير؟

اگر خروج مني بر اثر صحبت با يک زن جزء عادت‏هاي قبلي شما نبوده و مکالمه تلفني با او هم بدون قصد لذت و ريبه بوده و در عين حال بطور غيرارادي مني از شما خارج شده است، موجب بطلان روزه نمي‏شود و چيزي هم بر اثر آن بر شما واجب نيست.

س 787: شخصي چندين سال عادت به استمناء در ماه رمضان و غير آن داشته است، نماز و روزه او چه حکمي دارد؟

استمناء مطلقا حرام است و اگر منجر به خروج مني شود، موجب غسل جنابت هم مي‏شود، و اگر اين عمل در حال روزه در روز ماه رمضان صورت بگيرد، در حکم افطار عمدي با حرام است، و اگر نماز و روزه را با حالت جنابت و بدون غسل و تيمم انجام دهد، نماز و روزه‏اش باطل و قضاي آنها واجب است.

س 788: آيا استمناء توسط همسر، حکم استمناء حرام را دارد؟

اين کار، از موارد استمناء حرام نيست.

س 789: آيا جايز است شخص مجرد در صورتي که پزشک مني او را براي آزمايش بخواهد و راه ديگري هم براي خارج کردن مني نداشته باشد، استمناء نمايد؟

اگر معالجه متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد.

س 790: بعضي از مراکز پزشکي براي انجام آزمايشهاي پزشکي بر روي مني از انسان مي‏خواهند که استمناء کند تا معلوم شود که وي قادر بر بچه‏دار شدن هست يا خير، آيا استمناء براي او جايز است.

استمناء جايز نيست، هر چند براي تشخيص قدرت وي بر بچه‏دار شدن باشد، مگر آنکه ضرورتي ايجاب کند.

س 791: تخيّل به قصد برانگيختن شهوت در دو صورت زير چه حکمي دارد؟

الف: تخيّل همسر

ب: تخيل زن اجنبي‏

در فرض اول در صورتي که حرامي مانند انزال بر آن مترتّب نشود، اشکالي ندارد و در فرض دوّم، احتياط در ترک آن است.

س 792: شخصي در ابتداي سن بلوغ روزه مي‏گرفته، ولي در اثناء روزه استمناء نموده و جنب شده و به همين صورت چند روز روزه گرفته است، در حالي که جهل داشته به اينکه براي روزه گرفتن تطهير از جنابت واجب است. آيا قضاي روزه‏هاي آن روزها کافي است يإ؛ل‏ل اينکه تکليف ديگري دارد؟

در فرض سؤال، قضا و بنابر احتياط واجب کفاره بر او واجب است.

س 793: شخص روزه‏داري در ماه رمضان به صحنه شهوت انگيزي نگاه کرده و جنب شده است. آيا با اين کار روزه‏اش باطل مي‏شود؟

اگر نگاه کردن او به قصد انزال بوده و يا مي‏دانسته که اگر به آن منظره نگاه کند، جنب مي‏شود و يا عادت او بر اين بوده است و در عين حال عمدا نگاه کرده و جنب شده، حکم جنابت عمدي را دارد يعني هم قضاء بر عهده او مي‏باشد و هم کفّاره.

س 794: انسان روزه داري که در يک روز بيش از يکبار کاري که روزه را باطل مي‏کند انجام دهد وظيفه‏اش چيست؟

فقط يک کفاره بر او واجب مي‏شود، بلي اگر اين کار آميزش جنسي يا استمناء باشد احتياط واجب آن است که بعدد دفعات آميزش جنسي يا استمناء کفاره بدهد.

 

احکام مبطلات روزه‏

س 795: آيا تبعيت از اهل سنت در وقت افطار روزه در مراسم عمومي و مجالس رسمي و غير آن، جايز است؟ اگر مکلّف تشخيص دهد که اين متابعت از موارد تقيه نيست و دليلي براي التزام به آن وجود ندارد، وظيفه‏اش چيست؟

تبعيت از ديگران در افطار روزه بدون احراز دخول وقت افطار، جايز نيست، و اگر از موارد تقيه باشد افطار جايز است، ولي روزه آن روز قضا دارد، و جايز نيست به طور اختياري افطار نمايد مگر بعد از آنکه داخل شدن شب و پايان يافتن روز را با يقين حسي و يا با حجت شرعي احراز نمايد.

س 796: اگر روزه‏دار باشم و مادرم مرا وادار به خوردن غذا يا نوشيدن کند، آيا روزه‏ام باطل مي‏شود؟

خوردن و آشاميدن روزه را باطل مي‏کند، هر چند بر اثر درخواست و اصرار شخص ديگري باشد.

س 797: اگر چيزي به زور وارد دهان روزه دار شود و يا سر او به همان صورت داخل آب گردد، آيا روزه‏اش باطل مي‏شود؟ اگر وادار به باطل کردن روزه‏اش شود، مثلا به او بگويند که اگر روزه‏ات را نخوري، ضرري به خودت يا مالت وارد مي‏سازيم، او هم براي دفع اين ضرر غذا بخورد، آيا روزه‏اش صحيح است؟

روزه شخص روزه دار با داخل شدن چيزي در حلقش بدون اختيار و يا با فرو بردن سرش به همان صورت به زير آب باطل نمي‏شود، ولي اگر خودش بر اثر اکراه ديگري مرتکب مفطري شود، روزه‏اش باطل خواهد شد.

س 798: اگر روزه دار جاهل باشد به اينکه تا به حد ترخص نرسيده، نبايد قبل از زوال افطار کند، و قبل از حد ترخص به اين اعتبار که مسافر است، افطار نمايد، روزه اين شخص چه حکمي دارد؟ آيا قضا بر او واجب است يا حکم ديگري دارد؟

حکم او همان حکم افطار عمدي است.

س 799: هنگامي که مبتلا به بيماري زکام بودم، مقداري از اخلاط سر و سينه در دهانم جمع شده بود که به جاي بيرون انداختن، آن را فرو بردم، آيا روزه‏ام صحيح است يا خير؟ در بعضي از روزهاي ماه مبارک رمضان در منزل يکي از اقوام بودم که بر اثر زکام و خجالت و حيا مجبور شدم با خاک، تيمم بدل از غسل واجب بکنم و تا نزديک ظهر غسل نکردم. اين کار براي چند روز تکرار شد، آيا روزه‏ام در آن روزها صحيح است يا خير؟

فرو بردن اخلاط سر و سينه ضرري به روزه نمي‏رساند، ولي اگر به فضاي دهان رسيده باشد بنابر احتياط واجب بايد از فرو بردن آن خودداري نمايد، و اما ترک غسل جنابت قبل از طلوع فجرِ روزي که مي‏خواهيد روزه بگيريد و ا نجام تيمم بدل از غسل به جاي آن، اگر بخاطر عذر شرعي باشد و يا تيمم در آخر وقت و به خاطر تنگي آن باشد،موجب بطلان روزه نيست و روزه شما با تيمم صحيح است. در غير اين صورت، روزه شما در آن روزها باطل است.

س 800: من در معدن آهن کار مي‏کنم که طبيعت آن اقتضا مي‏کند هر روز داخل معدن شده و در آن کار کنم و هنگام استفاده از ابزار کار غبار وارد دهانم مي‏شود، بقيه ماههاي سال هم به همين صورت بر من مي‏گذرد، تکليف من چيست؟ آيا روزه من در اين حالت صحيح است؟

فرو بردن غبار هنگام روزه موجب باطل شدن آن است و بايد از آن پرهيز نمود، ولي مجرد داخل شدن غبار در دهان و بيني بدون اينکه به حلق برسد، روزه را باطل نمي‏کند.

 

کفاره روزه و مقدار آن‏

س 801: آيا دادن پول يک مد طعام به فقير تا با آن غذائي براي خودش بخرد، کافي است؟

اگر اطمينان داشته باشد که فقير به وکالت از او طعام خريده و سپس آن را به عنوان کفاره قبول مي‏کند، اشکال ندارد.

س 802: اگر شخصي وکيل در غذا دادن به عده‏اي از مساکين شود، آيا مي‏تواند اُجرت کار و پختن غذا را از اموالي که به عنوان کفاره به او داده شده است، بردارد؟

مطالبه اجرت کار و پخت غذا براي وي جايز است، ولي نمي‏تواند آن را بابت کفاره حساب نمايد و يا از اموالي که بايد به عنوان کفاره به فقرا داده شود، بردارد.

س 803: زني به علت بارداري و نزديکي وقت زايمان، نمي‏تواند روزه بگيرد و مي‏داند که بايد آنها را بعد از زايمان و قبل از ماه رمضان آينده قضا نمايد، اگر به طور عمدي يا غيرعمدي تا چند سال روزه نگيرد، آيا فقط کفاره همان سال بر او واجب است يا آنکه کفاره تمام سالهائي که روزه را به تأخير انداخته، واجب است؟

فديه تأخير قضاي روزه ماه رمضان هر چند به مدت چند سال هم به تأخير افتاده باشد، يکبار واجب است و آن عبارت است از يک مد طعام براي هر روزي، و فديه هم زماني واجب مي‏شود که تأخير قضاي روزه ماه رمضان تا ماه رمضان ديگر بر اثر سهل انگاري و بدون عذر شرعي باشد، ولي اگر به خاطر عذري باشد که شرعا مانع صحت روزه است، فديه‏اي ندارد.

س 804: زني به علت بيماري از روزه گرفتن معذور است و قادر بر قضا کردن آنها تا ماه رمضان سال آينده هم نيست، در اين صورت آيا کفاره بر او واجب است يا بر شوهرش؟

اگر افطار روزه ماه رمضان از جهت بيماري و تأخير قضاي آن هم از جهت ادامه بيماري بوده است، براي هر روز يک مدطعام به عنوان فديه بر خود زن واجب است و چيزي بر عهده شوهرش نيست.

س 805: شخصي ده روز روزه بر عهده دارد و در روز بيستم شعبان شروع به روزه گرفتن مي‏کند، آيا در اين صورت مي‏تواند عمدا روزه خود را قبل يا بعد از زوال، افطار کند؟ در صورتي که قبل يا بعد از زوال افطار نمايد، چه مقدار کفاره دارد؟

در فرض مذکور افطار عمدي براي او جايز نيست و اگر عمدا افطار کند، در صورتي که قبل از زوال باشد، کفاره‏اي بر او واجب نيست و اگر بعد از زوال باشد، کفاره بر او واجب است که عبارت است از غذا دادن به ده مسکين، و در صورت عدم تمکن، واجب است سه روز روزه بگيرد.

س 806: زني در دو سال متوالي در ماه مبارک رمضان حامله بوده و قدرت روزه گرفتن در آن ايام را نداشته است، ولي در حال حاضر توانائي روزه گرفتن را دارد، حکم او چيست؟ آيا کفاره جمع بر او و اجب است يا فقط قضاي آن را بايد به جا آورد؟ تأخير او در قضاي روزه چه حکمي دارد؟

اگر بر اثر عذر شرعي روزه ماه رمضان را نگرفته، فقط قضا بر او واجب است، و اگر عذر او در خوردن روزه خوف از ضرر روزه بر جنين يا کودکش بوده، بايد علاوه بر قضا، براي هر روز يک مد طعام به عنوان فديه بپردازد، و اگر قضا را بعد از ماه رمضان تا ماه رمضان سال بعد، بدون عذر شرعي به تأخير انداخته، فديه ديگري هم بر او واجب است يعني بايد براي هر روز يک مد طعام به فقير بدهد.

س 807: آيا رعايت ترتيب بين قضا و کفاره، در کفاره روزه واجب است يا خير؟

واجب نيست.

 

قضاي روزه‏

س 808: هجده روز روزه به علت مسافرت در ماه رمضان براي انجام مأموريت ديني بر عهده‏ام مي‏باشد، وظيفه من چيست؟ آيا قضاي آنها بر من واجب است؟

قضاي روزه‏هاي ماه رمضان که بر اثر مسافرت از شما فوت شده، واجب است.

س 809: اگر کسي براي گرفتن روزه قضاي ماه رمضان اجير شود و بعد از زوال افطار کند، آيا کفاره بر او واجب است يا خير؟

کفاره بر او واجب نيست.

س 810: کساني که در ماه رمضان براي انجام وظيفه ديني در مسافرت هستند و به همين دليل نمي‏توانند روزه بگيرند، اگر در حال حاضر بعد از چند سال تأخير، بخواهند روزه بگيرند، آيا پرداخت کفاره بر آنها واجب است؟

اگر قضاي روزه ماه رمضان را به علت استمرار عذري که مانع روزه گرفتن است، تا ماه رمضان سال آينده به تأخير انداخته باشند، قضاي روزه‏هايي که از آنان فوت شده کافي است، و واجب نيست براي هر روزي يک مد طعام فديه بدهند، هر چند احتياط در جمع بين قضا و فديه است. ولي اگر تأخير در قضاي روزه به خاطر سهل‏انگاري و بدون عذر باشد، جمع بين قضا و فديه بر آنها واجب است.

س 811: شخصي به مدت ده سال بر اثر جهل نماز نخوانده و روزه نگرفته است، فعلا توبه نموده و به سوي خدا بازگشته و تصميم بر جبران آنها گرفته است، ولي توانائي قضاي همه روزه‏هاي فوت شده را ندارد و مالي هم ندارد که با آن کفاره‏هايش را بپردازد، آيا صحيح است که فقط به استغفار اکتفا کند؟

قضاي روزه‏هاي فوت شده در هيچ صورتي ساقط نمي‏شود، ولي نسبت به کفاره افطاره عمدي روزه ماه رمضان، چنانچه قدرت بر روزه دو ماه و يا اطعام شصت مسکين براي هر روز نداشته باشد، بايد به هر تعداد فقير که قادر است غذا بدهد و احتياط آن است که استغفار نيز بکند و اگر به هيچ وجه قادر به دادن غذا به فقرا نيست فقط کافي است که استغفار کند يعني با دل و زبان خود بگويد استغفرالله (از خداوند بخشايش مي‏طلبم).

س 812: من به علّت عدم قدرت مالي و بدني نتوانستم براي انجام کفاره هائي که بر من واجب شده بود روزه بگيرم و يا به مساکين اطعام نمايم و در نتيجه، استغفار نمودم لکن به لطف الهي اکنون توان روزه گرفتن يا اطعام نمودن دارم، وظيفه‏ام چيست؟

در فرض مرقوم، انجام کفاره لازم نيست گر چه احتياط مستحب آن است که انجام داده شود.

س 813: اگر شخصي بر اثر جهل به وجوب قضاي روزه تا قبل از ماه رمضان سال آينده قضاي روزه‏هايش را به تأخير اندازد، چه حکمي دارد؟

فديه تأخير قضاي روزه تا ماه رمضان سال بعد، بر اثر جهل به وجوب آن ساقط نمي‏شود.

س 814: فردي که به مدت صدو بيست روز روزه نگرفته، چه وظيفه‏اي دارد؟ آيا بايد براي هر روز شصت روز روزه بگيرد؟ و آيا کفاره بر او واجب است؟

قضاي آنچه از ماه رمضان از او فوت شده، بر او واجب است، و اگر افطار عمدي و بدون عذر شرعي بوده، علاوه بر قضا، کفاره هر روز هم واجب است که عبارت است از شصت روز روزه يا اطعام شصت فقير و يا دادن شصت مد طعام به شصت مسکين که سهم هر کدام يک مدّ است.

س 815: تقريبا يک ماه روزه گرفته‏ام به اين نيت که اگر روزه‏اي بر عهده‏ام باشد قضاي آن محسوب شود و اگر روزه‏اي بر عهده‏ام نيست به قصد قربت مطلق باشد، آيا اين يک ماه روزه به حساب روزه‏هاي قضائي که بر ذمّه دارم، محسوب مي‏شود؟

اگر به نيت آنچه که در زمان روزه گرفتن شرعا مأمور به آن بوده‏ايد، اعم از روزه قضاء يا مستحبي، روزه‏گرفته‏ايد و روزه قضا هم برعهده شما باشد، به عنوان روزه قضاء محسوب مي‏شود.

س 816: کسي که نمي‏داند چه مقدار روزه قضا دارد و با فرض داشتن روزه قضا روزه مستحبي بگيرد، اگر معتقد باشد که روزه قضا ندارد، آيا به عنوان روزه قضا محسوب مي‏شود؟

روزه‏هائي را که به نيت استحباب گرفته به جاي روزه قضايي که بر عهده‏اش هست، محسوب نمي‏شود.

س 817: نظر شريف جنابعالي درباره شخصي که بر اثر جهل به مسأله، عمدا روزه‏اش را افطار کرده، چيست؟ آيا فقط قضا بر او واجب است يا اينکه کفاره هم بايد بدهد؟

اگر به سبب بي‏اطلاعي از حکم شرعي بوده و در يادگيري مسأله کوتاهي نکرده باشد، بايد قضاي روزه‏ها را بجا آورد ولي کفارّه‏بر او واجب نيست.

س 818: کسي که در اوائل سن تکليف بر اثر ضعف و عدم توانائي، نتوانسته روزه بگيرد، آيا فقط قضا بر او واجب است يا قضا و کفاره با هم بر او واجب است؟

اگر گرفتن روزه براي او حرجي نبوده و عمدا افطار کرده، علاوه بر قضا، کفاره نيز بر او واجب است و اگر خوف داشته باشد که اگر روزه بگيرد مريض شود، فقط قضاي روزه‏ها بر عهده او مي‏باشد.

س 819: کسي که تعداد روزهائي که روزه نگرفته و مقدار نمازهايي را که نخوانده نمي‏داند، وظيفه‏اش چيست؟ کسي هم که نمي‏داند روزه‏اش را بر اثر عذر شرعي افطار کرده و يا عمدا آن را خورده است، چه حکمي دارد؟

جايز است که به قضاي آن مقدار از نماز و روزه‏هايش که يقين به فوت آنها دارد، اکتفا نمايد، و در صورت شک در افطار عمدي کفاره واجب نيست.

س 820: اگر شخصي که در ماه رمضان روزه دار است، در يکي از روزها براي خوردن سحري بيدار نشود و لذا نتواند روزه را تا غروب ادامه دهد و در وسط روز حادثه‏اي براي او اتفاق بيفتد و روزه را افطار کند، آيا يک کفاره بر او واجب است يا کفاره جمع؟

اگر روزه را تا حدي ادامه دهد که روزه بر اثر تشنگي و گرسنگي براي او حرجي شود و در نتيجه آن را افطار نمايد، فقط قضا بر او واجب است و کفاره‏اي ندارد.

س 821: اگر شک کنم در اينکه اقدام به گرفتن قضاي روزه‏هائي را که بر عهده‏ام بوده، کرده‏ام يا خير تکليف من چيست؟

اگر يقين به اشتغال قبلي ذمّه خود داريد، واجب است به مقداري که موجب يقين به انجام تکليف مي‏شود، روزه قضاء بگيريد.

س 822: کسي که هنگام بلوغ فقط يازده روز از ماه رمضان را روزه گرفته و يک روز را هم در موقع ظهر افطار کرده و در مجموع هجده روز روزه نگرفته است، و در مورد آن هجده روز نمي‏دانسته که با ترک عمدي روزه کفاره بر او واجب است، چه حکمي دارد؟

اگر روزه ماه رمضان را از روي عمد و بدون عذر شرعي افطار کرده، بايد علاوه بر قضا، کفاره هم بدهد اعم از اينکه هنگام خوردن روزه عالم به وجوب کفاره و يا جاهل به آن باشد.

س 823: اگر پزشک به بيماري بگويد که روزه براي شما ضرر داد و او هم روزه نگيرد، ولي بعد از چند سال بفهمد که روزه براي وي ضرر نداشته و پزشک در تشخيص خود اشتباه کرده است، آيا قضا و کفاره بر او واجب است؟

اگر از گفته پزشک متخصص و امين و يا از منشأ عقلائي ديگر، خوف از ضرر پيدا کند و روزه نگيرد، فقط قضا بر او واجب است.

 

مسائل متفرقه روزه‏

س 824: اگر زني در حال روزه نذري معين حيض شود، چه حکمي دارد؟

روزه با عارض شدن حيض باطل مي‏شود و قضاي آن بعد از طهارت واجب است.

س 825: شخصي از اول ماه رمضان تا بيست و هفتم ماه را در وطن خود روزه گرفته و در صبح روز بيست و هشتم به دبي مسافرت کرده و در روز بيست و نهم به آنجا رسيده و متوجه شده که در آنجا عيد اعلام شده است، او اکنون به وطن خود برگشته، آيا قضاي روزه‏هايي که از وي فوت شده، واجب است؟ اگر يک روز قضا نمايد، ماه رمضان نسبت به او بيست و هشت روز مي‏شود و اگر بخواهد دو روز قضا کند، روز بيست و نهم در جائي بوده که در آنجا عيد اعلام شده بود، اين شخص چه حکمي دارد؟

اگر اعلان عيد در روز بيست و نهم در آن مکان، به نحو شرعي و صحيح باشد، قضاي آن روز بر او واجب نيست، ولي‏با فرض اينکه افق دو محل يکي بوده اين امر کشف مي‏کند که يک روز روزه در اول ماه از او فوت شده، لذا واجب است قضاي روزه‏اي را که يقين به فوت آن دارد، بجا آورد.

س 826: اگر روزه‏داري هنگام غروب در سرزميني افطار کرده باشد و سپس به جائي مسافرت کند که خورشيد در آن هنوز غروب نکرده است، روزه آن روز او چه حکمي دارد؟ آيا تناول مفطرات براي او در آنجا قبل از غروب خورشيد جايز است؟

روزه او صحيح است و تناول مفطرات در آن مکان قبل از غروب خورشيد با فرض اينکه در وقت غروب در سرزمين خود افطار کرده، براي او جايز است.

س 827: شهيدي به يکي از دوستانش وصيت نموده که احتياطا از طرف وي چند روز روزه قضا بگيرد، ولي ورثه شهيد به اين مسائل پايبند نيستند و طرح وصيت او هم براي آنها ممکن نيست و روزه گرفتن هم براي دوست آن شهيد مشقت دارد، آيا راه حل ديگري وجود دارد؟

اگر آن شهيد به دوست خود وصيت کرده که خودش شخصا براي او روزه بگيرد، ورثه او در اين مورد تکليفي ندارند، و اگر براي آن فرد روزه گرفتن به نيابت از شهيد مشقت دارد، تکليف از او ساقط است.

س 828: من فردي کثير الشک هستم و يا به تعبير دقيق‏تر زياد وسوسه مي‏شوم، و در مسائل ديني بخصوص فروع دين زياد شک مي‏کنم، يکي از موارد آن اين است که در ماه رمضان گذشته شک کردم که آيا غبار غليظي که وارد دهان من شده آن را فرو برده‏ام يا خير؟ و يا آبي را که داخل دهانم کردم، خارج کرده و بيرون ريختم يا نه؟ در نتيجه آيا روزه من صحيح است يا خير؟

روزه شما در فرض سؤال محکوم به صحت است و اين شکها اعتباري ندارند.

س 829: آيا حديث شريف کساء را که از حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها نقل شده، حديث معتبري مي‏دانيد؟ آيا نسبت دادن آن در حالت روزه به حضرت زهراي مرضيه سلام اللّه عليها جايز است؟

اگر نسبت دادن آن به صورت حکايت و نقل از کتابهايي باشد که آن را نقل کرده‏اند، اشکال ندارد.

س 830: از بعضي از علما و غير آنان شنيده‏ايم که اگر انسان هنگام روزه مستحبي به خوردن غذا دعوت شود، مي‏تواند آن را قبول کرده و مقداري از غذا ميل کند و با اين کار روزه‏اش باطل نمي‏شود، بلکه ثواب هم دارد اميدواريم نظر شريف خود را در اين باره بيان فرمائيد.

قبول دعوت مؤمن در حال روزه مستحبي، شرعا امري پسنديده است و خوردن غذا به دعوت برادر مؤمن هر چند روزه را باطل مي‏کند، ولي او را از اجر و ثواب روزه محروم نمي‏سازد.

س 831: دعاهائي مخصوص ماه رمضان به صورت دعاي روز اول و روز دوم تا آخر ماه وارد شده است، قرائت آنها در صورت شک در صحت شان چه حکمي دارد؟

به هر حال اگر قرائت آنها به قصد رجاء ورود و مطلوبيت باشد، اشکال ندارد.

س 832: شخصي قصد داشت روزه بگيرد، ولي براي خوردن سحري بيدار نشد، لذا نتوانست روزه بگيرد. آيا گناه روزه نگرفتن او به عهده خود وي است يا کسي که او را بيدار نکرده است؟ اگر فردي بدون سحري روزه بگيرد، آيا روزه‏اش صحيح است؟

در اين مورد چيزي بر عهده ديگران نيست، و روزه بدون خوردن سحري هم صحيح است.

س 833: روزه روز سوم ايام اعتکاف در مسجد الحرام، چه حکمي دارد؟

اگر مسافر باشد و قصد اقامت ده روز در مکه مکرمه نمايد و يا نذر کرده باشد که در سفر روزه بگيرد، بر او واجب است بعد از اينکه دو روز روزه گرفت، اعتکاف خود را با روزه روز سوم کامل کند. ولي اگر قصد اقامت و يا نذر روزه در سفر نکرده باشد، روزه او در سفر صحيح نيست و با عدم صحتِ روزه، اعتکاف هم صحيح نيست.

 

رؤيت هلال‏

س 834: همانطورکه‏مي‏دانيد، وضعيت هلال‏در آخر يااول‏ماه به‏يکي از حالت‏هاي‏زير است:

- غروب هلال قبل از غروب خورشيد باشد.

- غروب هلال مقارن با غروب خورشيد باشد.

- غروب هلال بعد از غروب خورشيد باشد.

اميدواريم بيان فرمائيد که کداميک از حالات سه گانه فوق را مي‏توان به وسيله برنامه‏هاي محاسبه کننده الکترونيکي دقيق براي دورترين نقاط عالم محاسبه کرد؟ آيا استفاده از اين محاسبات براي تعيين اول ماه قبل از حلول آن امکان دارد يا اينکه حتما بايد ماه با چشم رؤيت شود؟

معيارِ اول ماه، هلالي است که بعد از غروب خورشيد غروب کند و رؤيت آن ، قبل از غروب ممکن باشد، و محاسبات علمي اگر موجب يقين براي مکلف نشود، اعتبار ندارد.

س 835: آيارؤيت تصوير هلال ماه با استفاده از دوربين CCD و انعکاس نور و بازخواني اطلاعات ضبط شده توسط رايانه، براي اثبات اول ماه کفايت مي‏کند؟

رؤيت با وسيله، فرقي با رؤيت به طريق عادي ندارد و معتبر است. ملاک آن است که عنوان رؤيت محفوظ باشد. پس رؤيت با چشم و با عينک و با تلسکوپ محکوم به حکم واحدند. اما در مورد انعکاس به رايانه که درآن صدق عنوان رؤيت معلوم نيست محل اشکال است.

س 836: اگر هلال ماه شوال در يک شهر ديده نشود، ولي تلويزيون و راديو از حلول آن خبر دهند، آيا کافي است يا تحقيق بيشتري واجب است؟

اگر مفيد اطمينان به ثبوت هلال گردد يا صدور حکم به هلال از طرف ولي فقيه باشد، کافي است و نيازي به تحقيق نيست.

س 837: اگر تعيين اول ماه رمضان و عيد سعيد فطر به علت عدم امکان رؤيت هلال اول ماه به سبب وجود ابر در آسمان يا اسباب ديگر، ممکن نباشد و سي روز ماه شعبان يا ماه رمضان کامل نشده باشد، آيا براي ما که در ژاپن زندگي مي‏کنيم، جايز است که به افق ايران عمل کرده و يا به تقويم اعتماد کنيم؟ وظيفه ما چيست؟

اگر اول ماه از طريق رؤيت هلال حتي در افق شهرهاي مجاوري که يک افق دارند، و يا از طريق شهادت دو فرد عادل و يا از طريق حکم حاکم ثابت نشود، بايد احتياط کرد تا اول ماه ثابت شود، و رؤيت هلال در ايران که در غرب ژاپن واقع است، براي کساني که مقيم ژاپن هستند، اعتبار ندارد.

س 838: آيا اتحاد افق در رؤيت هلال شرط است يا خير؟

رؤيت هلال در شهرهائي که در افق متحد و يا نزديک به هم هستند و يا در شهرهائي که در شرق واقع شده‏اند، کافي است.

س 839: مقصود از اتحاد افق چيست؟

منظور از آن، شهرهائي است که در طول خط واحدي واقع شده‏اند. بنابراين اگر دو شهر در يک خط طولي باشند (مراد از طول، طول در اصطلاح علم هيئت است)، گفته مي‏شود که آنها در افق متحد هستند.

س 840: اگر روز بيست و نهم ماه در تهران و خراسان عيد باشد، آيا براي افرادي هم که در شهري مانند بوشهر مقيم هستند، جايز است افطار کنند؟ با توجه به اينکه افق تهران و خراسان با افق بوشهر يکي نيست.

به طور کلّي اگر اختلاف بين افق دو شهر به مقداري باشد که با فرض رؤيت هلال در يکي، هلال در ديگري قابل رؤيت نباشد، رؤيت آن در شهرهاي غربي براي مردم شهرهاي شرقي که خورشيد در آنها قبل از شهرهاي غربي غروب مي‏کند، کافي نيست، بر خلاف عکس آن.

س 841: اگر بين علماي يک شهر راجع به ثبوت هلال يا عدم آن اختلاف رخ دهد و عدالت آنها هم نزد مکلّف ثابت بوده و به دقت همه آنها در استدلال خود مطمئن باشد، وظيفه واجب مکلّف چيست؟

اگر اختلاف دو بيّنه به صورت نفي و اثبات باشد، يعني يکي مدعي ثبوت هلال و ديگري مدعي عدم ثبوت آن باشد، اين اختلاف موجب تعارض دو بينه و تساقط هر دو است، و وظيفه مکلّف اين است که هر دو نظر را کنار گذاشته و درباره افطار کردن يا روزه گرفتن به آنچه که مقتضاي اصل است، عمل نمايد. ولي اگر بين ثبوت هلال و عدم علم به ثبوت آن اختلاف داشته باشند، به اين صورت که بعضي از آنها مدعي رؤيت هلال باشند و بعضي ديگر مدعي عدم مشاهده آن، قول کساني که مدعي رؤيت هلال هستند، در صورت عادل بودن، حجت شرعي براي مکلّف است و بايد از آن متابعت کند، و همچنين اگر حاکم شرعي حکم به ثبوت هلال نمايد، حکم وي حجت شرعي براي همه مکلفين است و بايد از آن پيروي کنند.

س 842: اگر شخصي هلال ماه را ببيند و بداند که رؤيت هلال براي حاکم شرع شهر او به هر علتي ممکن نيست، آيا او مکلّف است که رؤيت هلال را به حاکم اطلاع دهد؟

اعلام بر او واجب نيست مگر آنکه ترک آن مفسده داشته باشد.

س 843: همانگونه که مي‏دانيد اکثر فقهاي بزرگوار پنج راه براي ثبوت اول ماه شوال در رساله‏هاي عمليه خود بيان کرده‏اند که ثبوت نزد حاکم شرع در ضمن آنها نيست، بنابراين چگونه بيشتر مؤمنين به مجرد ثبوت اول ماه شوال نزد مراجع، روزه خود را افطار مي‏کنند؟ شخصي که از اين راه اطمينان به ثبوت هلال پيدا نمي‏کند، چه تکليفي دارد؟

تا حاکم حکم به رؤيت هلال نکرده، مجرد ثبوت هلال نزد او، براي تبعيّت ديگران از وي کافي نيست، مگر آنکه اطمينان به ثبوت هلال حاصل نمايند.

س 844: اگر ولي امر مسلمين حکم نمايد که فردا عيد است و راديو و تلويزيون اعلام کنند که هلال در چند شهر ديده شده است، آيا عيد براي تمامي نواحي کشور ثابت مي‏شود يا فقط براي شهرهايي که ماه در آنها ديده شده و شهرهاي هم افق با آنها، ثابت مي‏گردد؟

اگر حکم حاکم شامل همه کشور باشد، حکم او شرعا براي همه شهرها معتبر است.

س 845: آيا کوچکي هلال و باريک بودن و اتصاف آن به خصوصيات هلال شب اول، دليل بر اين محسوب مي‏شود که شب قبل شب اول ماه نبوده، بلکه شب سي‏ام ماه قبلي بوده است؟ اگر عيد براي شخصي ثابت شود و از اين راه يقين پيدا کند که روز قبل عيد نبوده، آيا قضاي روزه روز سي‏ام ماه رمضان را بايد به جا آورد؟

مجرد کوچکي‏و پائين بودن‏هلال يا بزرگي‏و بالا بودن‏و يا پهن‏يا باريک‏بودن آن‏دليل شرعي شب‏اول يا دوم بودن‏نيست، ولي‏اگر مکلّف‏از آن‏علم به چيزي‏پيدا کند بايد به مقتضاي علم خود در اين زمينه عمل نمايد.

س 846: آيا استناد به شبي که در آن ماه به صورت قرص کامل است (شب چهاردهم) و اعتبار آن به عنوان دليل براي محاسبه اول ماه جايز است تا از اين راه وضعيت يوم الشک معلوم شود که مثلا روز سي ام ماه رمضان است و احکام روز ماه رمضان بر آن مترتب شود، مثلا بر کسي که اين روز را بر اساس بيّنه روزه نگرفته، حکم به وجوب قضاي روزه شود و کسي هم که به دليل استصحاب بقاي ماه رمضان روزه گرفته، بري‏ء الذمّه باشد؟

امر مذکور حجت شرعي بر آنچه ذکر شد، نيست، ولي اگر مفيد علم به چيزي براي مکلّف باشد، واجب است که طبق آن عمل نمايد.

س 847: آيا استهلال در اول هر ماه واجب کفائي است يا احتياط واجب؟

استهلال في نفسه واجب شرعي نيست.

س 848: آيا اول ماه مبارک رمضان و آخر آن با رؤيت هلال ثابت مي‏شود يا با تقويم، هر چند ماه شعبان سي روز نباشد؟

اول يا آخر ماه رمضان با رؤيت شخص مکلّف يا با شهادت دو فرد عادل يا با شهرتي که مفيد علم است يا با گذشت سي روز و يا بوسيله حکم حاکم ثابت مي‏شود.

س 849: اگر تبعيت از اعلام رؤيت هلال توسط يک دولت جايز شد، و آن اعلام معياري علمي براي ثبوت هلال سرزمين‏هاي ديگر را تشکيل دهد، آيا اسلامي بودن آن حکومت شرط است، يا اينکه عمل به آن حتي اگر حکومت ظالم و فاجر هم باشد، ممکن است؟

ملاک‏در اين‏مورد، حصول‏اطمينان به‏رؤيت در منطقه‏اي‏است که نسبت‏به مکلّف کافي محسوب‏مي‏شود.

س 850: خواهشمند است نظر مبارک خود را در خصوص اعتکاف در مساجد (جامع و غير جامع) بيان فرمائيد.

در مسجد جامع صحيح است و در مسجد غير جامع رجاءا اشکال ندارد. و تعريف مسجد جامع در مباحث نماز گذشت.

 

س 731: دختري که به سن تکليف رسيده، ولي به علت ضعف جسماني توانائي روزه گرفتن ندارد، و بعد از ماه مبارک رمضان هم نمي‏تواند قضاي آن را به جا آورد تا اينکه ماه رمضان سال بعد فرا مي‏رسد، چه حکمي دارد؟

ناتواني از گرفتن روزه و قضاي آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضاي روزه نمي‏شود، بلکه قضاي روزه‏هاي ماه رمضان که از او فوت شده، بر وي واجب است.

س 732: دختراني که تازه به سن تکليف رسيده‏اند و روزه گرفتن بر آنها مقداري مشکل است، چه حکمي دارند؟ آيا سن بلوغ شرعي دختران اکمال نه سال قمري است؟

بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعي دختران همان تکميل نه سال قمري است که در اين هنگام روزه بر آنها واجب است و ترک آن به مجرد بعضي از عذرها جايز نيست، ولي اگر روزه گرفتن براي ايشان ضرر داشته باشد يا تحمل آن برايشان همراه با مشقت زياد باشد، افطار براي آنها جايز است.

س 733: من زمان دقيق رسيدن به سن تکليف خود را نمي‏دانم، از جناب عالي خواهشمندم بيان فرمائيد که از چه زماني قضاي نماز و روزه بر من واجب است، و آيا کفاره روزه بر من واجب است يا به علت جهل به مسأله قضاي آن کفايت مي‏کند؟

فقط قضاي آن مقدار از نمازها و روزه‏ها که يقين به فوت آن بعد از رسيدن به سن قطعي تکليف شرعي داريد، بر شما واجب است، و در مورد روزه، اگر بعد از رسيدن قطعي به سن تکليف، در اثر کوتاهي در يادگيري مسأله و حکم شرعي، عمدا افطار کرده باشيد، علاوه برقضا، کفاره هم واجب است.

س 734: اگر دختر نه ساله‏اي که روزه بر او واجب شده، به دليل دشواري، روزه‏اش را افطار نمايد، آيا قضا بر او واجب است يا خير؟

قضاي روزه‏هائي که از ماه رمضان افطار کرده، بر او واجب است.

س 735: اگر فردي به خاطر عذري قوي، پنجاه درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نيست و به همين دليل روزه نگيرد، ولي بعدا معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفاره چه حکمي دارد؟

اگر افطار عمدي روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وي باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلائي داشته باشد، کفاره واجب نيست، ولي قضا بر او واجب است.

س 736: شخصي مشغول انجام خدمت سربازي است و به علت مسافرت و حضور در محل خدمت، نمي‏تواند روزه ماه رمضان سال گذشته را بگيرد، و هنگام حلول ماه رمضان امسال نيز در محل خدمت است و احتمال دارد که باز هم نتواند روزه بگيرد، اگر پس از پايان دوره خدمت سربازي بخواهد روزه اين دو ماه را قضا نمايد، آيا کفاره هم بر او واجب است يا خير؟

کسي که بر اثر عذر مسافرت، روزه ماه رمضان از او فوت شده و آن عذر تا ماه رمضان سال آينده استمرار داشته، فقط قضاي آن بر او واجب است و کفاره تأخير واجب نيست.

س 737: اگر شخص روزه دار جنب باشد و تا قبل از اذان ظهر متوجه آن نشود و پس از آن غسل ارتماسي نمايد، آيا روزه‏اش باطل مي‏شود؟ و اگر بعد از غسل متوجه شود که در حال روزه غسل ارتماسي نموده است، آيا قضاي آن واجب است؟

اگر غسل ارتماسي بر اثر فراموشي و غفلت از روزه دار بودن باشد، غسل و روزه او صحيح است و قضاي روزه‏اش بر او واجب نيست.

س 738: اگر شخصي بخواهد قبل از زوال به محل اقامتش برسد، ولي در راه به خاطر پيشامد حادثه‏اي نتواند در زمان معين به مقصد برسد، آيا روزه او اشکال دارد و آيا کفاره بر او واجب است يا فقط قضاي روزه آن روز را بايد به جا آورد؟

روزه‏اش در سفر صحيح نيست و بر او فقط قضاي روزه آن روزي که پيش از ظهر به محل اقامتش نرسيده، واجب است و کفاره‏اي هم ندارد.

س 739: اگر هواپيما در ارتفاع بالا و مسير طولاني در حال پرواز باشد و پرواز حدود دو ساعت و نيم تا سه ساعت طول بکشد، مهماندار و خلبان هواپيما براي حفظ تعادل خود هر بيست دقيقه احتياج به نوشيدن آب دارند، در اين صورت آيا در ماه مبارک رمضان، کفاره و قضاي روزه بر آنها واجب مي‏شود؟

اگر روزه براي آنها ضرر داشته باشد، جايز است که با نوشيدن آب افطار نمايند و قضاي آن را بجا آورند و در اين حالت کفاره بر آنها واجب نيست.

س 740: اگر زن در ماه مبارک رمضان دو ساعت يا کمتر مانده به اذان مغرب حيض شود، آيا روزه‏اش باطل مي‏شود؟

روزه‏اش باطل است.

س 741: کسي که با پوشيدن لباس مخصوص (مانند لباس غواصي) بدون اينکه بدنش خيس شود، در آب فرو رود، روزه‏اش چه حکمي دارد؟

اگر لباس به سر او چسبيده باشد، صحت روزه‏اش محل اشکال است و بنا بر احتياط وجوبي قضاي آن لازم است.

س 742: آيا مسافرت عمدي در ماه رمضان به قصد افطار و فرار از روزه گرفتن، جايز است؟

مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، و در صورت مسافرت، ولو اينکه براي فرار از روزه باشد، افطار بر او واجب است.

س 743: شخصي که روزه واجب بر عهده‏اش است و قصد دارد که آن را بگيرد، ولي بر اثر پيشامدي نتواند روزه بگيرد مثلا بعد از طلوع خورشيد آماده مسافرت شد و به سفر رفت و بعد از ظهر برگشت و در بين راه هم مرتکب هيچيک از مفطرات نشد، ولي وقت نيت روزه واجب از وي فوت شد، و آن روز هم از روزهائي است که روزه در آن مستحب است، آيا مي‏تواند نيت روزه مستحبي کند يا خير؟

اگر قضاي روزه ماه رمضان بر ذمه‏اش باشد، نيت روزه مستحبي حتي بعد از فوت وقت نيت روزه واجب، از وي صحيح نيست.

س 744: من معتاد به سيگار هستم و در ماه مبارک رمضان هر چه تلاش مي‏کنم که تندخو نباشم نمي‏توانم و همين باعث ناراحتي زياد افراد خانواده‏ام شده است و خودم هم از وضعيت دشوارم رنج مي‏برم، تکليف من چيست؟

روزه ماه مبارک رمضان بر شما واجب است و بنابر احتياط واجب جايز نيست در حال روزه سيگار بکشيد، و نبايد بدون دليل با ديگران تند برخورد کنيد.

 

 

احکام خمس‏

هبه، هديه، جايزه بانکي، مهر و ارث‏

س 851: آيا هبه و هديه عيد (عيدي) خمس دارد؟

هبه و هديه خمس ندارد، هر چند احوط اين است که اگر از مخارج سال زياد بيايد، خمس آن پرداخت شود.

س 852: آيا به جايزه‏هايي که توسط بانکها و صندوق‏هاي قرض الحسنه به افراد پرداخت مي‏شود، خمس تعلق مي‏گيرد يا خير؟

خمس در جايزه‏ها و هديه‏ها واجب نيست.

س 853: آيا مبالغي که بنياد شهيد به خانواده‏هاي شهدا مي‏پردازد، به مازاد از مخارج سال آن، خمس تعلق مي‏گيرد؟

چيزي که بنياد شهيد به خانواده‏هاي عزيز شهدا هديه مي‏کند، خمس ندارد.

س 854: آيا نفقه‏اي که شخصي از طرف پدر يا برادر يا يکي از اقوام دريافت مي‏کند، هديه محسوب مي‏شود يا خير؟ در صورتي که نفقه دهنده خمس اموال خود را نپردازد، آيا بر نفقه گيرنده پرداخت خمس آنچه که از او مي‏گيرد، واجب است؟

تحقق عنوان هبه و هديه تابع قصدِ دهنده است و تا نفقه گيرنده يقين نداشته باشد که مالي که به او داده مي‏شود، متعلق خمس است، پرداخت خمس آن واجب نيست.

س 855: به دخترم يک واحد مسکوني به عنوان جهيزيه عروسيش داده‏ام، آيا اين واحد مسکوني خمس دارد؟

اگر هبه واحد مسکوني که به دخترتان بخشيده‏ايد، عرفا مطابق شأن شما محسوب شود، و در بين سال خمسي بخشيده باشيد، دادن خمس آن واجب نيست.

س 856: آيا جايز است که انسان مالي را قبل از گذشت يک سال بر آن، به همسرش هديه دهد، با آنکه مي‏داند وي آن مال را براي خريد خانه در آينده و يا مخارج ضروري، ذخيره خواهد کرد؟

اين کار جايز است و مالي که به همسرتان بخشيده‏ايد، اگر به مقداري باشد که عرفا مناسب شأن شما و افراد مانند شماست و بخشش صوري و به قصد فرار از خمس هم نباشد، خمس ندارد.

س 857: زن و شوهري براي اينکه خمس به اموال آنها تعلق نگيرد، قبل از رسيدن سال خمسي‏شان، اقدام به هديه کردن سود سالانه خود به يکديگر مي‏کنند، اميدواريم حکم خمس آنها را بيان فرمائيد.

با اين‏گونه بخشش که صوري و براي فرار از خمس است، خمسِ واجب از آنان ساقط نمي‏شود.

س 858: شخصي براي رفتن به حج استحبابي مبلغي را به حساب سازمان حج واريز کرده، ولي قبل از تشرف به زيارت خانه خدا، فوت نموده است، اين مبلغ چه حکمي دارد؟ آيا مصرف کردن آن در نيابت از حج ميت واجب است؟ آيا خمس به آن تعلق مي‏گيرد؟

فيش حج که در قبال مبلغي که به حساب سازمان حج واريز کرده، دريافت نموده، به قيمت فعلي‏اش از ترکه ميت محسوب مي‏شود، و ميت اگر حج برذمه ندارد و وصيت به حج هم نکرده، صرف آن در حج نيابي براي ميت واجب نيست، و پرداخت خمس مبلغ پرداختي بابت آن فيش اگر از پولي که خمس به آن تعلق گرفته ولي پرداخت نشده‏باشد، در فرض سؤال واجب است.

س 859: باغ پدري از طريق بخشش يا ارث به پسرش منتقل شده است، آن باغ هنگام هديه يا انتقال به او بابت ارث، قيمت زيادي نداشت، ولي در حال حاضر قيمت آن هنگام فروش با قيمت قبلي آن تفاوت زيادي کرده است، آيا به آن مقدار زيادي که بر اثر افزايش قيمت حاصل شده، خمس تعلق مي‏گيرد؟

ارث و هبه و پول فروش آنها خمس ندارد، هر چند قيمت آنها افزايش يافته باشد، مگر اينکه نگهداري آن به قصد تجارت و زياد شدن قيمت باشد.

س 860: اداره بيمه مبلغي را بابت هزينه درمان به من بدهکار است و مقرر شده که در همين روزها به من پرداخت شود، آيا به اين مبلغ خمس تعلق مي‏گيرد؟

خمس ندارد.

س 861: آيا به پولي که از حقوق ماهيانه‏ام براي خريد لوازم ازدواج در آينده، پس انداز مي‏کنم، خمس تعلق مي‏گيرد؟

اگر عين پولي را که بابت حقوق ماهيانه مي‏گيريد، پس انداز مي‏کنيد، بايد سر سال خمس آن پرداخت شود، مگر آنکه بخواهيد در خلال دو سه ماه آينده صرف خريد لوازم ضروري ازدواج نمائيد و با پرداخت خمس آن نتوانيد باقيمانده لوازم مورد حاجت را تهيه کنيد.

س 862: در کتاب تحرير الوسيله آمده است که مهريه زن خمس ندارد و فرقي بين مهريه مدت دار و بدون مدت گذاشته نشده است، اميدواريم آن را توضيح فرمائيد.

در عدم وجوب خمس مهريه فرقي بين مهريه مدت دار و بدون مدت و بين پول نقد و کالا وجود ندارد.

س 863: دولت در ايام عيد به کارمندان خود اجناسي را به عنوان عيدي داده که مقداري از آن تا سر سال باقي مانده است. با توجه به اينکه عيدي کارمندان خمس ندارد، ولي چون ما در برابر اين اجناس مقداري پول پرداخت کرده‏ايم، لذا آنچه به ما داده مي‏شود هديه به معناي دقيق آن نيست، بلکه با قيمت کمتري در برابر عوض داده شده است، آيا خمس آن مقدار از کالا که در برابر آن پول پرداخت شده، بايد داده شود؟ يا اينکه بايد قيمت واقعي آن در بازار آزاد محاسبه و خمس آن پرداخت شود؟ و يا چون عيدي است، هيچگونه خمسي ندارد؟

در فرض مذکور نظر به اينکه قسمتي از اجناس در واقع از سوي دولت مجاني به کارمند داده مي‏شود و در برابر قسمتي پول دريافت مي‏کنند، فلذا از کالاي باقيمانده به نسبت مقداري که پول در برابر آن پرداخت نموده‏ايد، واجب است که خمس عين اجناس باقيمانده يا قيمت فعلي آن را بپردازيد.

س 864: شخصي فوت نموده و هنگام حيات، خمسي را که بر ذمه‏اش بوده در دفتر خود يادداشت کرده و تصميم به پرداخت آن داشته است، در حال حاضر بعد از فوت وي همه افراد خانواده او به استثناي يکي از دخترانش از پرداخت خمس خودداري کرده و در ترکه متوفّي براي مخارج خود و ميت و غير آن، تصرف مي‏کنند، خواهشمنديم نظر خود را در رابطه با مسائل زير بيان فرمائيد:

- تصرف در اموال منقول و غيرمنقول متوفّي توسط داماد يا يکي از ورّاث او، چه حکمي دارد؟

- غذا خوردن داماد يا يکي از ورثه در خانه او چه حکمي دارد؟

- تصرفات قبلي اين افراد در اموال ميت و غذا خوردن آنها در خانه متوفّي چه حکمي دارد؟

اگر ميّت وصيت کند که مقداري از دارائي او به عنوان خمس پرداخت شود يا ورثه يقين پيدا کنند که وي مقداري خمس بدهکار است، تا وصيت ميت و يا خمسي را که بر عهده دارد از ما ترک او ادا نکنند، نمي‏توانند در ترکه او تصرف نمايند، و تصرفات آنان قبل از عمل به وصيت وي يا پرداخت دين او، نسبت به مقدار وصيت يادين در حکم غصب است و نسبت به تصرفات قبلي نيز ضامن هستند.

 

قرض، حقوق ماهيانه، بيمه، و بازنشستگي‏

س 865: آيا بر کارمنداني که گاهي مقداري مال از مخارج سالانه آنها زياد مي‏آيد، با توجه به اينکه بدهي‏هاي نقدي و قسطي دارند، خمس واجب است؟

اگر بدهي بر اثر قرض کردن در طول سال براي مخارج همان سال يا خريد بعضي از مايحتاج سال به صورت نسيه باشد، در صورتي که بخواهد دين خود را از منافع همان سال ادا نمايد، مقدار دين از باقيمانده درآمد آن سال استثنا مي‏شود، و در غير اين صورت، تمام درآمد باقيمانده خمس دارد.

س 866: آيا قرضي که براي حج تمتع گرفته مي‏شود بايد خمس آن داده شده باشد و بعد از پرداخت خمس، باقيمانده آن براي مخارج حج پرداخت شود؟

مالي که قرض گرفته مي‏شود، خمس ندارد.

س 867: من در خلال پنج سال مبلغي را به بنياد مسکن جهت گرفتن زميني به اميد تأمين مسکن پرداخت کردم، ولي تاکنون تصميمي براي واگذاري زمين گرفته نشده است، لذا تصميم دارم، آن مبالغ را از بنياد مسکن باز پس بگيرم، با توجه به اينکه قسمتي از آن را قرض گرفته‏ام و قسمتي را هم از فروش فرش خانه‏ام و باقيمانده آن را هم از حقوق همسرم که معلّم است، تهيه کرده‏ام، اميدوارم به دو سؤال ذيل پاسخ فرمائيد.

- اگر بتوانم مبلغ مزبور را پس بگيرم و آن را فقط براي تهيه مسکن (زمين يا خانه) مصرف کنم، آيا خمس به آن تعلق مي‏گيرد؟

- چه مقدار خمس به آن تعلق مي‏گيرد؟

در فرض مرقوم که پول از راه هديه يا قرض يا فروش لوازم زندگي تهيه شده، خمس آن واجب نيست.

س 868: چند سال پيش از بانک وام گرفته و آن را به مدت يک سال به حساب بانکي‏ام واريز کردم، و بدون آنکه موفق به استفاده از آن وام شوم، هر ماه قسط آن را مي‏پردازم، آيا به اين وام، خمس تعلق مي‏گيرد؟

خمس آن مقدار از وام مزبور که اقساط آن را تا سر سال خمسي از منفعت کسب خود پرداخت کرده‏ايد، واجب است.

س 869: اينجانب مبالغي به خاطر ساختمان منزل بدهکار هستم و اين بدهکاري تا دوازده سال طول خواهد کشيد، خواهشمندم مرا در رابطه با موضوع خمس راهنمائي فرمائيد که آيا اين بدهي از درآمد سال استثناء مي‏شود؟

اقساط بدهي ساخت مسکن و مانند آن را هر چند مي‏توان از درآمد کسب همان سال پرداخت نمود، ولي در صورت عدم پرداخت، از در آمد آن سال استثنا نمي‏شود، بلکه به باقيمانده درآمد سر سال خمسي، خمس تعلق مي‏گيرد.

س 870: کتابهايي که دانشجو از مال پدر خود يا از وامي که دانشگاه به دانشجويان مي‏دهد، مي‏خرد و منبع درآمدي هم ندارد، آيا خمس دارد؟ در صورتي که بداند پدر خمس پول کتابها را نداده، آيا پرداخت خمس آن واجب است؟

کتابهايي که با پول وام و يا با پولي که پدر به او بخشيده، خريده شده است، خمس ندارد مگر آنکه يقين داشته باشد که عين پولي که پدر به او بخشيده، متعلق خمس است که در اين صورت پرداخت خمس آن واجب است.