رساله حضرت آیت الله العظمی امام بهجت(ره)

آغاز عبادت

بلوغ

در آغاز جواني هر فردي تحولي بزرگ در او رخ مي دهد. قواي جسمي و روحي اش شکوفا مي شود، عشق و اميد در او موج مي زند. احساس مي کند شخصيتي پيدا کرده ، ديگر تابع اين و آن نيست . مي خواهد خودش مستقل باشد، خودش ‍تصميم بگيرد، يعني ديگر او ((بالغ )) شده ، ولي چه کند، نمي داند از ميان هزاران راهي که در پيش چشمان او رخ مي نمايد کدام را انتخاب کند. مي خواهد سعادت ابدي را تحصيل کند. احساس مي کند به رهنمايي آگاه و دلسوز نياز دارد. پيک الهي را مي بيند که با نامه اي آسماني به سويش آمده دست او را مي بوسد و نامه اش را مي گشايد، همه چيز در آن هست ، ديگر جايي براي نگراني باقي نمانده ، راه از چاه و حق از باطل برايش روشن شده است و به شکرانه اين که خدا تاج عزّت بر سر او نهاده است ((جشن تکليف )) مي گيرد، يعني از اين به بعد ((مکلّف )) شده است و نسبت به احکام وظيفه دارد.

علائم بلوغ

بعضي پس از چند ماه که از بلوغشان گذشته تازه متوجه مي شوند که بالغ بوده اند و در اين مدت وظايف خود را انجام نداده اند.

تشخيص اين مساءله آسان است ولي بياييد کمي دقت کنيم ، بلوغ سه نشانه دارد اگر يکي از آنها در دختر ديده شود بالغ شده است .

- سن بلوغ

باز هم توجه داشته باشيم که سن بلوغ بر اساس سال قمري است .

سن بلوغ در دختران تمام شدن نُه سال قمري است .

سال قمري ده روز و هجده ساعت از سال شمسي کمتر است .

حالا بياييد 96 روز و 18 ساعت را از 9 سال شمسي کم کنيم تا سن بلوغ دختران بر اساس سال شمسي به دست آيد.

استفتاء

سن بلوغ دختر تمام شدن نُه سال قمري است ، ولي تکاليفي که قدرت بر انجام آن نداشته باشد، مثل روزه ، از جهت عدم قدرت ساقط است . ولي اگر مي تواند در همان رمضان بطور منفصل (مثلا يک روز در ميان )  انجام دهد و به وظيفه اش عمل کند.

- روئيدن مو

يکي ديگر از علايم بلوغ روئيدن ((مو)) در زير شکم است .

- عادت ماهانه

از نشانه هاي مهم بلوغ در دختران افزايش طول قد، بزرگ شدن پستانها و لگن خاصره است و سرانجام عادت ماهانه است . همه اين نشانه ها دليل بر آن است که دختر نوجوان قادر به توليد مثل است و عادت ماهانه پايان رشد سريع بدني دختران را اعلام مي دارد.

نگاهي به دوران پيش از بلوغ

وقتي انسان به حد تکليف رسيد بايد نظري به دوران قبل از بلوغ خود بيندازد تا اگر وظيفه اي از دوران پيش از بلوغ بر عهده وي آمده آن را انجام دهد.

به چند نمونه توجه کنيد:

خمس : اگر بچه خردسالي سرمايه اي داشته باشد و از آن منافعي به دست آيد، بنابر احتياط مستحب بعد از آن که بالغ شد بايد خمسش را بدهد.

جبران حقوق مردم : اگر بدون رضايت صاحب مال ، در مال او تصرف کند يا چيزي از اموال او را از بين ببرد و يا چيزي از اموال ديگران را بردارد، پس از آن که بالغ شد بايد خسارتش را بپردازد و يا صاحب آن را راضي کند ( اگر ولّي شخص نابالغ صاحب مال را راضي نکرده باشد).

دختر پس از بلوغ مي تواند در اموال خود تصرف کند، ولي اگر به حدي از رشد نرسيده که بتواند سود و زيان خود را بسنجد، هنوز حق تصرف در اموال خود را ندارد و مسؤ وليت اموال او با پدر و پدر بزرگ (پدري ) اوست .

 

 

اجتهاد و تقليد

دين اسلام بر اساس اعتقادات صحيح و حق و دستوراتي براي انجام دادن و ترک کردن چيزهايي در زمينه هاي گوناگون ، بنا شده است .

در اعتقادات ، تقليد جايز نيست . در اعمال و دستورهاي غير اعتقادي ، امّا ضروري دين ، هم تقليد لازم نيست ، ولي در غير ضروريات اگر شخص مجتهد باشد، يعني ، بتواند از روي دلايل شرعي وظيفه خود را تشخيص دهد، بايد طبق نظريه خود عمل کند. در غير اين صورت ، عقل براي او دو راه معين کرده است :

الف ) تقليد: يعني بر طبق فتاواي مجتهدي که واجد شرائط است ، عمل کند.

ب ) احتياط: يعني با توجه به نظر تمامي و يا گروهي از مجتهدان ، آنچه را مطابق احتياط مي بيند، عمل کند.

چرا در مسائل ديني بايد تقليد کنيم

انسان هنگامي که چشم به اين جهان مي گشايد چيزي نمي داند، ناچار بايد از تجارب و از اندوخته هاي علمي ديگران بهره مند شود، زيرا پيمودن راه پر پيچ و خم زندگي نياز به علم و دانش است .

اساساً زندگي روي دو پايه محکم استوار است : ((دانستن )) و ((عمل کردن ))

بر مبناي همين اصل نخستين است که انسان زندگي را آغاز مي کند، و سپس با کمک غرايز راه و رسم زندگي را آموخته و درِ کمال و سعادت به روي او باز مي شود و آن غريزه ((تقليد)) است که با منطق صحيح عقل و فطرت همراه است .

بر اساس همين منطق و فطرت است که ما در زندگي روزمره براي ساختن عمارت به معمار و بنّاء، و در دوختن لباس به خياط، و هنگام بيماري به طبيب مراجعه مي کنيم .

به هر حال عقل و فطرت ما را در هر رشته اي به کارشناس و متخصص آن ارجاع مي دهد.

همچنين بر اساس همين منطق است که در تعليمات ديني و قوانين الهي مردم به پيروي از فقهايي که در تشخيص احکام الهي مهارت دارند، رهنمون مي شوند، فقهايي که ساليان طولاني با استعداد سرشار خود در راه علم و دانش قدم برداشته ، و به مقام شامخ اجتهاد رسيده اند و مي توانند قوانين الهي را از مدارک اصلي آن استخراج و استنباط کنند در دسترس مردم قرار دهند.

فقهايي که رهبران و راهنمايان ديني مردم هستند و از طرف پيشوايان الهي اسلام اين مقام بزرگ به آنها اعطاء شده است تا افراد را در تمام شئون ديني رهبري کنند.

شرائط مرجع تقليد

مساءله 1 :

مجتهدي که انسان از او تقليد مي کند بايد داراي چنين شرايطي باشد:

مرد باشد، عاقل باشد، شيعه دوازده امامي باشد، حلال زاده باشد، آزاد باشد، زنده باشد، عادل باشد، و بنابر اظهر از مجتهدان ديگر اعلم باشد و مجتهد اعلم کسي است که در استخراج احکام (از منابع آن ) از مجتهدان ديگر استادتر باشد.

راه هاي شناخت مجتهد اعلم

مساءله 2 :

مجتهد و اعلم را از سه راه مي توان شناخت :

الف ) خود انسان يقين کند، مثل اينکه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد

ب ) آن که دو نفر عالم عادل که مي توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند، مجتهد بودن يا اعلم بودن کسي را تصديق کنند، به شرط آن که دو نفر عالم عادل ديگر، با گفته آنان مخالفت نکنند،

ج ) آن که عده اي از اهل علم که مي توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند و از گفته آنان اطمينان پيدا مي شود، مجتهد بودن يا اعلم بودن کسي را تصديق کنند. بلکه از هر راهي که انسان ، اطمينان به اعلم بودن کسي پيدا کند، بنابر اظهر مي تواند به همان اکتفا کند.

مساءله 3 :

اگر شناختن اعلم ، مشکل باشد و انسان ، گمان به اعلم بودن کسي دارد، در صورتي که گمان او به حدّ اطمينان برسد، بايد از او تقليد کند، بلکه اگر اطمينان براي او حاصل نشد، ترجيح کسي که فقط به اعلم بودن او گمان دارد يا احتمال مي دهد، بعيد نيست .

ولي بهتر اين است که در اين صورت ، به قول کسي عمل کند که موافق احتياط باشد. و اگر چند نفر در نظر او اعلم از ديگرانند، و با يکديگر مساوي باشند، بايد از يکي از آنان تقليد کند.

راه هاي بدست آوردن فتواي مجتهد

مساءله 4 :

راه هاي به دست آوردن فتواي مجتهد، عبارت است از:

الف ) شنيدن از خود مجتهد

ب ) شنيدن از دو نفر عادل که فتواي مجتهد را نقل کنند

ج ) شنيدن از کسي که مورد اطمينان ، و راستگو است

د) ديدن در رساله مجتهد در صورتي که به درستي آن رساله اطمينان داشته باشد،بنابر احوط

مساءله 5 :

اگر مجتهد اعلم در مساءله اي فتوا دهد، کسي که از او تقليد مي کند، نمي تواند در آن مساءله ، به فتواي مجتهد ديگر عمل کند،ولي اگر مجتهد او فتوا ندهد و بفرمايد:((احتياط آن است که فلان طور عمل شود.)) مثلا بفرمايد: ((احتياط آن است که در سه مرتبه تسبيحات اربعه (سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر) بگويند)) ، بايد مقلد به اين احتياط - که احتياط واجب مي گويند- عمل کند و سه مرتبه بگويد و يا بنابر احتياط واجب ، از مجتهدي که علم او از مجتهد اعلم کمتر و از مجتهدهاي ديگر بيشتر و يا مساوي است ، عمل کند، پس اگر او يک مرتبه گفتن را کافي بداند، مي تواند يک مرتبه بگويد.

مساءله 6 :

اگر مجتهد اعلم بعد از آن که در مساءله اي فتوا داده ، احتياط کند و مثلاً بفرمايد: ((ظرف نجس را اگر يک مرتبه در آب کر بشويند، پاک مي شود، اگر چه احتياط آن است که سه مرتبه بشويند)) مقلّد او نمي تواند در آن مساءله ، به فتواي مجتهد ديگر عمل کند، بلکه بايد يا به فتوا عمل کند، يا به احتياط بعد از فتوا- که آن را احتياط مستحب مي گويند- عمل کند.

مساءله 7 :

فقها، براي تقليد ابتدايي ، زنده بودن مجتهد را شرط مي دانند، امّا اگر مرجع تقليد انسان از دنيا رفت ، در اين که ((آيا مي تواند بر تقليد او باقي بماند يا به مجتهد زنده مراجعه کند؟)) مورد اختلاف است . پس اگر کسي در اين مساءله ، مجتهد بود، طبق نظر خودش عمل مي کند و گر نه طبق نظر مجتهد زنده اعلم عمل مي کند.

مساءله 8 :

مسائلي را که انسان غالباً به آنها احتياج دارد، واجب است ياد بگيرد

مساءله 9 :

اگر مکلف مدتي اعمال خود را بدون تقليد انجام دهد، در صورتي اعمال او صحيح است که بفهمد به وظيفه واقعي خود عمل کرده است و يا عمل او با فتواي مجتهدي که وظيفه اش تقليد از او بوده ، يا با فتواي مجتهدي که فعلاً بايد از او تقليد کند، مطابق باشد و عباداتي را که قبلاً انجام داده ، با قصد قربت انجام داده باشد.

استفتائات

- آيا باقيماندن بر تقليد ميّت ، جايز است يا نه .

بسمه تعالي

بنابراقوي جائز است ، در آنچه که تقليد در آنها محقّق شده است در صورت تساوي ميّت و حي و اظهر وجوب بقاء است در صورت اعلميّت از حي.

- آيا عدول از مجتهد حي به حي، جايز است يا نه .

بسمه تعالي

جايز است ولي احوط ترک عدول است مگر به اَعْلَم و اين احتياط در غير وقائع متعدّده غيرمرتبطه ، ترک نشود، و مانند اعلميّت و اورعيّت علي الاظهر.

 

 

نجاسات

نجاسات ده چيز است :

: بول

: غائط (مدفوع )

: مني

: مردار

: خون

: سگ

: خوک

: کافر

: شراب

: فقاع

مساءله 10 :

بول و غائط انسان و هر حيوان حرام گوشتي که خون جهنده دارد، يعني ،اگر رگ آن را ببرند، خون از آن جستن مي کند، نجس است . فضله حيوانات کوچک ، مثل پشه و مگس که گوشت ندارند، پاک است .

مساءله 11 :

فضله پرندگان حرام گوشت ، نجس است و فضله خفاش ، بنابر احتياط نجس است .

مساءله 12 :

خون انسان و هر حيواني که خون جهنده دارد، نجس است ، ولي خون حيواني که مانند ماهي و پشه ، خون جهنده ندارد پاک مي باشد.

مساءله 13 :

خوني که از لاي دندان ها مي آيد، اگر به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بين برود، پاک است .

مساءله 14 :

خوني که به واسطه کوبيده شدن ، زير ناخن يا زير پوست مي ميرد، اگر طوري شود که ديگر به آن خون نگويند پاک است و اگر به آن خون مي گويند، نجس است .

مساءله 15 :

اگر موقع جوشيدن غذا، ذرّه اي خون در آن يافتند، تمام غذا و ظرف آن نجس مي شود جوشيدن و حرارت و آتش پاک کننده آن نيست .

مساءله 16 :

سگ و خوکي که در خشکي زندگي مي کنند، همه اجزاي آنها حتي مو و استخوان و پنجه و ناخن و رطوبت آنها نجس است ، ولي سگ و خوک دريايي پاک است .

مساءله 17 :

کسي که منکر خداست يا براي خدا شريک قائل است يا پيامبري حضرت خاتم الانبياء صلّي اللّه عليه و آله را قبول ندارد و نيز کسي که ايمان به خدا و پيامبرصلّي اللّه عليه و آله نداشته باشد، کافر و نجس مي باشد و نيز کسي که يکي از ضروريات دين اسلام ، مثل نماز يا روزه را انکار کند با علم به اين که ضروري دين است ، نجس مي باشد.

 

 

مطهّرات

يازده چيز نجاست را پاک مي کند و آنها را ((مطهّرات )) گويند.

آنها عبارتند از:

: آب

: زمين

: آفتاب

: استحاله

: کم شدن 23 آب انگور

: انتقال

: اسلام

: تبعيّت

: بر طرف شدن عين نجاست از ظاهر حيوان و باطن انسان

: استبراي حيوان نجاست خوار

: غايب شدن مسلمان

توضيح بعضي از موارد فوق که داراي اهميّت بيشتري است .

اقسام آب

آب جاري

آب کر

مطلق :آب باران

آب قليل

آب چاه

آب مضاف ،

و آن آبي است که آن را از چيزي گرفته باشند، مثل آب هنداوانه و گلاب و يا باچيزي مخلوط شده باشد، مثل آبي که به قدري با خاک و مانند آن مخلوط شود که ديگر به آن آب نگويند.

آبهاي مطلق

آب کر

مساءله 18:

آب کر، بنابر اقوي مقدار آبي است که اگر در ظرفي که درازا و پهنا و گودي آن (طول و عرض و عمق ) هر يک سه وجب است بريزند آن ظرف را پر کند.

وزن آب کر:

/376 کيلوگرم است .

يک ليتر آب ، برابر با يک کيلو گرم مي باشد.

مساءله 19 :

اگر عين نجس (مانند بول ، خون ) يا چيزي که نجس شده است به آب کر برسد و آب بو يا رنگ يا مزه نجاست را بگيرد، نجس مي شود و اگر تغيير نکند، نجس نمي شود.

مساءله 20 :

اگر چيز نجس را زير شيري که متصل به کر است بشويند، آبي که از آن چيز مي ريزد، اگر متصل به کر باشد و بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد و عين نجاست هم در آن نباشد، پاک است .

آب قليل

مساءله 21 :

آب قليل ، آبي است که از زمين نجوشد و از کر کمتر باشد و آب باران (در حال باريدن ) هم نباشد.

مساءله 22 :

اگر آب قليل روي چيز نجس بريزد يا چيز نجس به آن برسد، نجس مي شود، ولي اگر از بالا با فشار- بلکه با مطلق حرکت - به پايين روي چيز نجس بريزد، مقداري که به آن چيز مي رسد نجس و هر چه بالاتر از آن است پاک مي باشد.

مساءله 23 :

آب قليلي که براي بر طرف کردن عين نجس ، روي چيز نجس مي ريزند و از آن جدا گردد، نجس است .

آب جاري

مساءله 24 :

آب جاري آبي است که از زمين بجوشد و جريان داشته باشد، مانند آب چشمه و قنات .

مساءله 25 :

آب جاري اگر چه کمتر از کر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتي که بو يا رنگ يا مزه آن به واسطه نجاست تغيير نکرده ، پاک است .

آب باران

مساءله 26 :

اگر به چيز نجسي که عين نجاست در آن نيست ، يک مرتبه باران ببارد، جايي که باران به آن برسد پاک مي شود و در فرش و لباس و مانند اينها، فشار لازم نيست ، ولي باريدن دو سه قطره فايده ندارد، بلکه بنابر احوط طوري باشد که بگويند باران مي آيد و به حدّ جريان برسد، و اگر زمين طوري است که آب در آن جريان پيدا نمي کند، کافي است به حدي ببارد که اگر زمين سخت بود بر آن جاري مي شد.

آب چاه

مساءله 27 :

آب چاهي که از زمين مي جوشد، اگر چه کمتر از کر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتي که بو يا رنگ يا مزه آن به واسطه نجاست تغيير نکرده ، پاک است .

آب مضاف

مساءله 28 :

آب مضاف ، چيز نجس را پاک نمي کند و وضو و غسل هم با آن باطل است .

مساءله 29 :

آب مضاف هر قدر زياد باشد، اگر ذرّه اي نجاست به آن برسد، نجس مي شود.

آب

مساءله 30 :

آب ، با چهار شرط چيز نجس را پاک مي کند.

اول :

مطلق باشد، پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بيد، چيز نجس را پاک نمي کند.

دوم :

پاک باشد

سوم :

وقتي چيز نجس را مي شويند آب مضاف نشود

چهارم :

بعد از آب کشيدن چيز نجس ، عين نجاست با چيزي که نجس شده و پاک نشده است ، در آن نباشد

مساءله 31 :

ظرفي که به غير بول نجس شده ، اگر يک مرتبه شسته شود، پاک مي شود، حتي اگر با آب قليل باشد بنابر اقوي ، ولي ظرفي را که سگ ليسيده يا از آن ، آب يا چيز روان ديگر خورده ، اظهر اين است که اگر با خاک ممزوج به آب ، خاک مالي شود و بعد از آن دو مرتبه با آب قليل يا يک مرتبه با آب کر يا جاري شسته شود، کافي است .

مساءله 32 :

ظرفي را که به غير بول نجس شده ، با آب قليل به دو صورت مي توان آب کشيد:

اول :

آن که بنابر اقوي يک مرتبه از آب پر کنند و خالي کنند

دوم :

يک دفعه ، قدري آب در آن بريزند و آب را طوري در آن بگردانند که به جاهاي نجس آن برسد و بيرون بريزند. و اگر به بول نجس شده باشد، اين کار را دوبار انجام دهند.

مساءله 33 :

اگر چيز نجس را بعد از بر طرف کردن عين نجاست ، يک مرتبه در آب کر يا جاري فرو برند که آب به تمام جاهاي نجس آن برسد، پاک مي شود. و احتياط واجب آن است که فرش و لباس و مانند اينها اگر با آب قليل شسته شود، طوري فشار يا حرکت دهند که آب داخل آن ، خارج شود.

مساءله 34 :

اگر بخواهند چيزي را که به بول نجس شده ، با آب قليل آب بکشند، چنانچه يک مرتبه آب روي آب بريزند و از آن جدا شود و در صورتي که بول در آن چيز نمانده باشد، يک مرتبه ديگر آب روي آن بريزند پاک مي شود، ولي در لباس و فرش و مانند اينها بايد بعد از هر دفعه ، فشار دهند تا غُساله آن بيرون آيد.

مساءله 35 :

هر چيز نجس ، تا عين نجاست را از آن بر طرف نکنند، پاک نمي شود.

مساءله 36 :

اگر جايي از بدن يا لباس را با آب قليل آب بکشند، اطراف آنجا که متصل به آن است و معمولاً موقع آب کشيدن آنجا، نجس مي شود، با پاک شده جاي نجس ، پاک مي شود،

مساءله 37 :

چيزي را که در آن عين نجاست نيست ، اگر زير شيري که متصل به کر است ، يک دفعه بشويند، پاک مي شود.

زمين

مساءله 38 :

زمين ، با سه شرط، کف پا و ته کفش را پاک مي کند:

: آن که زمين ، بنابر احوط، از عين نجاست و آنچه در حکم نجاست است ، پاک باشد

: آن که خشک باشد

: آن که اگر عين نجس مثل خون و بول يا متنجس مثلِگلي که نجس شده در کف پا يا ته کفش باشد، بواسطه راه رفتن يا ماليدن پا به زمين يا به هر سبب ديگري بر طرف شود. با راه رفتن روي فرش ، حصير و سبزه ، کف پا و ته کفش نجس پاک نمي شود.

آفتاب

مساءله 39 :

آفتاب ، زمين و ساختمان و چيزهايي که مانند درب و پنجره ، در ساختمان به کار برده شده و نيز ميخي را که به ديوار کوبيده اند با پنج شرط پاک مي کند:

: چيز نجس به طوري تر باشد که اگر چيز ديگري به آن برسد، تر شود، پس اگر خشک باشد بايد به وسيله اي آن را تر کنند تا آفتاب خشک کند

: اگر عين نجاست : در آن چيز باشد، پيش از تابيدن آفتاب آن را بر طرف کنند،

: چيزي مثل پرده يا ابر، از تابيدن آفتاب جلوگيري نکند

: آفتاب به تنهايي چيز نجس را خشک کند، مثلاً اگر چيز نجس ، به واسطه باد و آفتاب خشک شود، پاک نمي گردد.

: آفتاب ، مقداري از بنا و ساختمان را که نجاست به آن فرو رفته ، يک مرتبه خشک کند، يعني ، اگر آفتاب يک مرتبه روي ساختمان را خشک کند و مرتبه ديگر زير آن را خشک کند، روي ساختمان پاک و زير آن نجس است .

نکاتي در مورد طهارت و نجاست

: تا يقين به نجاست چيزي نداشته باشيم ، آن چيز پاک است . مثلاً اگر به خانه کسي برويم و او بچه دار بوده و نسبت به نجاست هم اعتنايي نداشته باشد همه منزل و لوازم آن پاک است ، چون يقين بر نجاست آن مکان نداريم و طهارت و نجاست با يقين ثابت مي شود.

: وسواس داشتن : در مورد نجاست دليل نمي شود که آن چيز نجس باشد. وسواس داشتن . بعضي خانمها در طهارت و نجاست وسواس دارند. اين وسواس يک نوع بيماري است و چنانچه که از نامش پيداست وسوسه شيطان است . امّا اگر شخص اراده کند، به راحتي قابلِ درمان است . شکلِ وسوسه اينطور است که مثلاً چيزي نجس شده اين خانم آن را يک بار شست و شو مي دهد، امّا دوباره وسوسه مي شود که آيا پاک شده يا نه لذا دوباره مي شويد. اين کار تا چند نوبت تکرار مي شود. احياناً اگر دست کسي به لباس ها خورد باز وسوسه مي شود که دوباره آن چيز نجس شده است . اين حالت روحي ، فاجعه اي است که دين و دنيا و راحتي و آسايش مادي و معنوي را يک جا با هم مي سوزاند. راه شرعي و بهداشتي آن ، همان بود که قبلاً متذکر شديم .

: اگر قسمتي از چيزي نجس شود دليل بر نجاست همه آن نمي شود.

اگر قسمتي از فرش نجس شده باشد در اين جا دو حالت دارد:

- اگر خيس باشد، انسان نمي تواند دست يا پا روي آن بگذارد چون به محض ملاقات با نجس ، نجس مي شود.

- اگر خشک شده باشد، انسان مي تواند با دست يا پا روي آن بگذارد، به شرطي که دست يا پايش رطوبت نداشته باشد.

اگر قسمتي از فرش نجس باشد آيا انسان مي تواند روي قسمت هاي ديگر آن که نجس نيست نماز بخواند؟ بله مي تواند روي قسمت هاي ديگر فرش نماز بخواند، چون نجس بودن قسمتي از فرش نجس ، بقيه را نجس نمي کند.

گاهي لباس انسان با خون نجس مي شود. اصل نجاست با شستن پاک مي شود. اين را هم اضافه کنيم که اگر لکه يا اثر آن خون باقي بماند آن لباس پاک است .

استفتائات

- اشياء متنجسّه مثل لباس و غيره اگر با آب قليل يا کر و يا جاري شسته شود آيا فشار دادن لازم است يا نه .

بسمه تعالي

در آب قليل لازم است علي الاحوط و در غير آن به احتياط مستحب لازم است .

- چيزهايي که قابل فشار نيست مثل چوب و برنج و گندم و امثال ذلک هرگاه نجس شوند يعني آب نجس به جوف آنها برود تطهيرشان چگونه است .

بسمه تعالي

با شستن ، تطهير ظاهر آنها مي شود، اما تطهير باطن آنها مشکل است مگر آنکه علم به نفوذ آب کرّ يا جاري در جوف آنها حاصل شود با مجرد خيساندن در آب ، و آن هم به دو شرط:

- اينکه آن اشياء خشکانده شود. قبل از اينکه در آب گذاشته شود.

- آب مطلق به داخل آنها نفوذ کند نه آب مضاف .

- بخار يا دود يا شعله اي که از نجس يا متنجس بريزد پاک است يا نه .

بسمه تعالي

بخار و دود و شعله اي که از چيز نجس يا متنجس برمي خيزد پاک است ولي اگر بخار به صورت عرق و مايع در آيد چه از نجس باشد و چه از متنجس ، نجس است ، و نيز بنابراحتياط واجب بايد از ذرّات چربي و روغني که از دود نجس و متنجس حاصل مي شود و بر سطوح مجاور آن مي نشيند اجتناب شود.

- بعد از جدا شدن غساله به نحو متعارف ، رطوبت و آبي که باقي مي ماند در محل پاک است يا نه .

بسمه تعالي

بله پاک است .

- اگر کسي شک داشته باشد در انگور بودن و غوره بودن آيا عصير چنين چيزي ، به مجرّد جوش آمدن ، حرام و نجس مي شود يا نه :

بسمه تعالي

نجس و حرام نمي شود.

- آب انگور که به جوش بيايد پيش از بخار شدن دو ثلث آن ، چيزي از اقسام به ، سيب يا کدو و مانند آن در او بيندازند چه صورتي دارد.

بسمه تعالي

اقوي و احوط نجاست آن است و اظهر و احوط تعميم حکم است به غليان به غير نار، و اظهر طهارتِ مطروح در آنست به تبعيّت بعد از تثليث .

- هرگاه کشمش و خرما را در ميان آش يا طعامهاي ديگر بجوشانند يعني مغز آن به جوش آيد چه صورتي دارد:

بسمه تعالي

هنگاميکه به جوش بيايد ظاهر خرما و کشمش در روغن يا مثل آن پس احوط اجتناب است از جهت خوردن و آشاميدن و از حيث طهارت و نجاست خواه علم به جوش آمدن باطن آن حاصل شود يا نشود.

- اگر خرمائي نارس در طبخ به جوش آيد حکمش چيست .

بسمه تعالي

پاک و حلال است .

- جمعي طعام مي خورند، يکي از آنها فَضْله موشي در آن طعام ديد آيا واجب است ديگران را بگويد يا نه :

بسمه تعالي

واجب نيست به آنها بگويد اما خودش نخورد، اگر بعد احتياج به مباشرت آنها را داشت اعلام کند و هر چه نجس شده تطهيرش کنند.

- حناء نجس را اگر به ريش يا به سر بمالد حکمش چيست .

بسمه تعالي

بعد از شستن ريش و سر، رنگ آن پاک است و آنچه از اجزاء کوچکش باقي مي ماند بعد از شستن ظاهر آن پاک است .

- اگر به ناخن کسي سنگي يا چيز ديگري بخورد و خون در زيرش بميرد و بعد سوراخي پيدا شود آيا آن خون پاک است يا نه .

بسمه تعالي

اگر خون استحاله شده است پاک است و اگر صدق خون مي کند، نجس است و همچنين در غير ناخن .

- اگر طفل شيرخوار پسر يا دختر به جاي شير، شيرخشک مصرف مي کنند و هنوز غذاخور نشده اند، به جائي بول بکنند مثل فرش ، لباس ، زمين و امثال ذلک حکمش چيست .

بسمه تعالي

در صورتي که طفل شيرخوار پسر باشد و هنوز غذاخور نشده و شير خنزيرو کافر هم نخورد باشد بلکه علي الاحوط شير نجس هم نخورده باشد با ريختن آبي که بر بول او غلبه نمايد در تطهير آن کافي است و حکم در غير پسر مبني بر احتياط است و شيرخشک در حکم غذاست و حکم مذکور در بول پسري که شيرخشک مي خورد جاري نمي شود.

 

 

وضو

نماز گزار، براي اقامه نماز بايد وضو بگيرد و در بعضي از موارد بايد غسل کند، پس اگر نتواند وضو بگيرد يا غسل کند، بايد به جاي آن کار ديگري به نام تيمّم انجام دهد.

مساءله 40 :

در وضو واجب است که با نيّت ، صورت و دست ها را بشويند و جلو سر و روي پاها را مسح کنند.

مساءله 41 :

درازاي صورت بايد از بالاي پيشاني ، جايي که موي سر بيرون مي آيد، تا آخر چانه شست و پهناي آن به مقداري که بين انگشت وسط و شست (انگشت بزرگ ) قرار مي گيرد بايد شسته شود و اگر کمي از اين مقدار ذکر شده را نشويد، وضو باطل است .

اگر مي خواهد يقين کند که مقدار واجب را شسته است ، بايد اطراف آن را هم بشويد.

مساءله 42 :

اگر احتمال دهد چرک يا چيز ديگري در ابروها و گوشه هاي چشم و لب او هست که نمي گذارد آب به آنها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، بايد پيش از وضو يا وقت شستن ، آنها را وارسي کند که اگر هست برطرف کند.

مساءله 43 :

اگر پوست صورت از لاي مو پيدا باشد، علاوه بر شستن ظاهر موها، بنابر احوط بايد آب را به پوست هم برساند، اگر پيدا نباشد، شستن ظاهر مو کافي است و رساندن آب ، به زير آن لازم نيست .

مساءله 44 :

شستن داخل بيني و مقداري از لب و چشم که وقت بستن ديده نمي شود، واجب نيست .

مساءله 45 :

بايد صورت و دست ها را از بالا به پايين شست و اگر از پايين به بالا بشويد، وضو باطل است .

مساءله 46 :

بعد از شستن صورت بايد دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشت ها بشويد، به طوري که تمام دست ها شسته شود.

مساءله 47 :

براي اين که يقين کند آرنج را کاملاً شسته ، بايد مقداري بالاتر از آرنج را هم بشويد.

مساءله 48 :

کسي که پيش از شستن صورت ، دست هاي خود را تا مچ شسته ، در موقع شستن دست ها براي وضو بايد تا سر انگشتان را بشويد و اگر فقط تا مچ را بشويد، وضوي او باطل است .

مساءله 49 :

در وضو، شستن صورت و دست ها بار اول : واجب ، بار دوم : مستحب ، بار سوم : حرام است . مقصود از هر بار شستنِ تمام عضو است و لو اينکه در هر مرتبه شستن چند مرتبه آب بريزد.

مساءله 50:

بعد از شستن هر دو دست ، بايد جلوي سر را با تري آب وضو، که در دست مانده ، مسح کند. اگر تري در کف دست نمانده باشد، نمي تواند دست را با آب خارج تر کند، بلکه بايد از اعضاي ديگر وضو، رطوبت بگيرد و با آن ، مسح کند، و بنابر احتياط بايد اوّل از تري موي ريش و ابرو کمک بگيرد و اگر در آنها تري نبود، از دست ها رطوبت بگيرد. و بنابر احتياط واجب از بالا به پايين مسح کند.

مساءله 51 :

يک قسمت از چهار قسمت سر که مقابل پيشاني است ، جاي مسح مي باشد و هر جاي اين قسمت را به هر اندازه مسح کند، کافي است .

مساءله 52 :

لازم نيست مسح سر، بر پوست آن باشد، بلکه بر موي جلوي سر هم صحيح است ، ولي کسي که موي جلوي سر او به اندازه اي بلند است که اگر شانه کند، به صورتش مي ريزد، يا به جاهاي ديگر سر مي رسد، بايد بيخ موها را مسح کند، يا فرق سر را باز کرده ، پوست سر را مسح کند.

مساءله 53 :

بعد از مسح سر بايد با تري آب وضو که در دست مانده روي پاها را از سر يکي از انگشتها تا برآمدگي روي پا مسح کند.

مساءله 54 :

در مسح سر و روي پا، بايد دست را روي آنها بکشد و اگر دست را نگه دارد و سر يا پا را به آن بکشد، وضو باطل مي شود، البته مختصر حرکت سر و پاها هنگام مسح اشکال ندارد.

مساءله 55 :

جاي مسح بايد خشک باشد و اگر به قدري تر باشد که رطوبت کف دست به آن اثر نکند، مسح باطل است .

شرائط وضو

مساءله 56 :

شرايط صحيح بودن وضو سيزده چيز است :

: آب وضو پاک باشد

: آب وضو مطلق باشد، مثل آب چاه يا آب جاري يا آب شير لوله کشي ياآب چشمه

: آب وضو غصبي نباشد

: ظرف آب وضو مباح باشد(ظرف غصبي نباشد)

: ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد

: اعضاي وضو، موقع شستن و مسح کردن ، پاک باشد

: وقت براي وضو و نماز کافي باشد

: به قصد قربت وضو بگيرد

: ترتيب را رعايت کند

: موالات ، يعني پي در پي و پشت سر هم اعمال وضو را انجام بدهد

: مباشرت در اعمال وضو، يعني خودش اعمال وضو را انجام داده و ديگري به او کمک نکند

: استعمال آب براي او ضرر نداشته باشد

: در اعضاي وضو، مانعي از رسيدن آب نباشد.

وضوهاي واجب و مستحب

مساءله 57 :

وضو گرفتن براي شش چيز واجب است :

: براي نمازهاي واجب ، غير از نماز ميّت

: براي سجده و تشهد فراموش شده ، در صورتي که بين آنها و نماز حدثي از او سر زده ، مثلاً بول کرده باشد. و بنابر احتياط براي سجده سهو.

: براي طواف واجب خانه کعبه

: اگر نذر يا عهد کرده يا قسم خورده باشد که وضو بگيرد

: اگر نذر کرده باشد که جايي از بدن خود را به خط قرآن برساند

: براي آب کشيدن قرآني که نجس شده يا بيرون آوردن آن از مستراح و مانند آن ، در صورتي که مجبور باشد دست يا جاي ديگر بدن خود را به خط قرآن برساند.

مستحب است انسان براي امور زير وضو بگيرد:

-براي نماز ميّت

- زيارت اهل قبور

- رفتن به مسجد و حرم ائمه عليهم السّلام

- براي همراه داشتن و خواندن و نوشتن قرآن

- براي مسح حاشيه قرآن

- براي خوابيدن

- وضوي تجديدي ، يعني کسي که وضو دارد، دوباره وضو بگيرد.

مساءله 58 :

مسح کردن خط قرآن ، يعني رساندن جايي از بدن به خط قرآن ، براي کسي که وضو ندارد حرام است ، ولي تماس موي انسان با خط قرآن ، بنابر اظهر مانعي ندارد و اگر قرآن را به زبان فارسي يا به زبان ديگر ترجمه کنند مسح آن اشکال ندارد.

مساءله 59 :

کسي که وضو ندارد، حرام است اسم خداوند را به هر زباني که نوشته شده باشد، مسح کند و احتياط واجب آن است که اسم پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و امام عليه السّلام و حضرت زهرا عليهاالسّلام را هم مسح نکند.

مبطلات وضو

مساءله 60 :

هفت چيز وضو را باطل مي کند:

- بول

- غائط (مدفوع )

- باد معده و روده که از مخرج غائط خارج مي شود

- خوابي که به واسطه آن چشم نبيند و گوش نشنود

- چيزي که عقل را از بين مي برد (ديوانگي ، مستي ، بيهوشي )

- استحاضه

- جنابت و بنابر احوط مس ميت .

وضوي جبيره اي

معناي جبيره

مساءله 61 :

چيزي که با آن زخم و شکسته را مي بندند و دوايي که روي زخم و مانند آن مي گذارند، جبيره ناميده مي شود.

مساءله 62 :

اگر در يکي از جاهاي وضو، زخم يا دمل يا شکستگي باشد، چنانچه روي آن باز است و آب براي آن ضرر ندارد، بايد به طور معمول وضو گرفت .

مساءله 63 :

اگر زخم يا دمل يا شکستگي در صورت يا دست ها باشد و روي آن باز بوده و آب ريختن به کمترين مقدار و شستن روي آن ضرر دارد بنابر احتياط واجب دست تر بر آن بکشد و بعد احتياطاً پارچه پاکي روي آن گذاشته و دست تر را روي پارچه هم بکشد.

اگر اين مقدار هم ضرر دارد يا زخم نجس است و نمي شود آب کشيد، بايد اطراف زخم را از بالا به پايين بشويد و بنابر احتياط واجب ، پارچه پاکي روي زخم گذاشته و دست تر روي آن بکشد.

مساءله 64 :

اگر زخم يا دمل يا شکستگي ، در جلوي سر يا روي پاها باشد و روي آن باز باشد، چنانچه نتواند آن را مسح کند، بايد پارچه پاکي روي آن بگذارد و روي پارچه را با تري آب وضو که در دست مانده مسح کند. اگر گذاشتن پارچه ممکن نباشد مسح لازم نيست ولي بايد بعد از وضو احتياطاً تيمم نمايد.

استفتائات

- چه مقدار مسح جلوي سر کافي است .

بسمه تعالي

آنکه در عرف مسح بنامند و احوط مقدار سه انگشت است از حيث طول و عرض .

- آيا در مسح ما بين زنان و مردان فرق است يا نه .

بسمه تعالي

فرقي نيست ، لکن مستحبّ موکد است براي زنان در مسح وضو به جهت نماز صبح ، برداشتن چيزي که سر خود را به آن پوشيده اند، و کمتر از اين است در تاکد استحباب ، به جهت نماز مغرب ، و مجزي است او را در ساير نمازها داخل نمودن انگشت خود را زير مقنعه و نحو آن .

- آيا تکرار مسح ، موجب بطلان وضو مي شود يا نه .

بسمه تعالي

بعد از خشک کردن محل مسح ضرر ندارد خصوصاً اگر به جهت رعايت احتياط باشد در تحقق مسح شرعي ، لکن موجب معصيت است اگر به قصد مشروعيت باشد.

- اگر کسي سهواً يا جهلاً، با آب غصبي وضوء بگيرد، صحيح است يا نه .

بسمه تعالي

بله وضوء صحيح است ، امّا قيمت آن آب را ضامن است .

- اگر شخصي با آب نجس سهواً، جهلاً، نيساناً يا غفلةً وضو گرفت حکمش چيست .

بسمه تعالي

وضو آن شخص باطل است و براي وضو مجدّد بايد جاهاي نجس را تطهير کند.

- اگر جبيره نجس باشد و چيزي هم نباشد که بر روي آن بگذارد حکمش چيست :

بسمه تعالي

در جايگاه و محل شستن جبيره بايد اطرافش را بشويد با مراعات از بالا به پايين بوده و در محل مسح جبيره دو طرفش را مسح نمايد و مراعات طول در حين مسح بشود و اءقوي کفايت وضو مذکور است و احوط ضمّ تيمُم است .

- اگر کسي بعد از نماز شک مي کند که آيا وضو داشتم يا نه وظيفه اش چيست .

بسمه تعالي

بناء را بر صحت عمل مي گذارد و لکن از براي نماز بعد، وضو بسازد.

- اگر شخصي يقين در حدث و شک در وضو داشته باشد تکليفش چيست .

بسمه تعالي

بايد وضو بگيرد.

- اگر شخصي يقين در وضو دارد و شک در حدث تکليفش چيست .

بسمه تعالي

بناء را بر طهارت مي گذارد. در صورتي که شک در حدث ، ناشي از خروج رطوبت مشتبهه به بول قبل از استبراء که محکوم به بوليّت است نباشد.

 

 

غسل

غسل هاي واجب هفت قسم است :

- غسل جنابت

- غسل حيض

- غسل نفاس

- غسل استحاضه

- غسل مس ميّت

- غسل ميّت

- غسل نذر و قسم .

احکام جنابت

مساءله 65 :

به دو چيز انسان جنب مي شود:

اول : جماع

دوم : بيرون آمدن مني ، چه در خواب باشد و چه در بيداري ، با اختيار باشد يا بي اختيار، کم باشد يا زياد، با شهوت باشد يا بي شهوت .

مساءله 66 :

اگر رطوبتي از انسان خارج شود و نداند مني است يا بول يا غير اينها، چنانچه با شهوت و جستن بيرون آمده و بعد از بيرون آمدن آن بدن سست شده ، آن رطوبت ، حکم مني را دارد و اگر هيچ يک از اين نشانه هاي بالا را نداشته باشد، حکم مني را ندارد.

و در مريض لازم نيست آن آب ، با جَستن بيرون آمده باشد، بلکه اگر با شهوت بيرون آمده باشد در حکم مني است بنابراظهر، و همچنين در زن مريض بنابراحوط، و لازم نيست بدن او سست شود، بلکه خالي از وجه نيست که حکم زن در صحت و مرض مانند مرد باشد.

مساءله 67 :

مستحب است انسان بعد از بيرون آمدن مني ، بول کند و اگر بول نکند و بعد از غسل رطوبتي از او بيرون آيد که نداند مني است يا رطوبت ديگر، حکم مني را دارد.

مساءله 68 :

اگر کسي در قُبُل زن جماع کند و به اندازه ختنه گاه داخل شود هر دو جنب مي شوند و همچنين است بنابراظهر اگر در دُبُر زن نزديکي کند.

مساءله 69 :

اگر مني از جاي خود حرکت کند و بيرون نيايد، يا انسان شک کند که مني از او بيرون آمده يا نه ، غسل بر او واجب نيست و همچنين است اگر خواب ببيند که محتلم شده ولي بعد از بيدار شدن اثر از مني نبيند.

مساءله 70 :

هرگاه بعد از غسل ، مني مرد از زن خارج شود غسل واجب نيست و همچنين است اگر شک کند که مني بيرون آمده از خود اوست يا از مرد، اما اگر علم يا اطمينان داشت باشد که مني خارج شده از خود اوست و يا مخلوط با مني مرد است ، غسل بر او واجب است .

مساءله 71 :

کسي که نمي تواند غسل کند ولي تيمم برايش ممکن است ، بعد از داخل شدن وقت نماز هم مي تواند با عيال خود نزديکي کند.

کارهاي حرام بر جنب

مساءله 72 :

کارهايي که بر جنب حرام است ، عبارت است از:

- رساندن جايي از بدن به خط قرآن يا به اسم خدا و بنابر احتياط به اسم پيامبران و امامان عليهم السّلام و اسم حضرت زهراعليهاالسّلام

- رفتن به مسجدالحرام و مسجد پيامبرصلّي اللّه عليه و آله اگر چه از يک در داخل و از درِ ديگر خارج شود و بنابر احتياط واجب توقف و عبور در حرم امامان عليهم السّلام و رواقها

- توقف در مساجد ديگر، ولي اگر از يک در داخل و از در ديگر خارج شود، يا براي برداشتن چيزي برود مانعي ندارد، و احتياط واجب آن است که در حرم امامان هم توقف نکند بلکه عبور نيز ننمايد و همچنين در رواق ها.

- گذاشتن چيزي در مسجد

- خواندن سوره اي که سجده واجب دارد

و آن چهار سوره است :

- سجده (سوره 32)

- فصلت (سوره 41)

- نجم (سوره 53)

- علق (سوره 96).

غسل جنابت

مساءله 73 :

غسل جنابت به خودي خود مستحب است و براي خواندن نماز واجب و مانند آن واجب مي شود ولي براي نماز ميت و سجده شُکر و سجده هاي واجب قرآن غسل جنابت لازم نيست .

مساءله 74 :

غسل را چه واجب باشد و چه مستحب ، به دو صورت مي شود انجام داد. ترتيبي و ارتماسي ، و غسل ترتيبي افضل از ارتماسي است .

غسل ترتيبي

مساءله 75 :

در غسل ترتيبي بايد به نيّت غسل ، اوّل سر و گردن ، بعد طرف راست ، بعد طرف چپ بدن را بشويد و اگر عمداً يا از روي فراموشي يا به سبب ندانستن مساءله ، به اين ترتيب عمل نکند، غسل او باطل است . ولي چنانچه قصد قربت داشته ، آنچه را که مقدم داشته اگر اعاده کند، غسل او صحيح است . و احتياط واجب رعايت ترتيب در هر عضو از غسل ترتيبي است ، به اين صورت که از بالا شروع کند و به قسمت هاي پايين عضو ختم کند.

مساءله 76 :

نصف ناف و نصف عورت را بايد با طرف راست بدن و نصف ديگر را بايد با طرف چپ بشويد.

مساءله 77 :

براي آن که يقين کند هر سه قسمت يعني سر و گردن و طرف راست و طرف چپ را کاملاً شسته ، بايد هر قسمتي را که مي شويد مقداري از قسمت هاي ديگر را هم با آن قسمت بشويد.

مساءله 78 :

اگر بعد از غسل بفهمد جايي از بدن را نشسته و نداند کجاي بدن است بايد دوباره غسل کند.

غسل ارتماسي

مساءله 79 :

در غسل ارتماسي ، اگر به نيّت غسل ارتماسي ، به تدريج در آب فرو رود تا تمام بدن زير آب رود، غسل او صحيح است و احتياط آن است که از اوّل فرو رفتن در آب ، نيّت غسل کردن را داشته باشد به آنچه غسل ارتماسي با آن محقق و تمام مي شود، اظهر، کفايت نيّت در حال فرو رفتن مجموع بدن در آب است .

مسئله 80 :

در غسل ارتماسي اگر همه بدن زير آب باشد و بعد از نيّت غسل ، بدن را حرکت دهد غسل او صحيح است .

احکام غسل

مساءله 81 :

در غسل ارتماسي بايد تمام بدن پاک باشد مگر اين که در آنِ واحد هم بدن پاک شود و هم غسل انجام بگيرد. در غسل ترتيبي پاک بودن تمام بدن ، لازم نيست و اگر تمام بدن نجس باشد و هر قسمتي را پيش از غسل دادن آن قسمت آب بکشد، کافي است ، پاک بودن تمام بدن ، قبل از شروع در غسل مطلقاً موافق احتياط است .

مساءله 82 :

اگر در غسل ، مقداري از بدن نشسته بماند، غسل باطل است ، ولي شستن جاهايي از بدن که ديده نمي شود مثل داخل گوش و بيني ، واجب نيست .

مساءله 83 :

در موقع غسل کردن ، لزوم شستن موهاي کوتاه که پوست از لاي آنها ديده مي شود،خالي از قوّت نيست ، ولي موهاي بلند لازم نيست .

مساءله 84 :

تمام شرطهايي که براي صحيح بودن وضو گفته شد، مثل پاک بودن آب ، در صحيح بودن غسل هم شرط است .

در غسل لازم نيست بدن را از بالا به پايين بشويد، اما در ترتيبي ، احوط است .

و نيز در غسل ترتيبي لازم نيست بعد از شستن هر قسمت ، فوراً قسمت ديگر را بشويد، بلکه اگر بعد از شستن سر و گردن ، مقداري صبر کند و بعد طرف راست را بشويد و بعد از مدتي ، طرف چپ را بشويد، اشکال ندارد.

مساءله 85 :

کسي که غسل جنابت کرده ، نبايد براي نماز، وضو بگيرد، ولي در غسل هاي ديگر، براي نماز بايد وضو بگيرد.

مساءله 86 :

چيزي را که مانع رسيدن آب به بدن است ، بايد برطرف کند.

غسلهاي اختصاصي بانوان

خونهاي سه گانه :

: استحاضه

: حيض

: نفاس

استحاضه

تعريف استحاضه :

استحاضه از خونهايي که از زن خارج مي شود، خون استحاضه است و زن را در وقت ديدن اين خون ((مستحاضه )) مي گويند

علائم خون استحاضه :

غالباً زرد رنگ و سرد و بدون فشار و سوزش بيرون مي آيد و ممکن است گاهي بر خلاف اوصاف مذکور باشد.

اقسام استحاضه :

- قليله

- متوسطه

- کثيره

استحاضه قليله

آن است که خون در پنبه اي که زن داخل فرج مي نمايد نفوذ نکند.

استحاضه متوسطه

آن است که خون در پنبه فرو رود ولي از آن نگذرد.

استحاضه کثيره

آن است که خون از پنبه به دستمال جاري شود.

مساءله 87 :

وظيفه مستحاضه قليله

در استحاضه قليله بايد زن براي هر نماز يک وضو بگيرد و بنابر احتياط پنبه را عوض کند يا آب بکشد و ظاهر فرج را هم اگر خون به آن رسيده آب بکشد.

مساءله 88 :

وظيفه مستحاضه متوسطه

در استحاضه متوسطه بايد زن براي نماز صبح غسل کند و تا صبح ديگر براي نمازهاي خود بنابر احتياط واجب پنبه را اگر خوني شده عوض کند يا آب بکشد و همچنين ظاهر فرج ، اگر نجس شده است . و وجوب وضو براي هر نماز در اين صورت خالي از وجه نيست ، و اين در صورتي است که استحاضه متوسطه پيش از نماز صبح يا در بين آن پيدا شود. ولي اگر بعد از نماز صبح تا پيش از نماز ظهر يا بين آن حاصل شود بايد براي نماز ظهر غسل کند و به همين ترتيب پيش از هر نماز يا بين هر نمازي که استحاضه متوسطه شده بايد براي آن غسل کند، و اگر عمداً يا از روي فراموشي براي نماز صبح غسل نکند بايد براي نماز ظهر و عصر غسل کند.

و اگر براي نماز ظهر و عصر غسل نکند بايد پيش از نماز مغرب و عشاء غسل نمايد چه آنکه خون بيايد يا قطع شده باشد.

مساءله 89 :

وظيفه مستحاضه کثيره

در استحاضه کثيره علاوه بر کارهاي استحاضه متوسطه که در مسئله پيش گفته شد، بايد براي هر نماز دستمال را عوض کند يا آب بکشد و يک غسل براي نماز ظهر و عصر و يکي براي نماز مغرب و عشاء بجا آورد. و بنابر احتياط واجب با هر غسلي يک وضو بگيرد، بلکه براي نماز عصر و نماز عشاء نيز بايد بنابر احتياط واجب وضو بگيرد و همچنين بايد بين نماز ظهر و عصر فاصله نيندازد. و اگر فاصله بيندازد بايد براي نماز عصر دوباره غسل کند و نيز اگر بين نماز مغرب و عشاء فاصله بيندازد بايد براي نماز عشاء دوباره غسل نمايد.

مساءله 90 :

اگر خون استحاضه پيش از وقت نماز هم بيايد اگر چه زن براي آن خون ، وضو و غسل را انجام داده باشد بايد در موقع نماز وضو و غسل را بجا آورد.

مساءله 91 :

اگر استحاضه قليله زن بعد از نماز صبح متوسطه شود، بايد براي نماز ظهر و عصر غسل کند و اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسطه شود بايد براي نماز مغرب و عشاء غسل نمايد.

مساءله 92 :

اگر استحاضه قليله يا متوسطه زن بعد از نماز صبح کثيره شود بايد براي نماز ظهر و عصر يک غسل و براي نماز مغرب و عشاء غسل ديگري بجا آورد.

و اگر بعد از نماز ظهر و عصر کثيره شود بايد براي نماز مغرب و عشاء غسل نمايد.

مساءله 93 :

زن مستحاضه بعد از آن که خونش قطع شد، فقط براي نماز اولي که مي خواند، بايد کارهاي استحاضه را انجام دهد و براي نمازهاي بعد لازم نيست .

مساءله 94 :

اگر زن نداند استحاضه از چه قسم است ، در صورت امکان بايد مقداري پنبه داخل فرج نمايد و کمي صبر کند و بيرون آورد و بعد از آنکه فهميد استحاضه او کدام يک از آن سه قسم است ، کارهايي را که براي آن قسم دستور داده شد انجام دهد.

مساءله 95 :

زن مستحاضه اگر پيش از آنکه خود را وارسي کند، مشغول نماز شود، با اينکه مي توانسته خود را وارسي کند چنانچه قصد قربت داشته و به وظيفه خود عمل کرده مثلاً استحاضه اش قليله بوده و به وظيفه استحاضه قليله عمل نموده ، نماز او صحيح است و اگر قصد قربت نداشته يا عمل او مطابق وظيفه اش نبوده مثل آنکه استحاضه او متوسطه بوده و به وظيفه قليله رفتار کرده ، نماز او باطل است .

مساءله 96 :

زن مستحاضه اگر نتواند خود را وارسي نمايد، بنابر احوط به آنچه مشکل تر است عمل کند، مثلاً اگر نمي داند استحاضه او قليله است يا متوسطه ، بايد کارهاي استحاضه متوسطه را بنابر احوط انجام دهد و اگر نمي داند متوسطه است يا کثيره بايد کارهاي استحاضه کثيره را بنابر احوط انجام دهد ولي اگر بداند سابقاً کدام يک از آن سه قسم بوده بايد به وظيفه همان قسم عمل کند.

مساءله 97 :

زن مستحاضه اگر بداند از وقتي که مشغول وضو يا غسل شده خوني از او بيرون نيامده و تا بعد از نماز هم خون در داخل فرج نيست و بيرون نمي آيد مي تواند خواندن نماز را تاءخير بيندازد.

مساءله 98 :

مستحاضه کثيره و متوسطه وقتي کاملاً از خون پاک شد بايد غسل کند ولي اگر بداند از وقتي که براي نماز قبلي مشغول غسل شده ديگر خون نيامده ، لازم نيست دوباره غسل کند.

مساءله 99 :

زن مستحاضه اگر بين غسل و نماز فاصله بيندازد، بايد دوباره غسل کند و بلافاصله مشغول نماز شود ولي اگر خون در داخل فضاي فرج نيايد غسل لازم نيست .

مساءله 100 :

زن مستحاضه بايد موقع غسل و وضو و بعد از آن تا آخر نماز خود را از بيرون آمدن خون (در صورتي که براي او ضرر نداشته باشد) حفظ کند و اگر مسامحه کرد و خوني خارج شد بنابر احتياط هر چه بجا آورده از غسل يا وضو يا نماز، دو مرتبه انجام دهد.

مساءله 101 :

اگر استحاضه کثيره زن متوسطه شود، بايد براي نماز اول عمل کثيره و براي نمازهاي بعد عمل متوسطه را بجا آورد. مثلاً اگر پيش از نماز ظهر استحاضه کثيره متوسطه شود، بايد براي نماز ظهر غسل کند و براي نماز عصر و مغرب و عشاء فقط وضو بگيرد.

مساءله 102 :

اگر استحاضه کثيره ، قليله شود، بايد براي نماز اول عمل کثيره و براي نمازهاي بعد، عمل قليله را انجام دهد و نيز اگر استحاضه متوسطه ، قليله شود بايد براي نماز اول ، عمل متوسطه و براي نمازهاي بعدي قليله را بجا آورد.

مساءله 103 :

اگر استحاضه قليله زن پيش از نماز، متوسطه يا کثيره شود بايد کارهاي متوسطه يا کثيره را که گفته شد انجام دهد و اگر استحاضه متوسطه کثيره شود بايد کارهاي استحاضه کثيره را انجام دهد.

حيض

تعريف

حيض خوني است که غالباً در هر ماه چند روزي از رحم زنها خارج مي شود و زن را در موقع ديدن خون حيض ،((حائض )) مي گويند

علائم خون حيض :

خون حيض در بيشتر اوقات غليظ و گرم و رنگ آن سرخ مايل به سياه يا سرخ است و با فشار و کمي سوزش بيرون مي آيد.

مساءله 104 :

زنهاي سيّده بعد از تمام شدن شصت سال قمري يائسه مي شوند، يعني خون حيض نمي بينند، و زنهايي که سيّده نيستند بعد از تمام شدن پنجاه سال قمري يائسه مي شوند.

مساءله 105 :

خوني که دختر پيش از تمام شدن نُه سال مي بيند، در صورتي که معلوم باشد نُه سال او تمام نشده است و علامت و نشانه ديگري غير از سن ، بر بلوغ او نباشد و همچنين خوني که زن بعد از يائسه شدن مي بيند حيض ‍نيست .

مساءله 106 :

زن حامله و زني که بچه شير مي دهد ممکن است حيض ببيند بنابر اقوي ، ولي اگر بيست روز از ايام عادت ديرتر بود هم وظيفه حائض و هم مستحاضه را احتياطاً انجام دهد.

مساءله 107 :

اگر دختري نمي داند که نُه سالش تمام شده يا نه و خوني ديد که يقين کرد خون حيض است بايد آن را خون حيض قرار دهد.

مساءله 108 :

زني که شک دارد يائسه شده يا نه اگر خوني ببيند و نداند حيض است يا نه بايد بنا بگذارد که يائسه نشده است .

مساءله 109:

مدت حيض کمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نمي شود و اگر مختصري هم از سه روز کمتر باشد حيض نيست .

مساءله 110 :

بايد سه روز اولِ حيض پشت سر هم باشد پس اگر مثلاً دو روز خون ببيند و يک روز پاک شود و دوباره يک روز خون ببيند حيض نيست .

مساءله 111 :

اگر سه روز پشت سرهم خون ببيند و پاک شود، چنانچه دوباره خون ببيند و روزهايي که خون ديده و در وسط پاک بوده روي هم از ده روز بيشتر نشود تمام اين مدت را حيض قرار مي دهد.

مساءله 112 :

اگر خوني ببيند که از سه روز بيشتر و از ده روز کمتر باشد و نداند خون حيض است يا زخم ، اگر قبلاً حيض بوده ، يعني خون حيض ديده و ممکن است اين خون دنباله آن باشد، حيض است ليکن اظهر اعتبار خروج از چپ براي حيض و خروج از طرف راست براي زخم است ، و با عدم امکان وارسي عمل به حالت سابقه مي نمايد و اگر پاک بوده وظيفه اي نسبت به حيض ندارد.

مساءله 113 :

اگر خوني ببيند و شک کند که خون حيض است يا خون نفاس اگر در ايام عادت زن باشد آن را خون حيض قرار مي دهد و گر نه بايد به وظيفه اي که مشترک بين حيض و نفاس است عمل کند، يعني لازم نيست آنچه بر حائض واجب است ولي بر نفساء واجب نيست و آنچه بر نفساء واجب است و بر حائض واجب نيست بجا آورد. گرچه انجام دادن مجموع وظايف حائض و وظايف نفساء مطابق احتياط است بلکه اين احتياط در صورت امکان ترک نشود و در صورت عدم امکان احتياط، مخالفت قطعيّه ننمايد.

مساءله 114 :

اگر خوني ببيند که نداند خون حيض است يا بکارت ، ولي احتمال خون ديگري مثل خون جراحت و زخم را هم نمي دهد بايد خود را وارسي کند يعني مقداري پنبه داخل فرج نمايد و کمي صبر کند بعد بيرون آورد پس اگر اطراف آن آلوده باشد خون بکارت است و اگر به همه آن رسيده ، حيض مي باشد.

البته بايد خون زياد نباشد تا به وسيله فوق بتواند بين خون حيض و بکارت فرق بگذارد و در صورت عدم امکان تشخيص و عدم حصول يقين ، در ايام عادت حکم به حيض بودن مي کند و گر نه عمل به حالت سابقه مي نمايد.

مساءله 115 :

اگر کمتر از سه روز خون ببيند و پاک شود و بعد سه روز خون ببيند، خون دوم حيض است و خون اول اگرچه در روزهاي عادتش باشد حيض نيست .

مساءله 116 :

اگر حائض پاک شد و بعد از گذشتن ده روز يا بيشتر، دوباره خون ديد اگر از سه روز بيشتر طول بکشد ولي از ده روز بيشتر نباشد و ساير شرايط حيض را داشته باشد، خون دوم نيز حيض است .

مساءله 117 :

اگر زني بيش از سه روز خون ديد و ده روز يا کمتر از آن پاک شد، چنانچه نمي داند خون زخم و جراحت است يا نه ، اگر در ايام عادت زن باشد يا اينکه شرايط حيض را داشته باشد آن را خون حيض قرار دهد.

اقسام زنهاي حائض

مساءله 118 :

زنهاي حائض بر شش قسمند:

- صاحب عادت وقتيّه و عدديّه

- صاحب عادت وقتيّه

- صاحب عادت عدديّه

- مضطربه

- مبتدئه

- ناسيه

تعريف عادت وقتيه و عدديه

آن زني است که دو ماه پشت سرهم در وقت معين خون حيض ببيند و در وقت معين هم پاک شود و شماره روزهاي حيض او هم در هر دو ماه يک اندازه باشد مثل آنکه دو ماه پشت سرهم از اول ماه تا هفتم آن خون ببيند.

تعريف صاجب عادت وقتيه

آن زني است که دو ماه پشت سرهم در وقت معين خون حيض ببيند ولي شماره روزهاي حيض او در هر دو ماه يک اندازه نباشد. مثلاً دو ماه پشت سرهم از روز اول ماه خون ببيند ولي ماه اول روز هفتم و ماه دوم روز هشتم از خون پاک شود.

تعريف صاحب عادت عدديه

آن زني است که شماره روزهاي حيض او در دو ماه پشت سرهم به يک اندازه باشد ولي وقت ديدن آن دو خون يکي نباشد. مثل آنکه ماه اول از پنجم تا دهم و ماه دوم از دوازدهم تا هفدهم خون ببيند.

تعريف مضطربه

آن زني است که چند ماه خون ديده ، ولي عادت معيني پيدا نکرده يا عادتش بهم خورده و عادت تازه اي پيدا نکرده است .

تعريف مبتدئه

آن زني است که دفعه اول خون ديدن او است .

تعريف ناسيه

آن زني است که عادت خود را فراموش کرده است .

احکام زنهاي حائض

مساءله 119 :

زني که عادت وقتيه و عدديه دارد اگر در وقت عادت يا دو سه روز جلوتر يا دو سه روز عقب تر خون ببيند، به طوري که بگويند حيض را جلو يا عقب انداخته اگر چه آن خون ، نشانه هاي حيض را نداشته باشد بايد به احکامي که براي زن حائض گفته مي شود عمل کند. و چنانچه بعد بفهمد حيض نبوده مثل اينکه پيش از سه روز پاک شود، بايد عبادتهايي را که بجا نياورده قضا نمايد.

مساءله 120 :

زني که عادت وقتيه و عدديه دارد، اگر بيشتر از ده روز خون ببيند خوني که در روزهاي عادت ديده اگر چه نشانه هاي حيض را نداشته باشد حيض است و خوني که بعد از روزهاي عادت ديده اگر چه نشانه هاي حيض را داشته باشد استحاضه است . مثلاً زني که عادت حيض او از اول ماه تا هفتم است اگر از اول تا دوازدهم خون ببيند، هفت روز اول آن حيض و پنج روز بعد استحاضه مي باشد.

مساءله 121 :

زني که عادت وقتيه دارد اگر در وقت عادت خود يا دو سه روز پيش از عادت يا دو سه روز بعد از عادت خون ببيند به طوري که بگويند حيض را جلو يا عقب انداخته اگر چه آن خون نشانه هاي حيض را نداشته باشد بايد به احکامي که براي زنهاي حائض گفته مي شود عمل نمايد. و اگر بعد بفهمد حيض نبوده مثل آنکه پيش از سه روز پاک شود بايد عبادتهايي را که بجا نياورده قضا نمايد.

مساءله 122 :

زني که عادت عدديه دارد اگر بيشتر از شماره عادت خود، خون ببيند و از ده روز بيشتر شود چنانچه همه خونهايي که ديده يک جور باشد بايد از موقع ديدن خون به شماره روزهاي عادتش حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و اگر همه خونهايي که ديده يک جور نباشد، بلکه چند روز از آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه را داشته باشد، اگر روزهايي که خون ، نشانه حيض را دارد با شماره روزهاي عادت او يک اندازه است بايد همان روزها را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.

و اگر روزهايي که خون نشانه حيض دارد از روزهاي عادت او بيشتر است فقط به اندازه روزهاي عادت او حيض و بقيه استحاضه است و اگر روزهايي که خون نشانه حيض دارد از روزهاي عادت او کمتر است بايد آن روزها را با چند روز ديگر که روي هم به اندازه روزهاي عادتش شود، حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.

مساءله 123 :

مضطربه (زني که چند ماه خون ديده ولي عادت معيني پيدا نکرده ) اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه خون هايي که ديده يک جور باشد. چنانچه عادت خويشان او مشخص است آن مقدار را براي خود حيض و بقيه را استحاضه قرار مي دهد.

مساءله 124 :

مضطربه اگر بيشتر از ده روز خوني ببيند که چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر آن نشانه استحاضه دارد، چنانچه خوني که نشانه حيض دارد کمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد همه آن حيض است و اگر خوني که نشانه حيض را دارد کمتر از سه روز باشد بايد بنابر احتياط تا هفت روز را حيض قرار دهد.

مساءله 125 :

مبتدئه ، يعني زني که دفعه اول خون ديدن اوست ، اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه خون هايي که ديده يک جور باشد بايد عادت خويشان خود را به طوري که در مضطربه گفته شد حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.

مساءله 126 :

مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خوني ببيند که چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه را داشته باشد، چنانچه خوني که نشانه حيض دارد کمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد، همه آن حيض است . ولي اگر پيش از گذشتن ده روز از خوني که نشانه حيض دارد دوباره خوني ببيند که آن هم نشانه خون حيض داشته باشد، مثل آن که پنج روز خون سياه و نُه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سياه ببيند، بايد از اول خون اول که نشانه حيض دارد، حيض قرار دهد و در عدد رجوع به خويشاوندان خود کند و بقيه را استحاضه قرار دهد.

مساءله 127 :

مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خوني ببيند که چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر آن نشانه استحاضه داشته باشد، چنانچه خوني که نشانه حيض دارد از سه روز کمتر يا از ده روز بيشتر باشد، بايد از اولي که خون نشانه حيض دارد حيض ‍قرار دهد و در عدد به خويشاوندان خود رجوع کند و بقيه را استحاضه قرار دهد.

مساءله 128 :

ناسيه ، يعني زني که وقت و عدد عادت خود را فراموش کرده است اگر بيشتر از ده روز خون ببيند بايد روزهايي را که خون او نشانه حيض دارد تا ده روز، حيض قرار دهد و بقيه را استحاضه قرار دهد و اگر نتواند حيض را به واسطه نشانه هاي آن تشخيص دهد، بنابر احتياط واجب بايد هفت روز اول را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.

مگر اينکه بداند به طور مسلّم در روزهاي اول حيض نمي شده است که در آن صورت بعد از آن روزها را بايد حيض قرار دهد و اگر ظن اطميناني پيدا کرد که ايام عادتش مثل خويشان خود است عادت آنها را براي خود انتخاب مي کند.

احکام حائض

مساءله 129 :

چند چيز بر حائض حرام است

- عبادتهايي که مانند نماز بايد با وضو يا غسل يا تيمّم بجا آورده شود. ولي بجا آوردن عبادتهايي که وضو و غسل و تيمم براي آنها لازم نيست ، مانند نماز ميت ، مانعي ندارد.

- تمام چيزهايي که بر جنب حرام است و در احکام جنابت گفته شد.

- جماع کردن در فرج ، که هم براي مرد حرام است و هم براي زن ، اگر چه به مقدار ختنه گاه داخل شود و مني هم بيرون نيايد.

مساءله 130 :

جماع کردن در روزهايي هم که حيض زن قطعي نيست ولي شرعاً بايد براي خود حيض قرار دهد حرام است پس زني که بيشتر از ده روز خون مي بيند و بايد به دستوري که قبلاً ذکر شده

روزهاي عادت خويشان خود را حيض قرار دهد. شوهرش نمي تواند در آن روزها با او نزديکي نمايد.

مساءله 131 :

اگر شماره روزهاي حيض زن به سه قسمت تقسيم شود و مرد در قسمت اول آن با زن خود در قُبُل جماع کند، بايد هيجده نخود طلا کفاره به فقير بدهد و اگر در قسمت دوم جماع کند، نُه نخود و اگر در قسمت سوم جماع کند، بايد چهار نخود و نيم بدهد. مثلاً زني که شش روز خون حيض مي بيند، اگر شوهرش در شب يا روز اول و دوم با او جماع کند بايد هيجده نخود طلا بدهد. و در شب يا روز سوم و چهارم نُه نخود و در شب يا روز پنجم و ششم بايد چهار نخود و نيم بدهد.

مساءله 132 :

طلاق دادن زن در حال حيض ، به طوري که در کتاب طلاق گفته مي شود باطل است .

مساءله 133 :

اگر زن بگويد حائضم يا از حيض پاک شده ام بايد حرف او را قبول کرد، مگر اينکه اطمينان پيدا شود که دروغ مي گويد.

مساءله 134 :

اگر زن در بين نماز حائض شود نماز او باطل است .

مساءله 135 :

بعد از آنکه زن از خون حيض پاک شد، واجب است براي نماز و عبادتهاي ديگري که بايد با وضو يا غسل يا تيمم بجا آورده شود غسل کند و دستور آن مثل غسل جنابت است ، ولي بنابر اظهر براي نماز بايد پيش از غسل يا بعد از آن وضو هم بگيرد و اگر پيش از غسل وضو بگيرد بهتر است .

مساءله 136 :

نمازهاي يوميه اي که زن در حال حيض نخوانده ، قضا ندارد ولي روزه هاي واجب را بايد قضا نمايد.

مساءله 137 :

اگر چند روز را حيض قرار دهد و عبادت نکند، بعد بفهمد حيض نبوده است بايد نماز و روزه اي را که در آن روزها بجا نياورده قضا نمايد و اگر چند روز را به گمان اينکه حيض نيست عبادت کند بعد بفهمد حيض بوده ، چنانچه آن روزها روزهايي بوده که بايد روزه مي گرفته ، واجب است قضا نمايد.

نفاس (خون ولادت )

تعريف نفاس

وقتي که اولين جزء بچه از شکم مادر بيرون مي آيد هر خوني که زن مي بيند، اگر پيش از ده روز يا سر ده روز قطع شود، خون نفاس است و زن را در حال نفاس ((نفساء)) مي گويند.

مساءله 138 :

خوني که زن پيش از بيرون آمدن اولين جزء بچه مي بيند نفاس نيست .

مساءله 139 :

لازم نيست که خلقت بچه تمام باشد، بلکه اگر خون بسته اي هم از رحم زن خارج شود و خود زن بداند، يا چهار نفر قابله بگويند که اگر در رحم مي ماند انسان مي شد، خوني که تا ده روز ببيند خون نفاس است بنابر احوط.

مساءله 140 :

ممکن است خون نفاس يک لحظه بيشتر نيايد، ولي بيشتر از ده روز نمي شود.

مساءله 141 :

توقف در مسجد و رساندن جايي از بدن به خط قرآن و کارهاي ديگري که بر حائض حرام است ، بر نفساء هم حرام است و آنچه بر حائض واجب ، مستحب ، و مکروه است ، بر نفساء هم واجب ، مستحب ، و مکروه مي باشد.

مساءله 142 :

طلاق دادن زني که در حال نفاس مي باشد باطل است و نزديکي کردن با او حرام مي باشد. و اگر شوهرش با او نزديکي کند احتياط واجب آن است که به دستوري که در احکام حيض (مساءله 131) گفته شد کفاره بدهد.

مساءله 143 :

وقتي زن از خون نفاس پاک شد بايد غسل کند و عبادتهاي خود را بجا آورد و اگر دوباره خون ببيند چنانچه روزهايي که خون ديده با روزهايي که در وسط پاک بوده روي هم ده روز يا کمتر از ده روز باشد تمام آن نفاس است و اگر روزهايي که پاک بوده روزه گرفته باشد بايد قضا نمايد.

مساءله 144 :

اگر زن از خون نفاس پاک شود و احتمال بدهد که در باطن خون هست ، بايد مقداري پنبه داخل فرج نمايد که اگر پاک است ، براي عبادتهاي خود غسل کند.

مساءله 145 :

اگر خون نفاس زن از ده روز بگذرد، چنانچه در حيض عادت دارد به اندازه روزهاي عادت او نفاس و بقيه استحاضه است .

و اگر عادت ندارد، تا ده روز بنابر اظهر نفاس و بقيه استحاضه مي باشد. و احتياط مستحب آن است کسي که عادت ندارد از روز بعد از عادت و کسي ندارد بعد از روز دهم تا روز هيجدهم زايمان ، کارهاي استحاضه را بجا آورد و کارهايي را که بر نفساء حرام است ترک کند.

مساءله 146 :

زني که عادت حيضش کمتر از ده روز است ، اگر بيشتر از روزهاي عادتش خون نفاس ببيند در صورتي که از ده روز بيشتر نشود بنابر اظهر تمام آن مدت را نفاس قرار مي دهد.

استفتائات

- آيا استبراء در حق زنان ثابت است يا نه .

بسمه تعالي

استبراء در حق زنان ثابت نيست ، و سزاوار است که بعد از بول ، في الجمله آرام گيرند و تنحنح نمايند و فرج خود را به طرف عرض ، فشار دهند و رطوبت مشکوکي که از زنها خارج مي شود پاک است ، مطلقاً و ناقض طهارت نيست . اگرچه رعايت امور مزبوره را ننمايد.

- هرگاه خون حيض ، مشتبه به خون بکارت شود، شناختن آن به چه طريق است .

بسمه تعالي

در تشخيص و شناختن آن ، بايد قدري پنبه ، داخل در فرج کند و قدري صبر نمايد، و بهتر آن است وقتي که مي خواهد اين عمل را بکند به پشت بخوابد و پاها را بلند کند، و بعد از مدتي پنبه را آهسته بيرون آورد، پس اگر خون در دور آن واقع شده باشد آن خون بکارت است و اگر خون تمام پنبه را گرفته باشد، خون حيض است و شرط است در امتحان مذکور، اينکه قروح يا جروح ، احاطه به فرج مثل بکارت نداشته باشد و همچنين خون بسيار نباشد که نتوان تشخيص ‍داد. بلکه بايد احتمال غير اين دو قسم خون که خون بکارت و خون حيض است ندهد.

- اگر زني سه روز خون ديد و قطع شود و در بين ده روز دوباره خون ديد و قبل از ده روز قطع شد تکليف اين زن نسبت به اين ايام چيست .

بسمه تعالي

تمامي خون و پاکي وسط، يعني مابين سه تا ده محکوم به حيض است .

- آيا زن باردار ممکن است حيض ببيند يا نه :

بسمه تعالي

بلي ممکن است بنابر اقوي ، ولي با تاءخّر از ايام عادت ، بيست روز بايد احتياط کند به جمع بين تروک حائض و افعال مستحاضه .

- اقل و اکثر ايام حيض چقدر است .

بسمه تعالي

اکثر زمان حيض ، ده روز است و اقل زمان حيض سه روز است پس هرگاه يک روز يا دو روز خون ببيند حيض نخواهد بود.

- در زمان حيض ، و طي نمودن در قُبُل حائض ، چه صورت دارد.

بسمه تعالي

حرام است در زمان حيض وَطْي نمودن در قُبُل حائض با علم به آن ، و درباره هر يک از مرد و زن ، موجب فسق مي شود علي المعروف ، اگرچه از کبائر بودن آن معلوم نيست ، بلي حلال شمردن آن ، موجب کفر است با علم به حرمت آن .

- اگر وطي کرد مرد، زنش را در زمان حيض ، آيا کفّاره واجب است بر زن يا نه :

بسمه تعالي

واجب است به احتياط وجوبي در صورت علم و عمل .

- کفّاره وطي ، چقدر است .

بسمه تعالي

کفّاره عبارت است از يک دينار، يعني اشرفي هيجده نخودي که يک مثقال شرعي است . و اين مقدار کفّاره ، در اول حيض ‍است ، و در وسط آن نصف اشرفي است ، و در آخر آن ربع اشرفي است .

- اول ، وسط و آخر حيض را بيان فرمائيد.

بسمه تعالي

زني که مدتش مثلاً شش روز است ، روز اوّل و دوّم آن ، اوّل حيض است و روز سوم و چهارم ، وسط حيض است و روز پنجم و ششم ، آخر حيض است .

- آيا غُسل حيض کفايت از وضو مي کند يا نه :

بسمه تعالي

کيفيت غسل حيض ، مانند غسل جنابت است ، لکن غسل حيض ، کفايت از وضو نمي کند و اظهر وجوب وضو است .

- خانمي بعد از پنج روز ايام عادتش پاک شده و غسل کرده ، روز هشتم يک قطره خون مي بيند، اين خون چه حکمي دارد.

بسمه تعالي

با فرض اينکه بين اين خون و اوّلين روزي که خون ديده بيش از ده روز فاصله نشده ، تمام اين هشت روز به حکم حيض است .

- زن پس از ايام عادت که معمولاً شش يا هفت روز است پاک شده ولي بعد از آن باز خون زرد رنگي مي بيند و شک دارد که خون حيض است يا نه و نمي داند تا ده روز تمام مي شود يا نه ، وظيفه اش چيست .

بسمه تعالي

صبر مي کند اگر قبل از ده روز قطع نشد تمام آنرا حيض قرار مي دهد و اگر از ده روز تجاوز کرد فقط ايّام عادت را حيض قرار داده و نمازهاي روزهاي غير آنرا قضا مي کند.

- زني پس از شش روز از خون حيض پاک مي شود و هيچ خوني نمي بيند و روز نهم ترشح خوني بسيار کمي مي بيند بعد هم کاملاً پاک مي شود حکم اين خون چيست .

بسمه تعالي

با فرض اينکه عرفاً خون بر آن صدق مي کند مثل سؤ ال اوّل است .

- زني جنب بوده و قبل از غسل جنابت حيض شده آيا صحيح است که قبل از پاک شدن از حيض غسل جنابت کند و غسلهاي ديگر چطور.

بسمه تعالي

صحيح است قبل از پاک شدن از حيض غسل جنابت کند به جهت تخفيف قذارت باطني و هم مي تواند در وقت پاک شدن يک غسل به نيّت هر دو انجام دهد و اگر قبلاً غسل جنابت کرده در آن وقت به نيّت وظيفه فعليّه غسل کند و بعض ‍اغسال مثل غسل احرام براي حائض مستحبّ است .

- زني حيض شد، روز دوم حيض رحمش را با عمل جراحي در آوردند، که حيض سه روز نشد آيا غسل حيض واجب است .

بسمه تعالي

غسل حيض بر او واجب نيست بلکه بايد غسل استحاضه کند و عبادتهاي ترک شده را قضا کند.

- رحم زني را طي يک عمل جراحي برداشته اند، خونهايي که بعداً مي بيند محکوم به چيست .

بسمه تعالي

خون حيض نيست و محکوم به دم قرحه است خصوصاً اگر علامت آن را دارا باشد که خروج از راست است .

- در صورتي که استحاضه کثيره است و شخص از نظر جسمي توانايي سه مرتبه غسل در شبانه روز را ندارد (مبتلا به کمر درد و پا درد مي باشد) آيا مي تواند براي نماز بجاي غسل استحاضه ، تيمم بدل از غسل کند و همچنين براي روزه مي تواند تيمم کند؟ و آيا قضاي روزه هاي اين چند روز را بايد بگيرد.

بسمه تعالي

يکي از مسوّغات تيمّم حرج و مشقّت شديدة در استعمال آب است ، و اگر بخواهد احتياط کند در آخر وقت تيمّم کند و نماز و روزه اش صحيح است و قضا ندارد.

- در رابطه با استحاضه قليله اگر شخصي بعد از نماز صبح پاک شده آيا براي نماز ظهر بايد يک وضو و براي نماز عصر هم يک وضوي ديگر بگيرد و همچنين براي نماز مغرب و عشا؟

بسمه تعالي

با پاک شدن از استحاضه قليله براي اوّلين نماز وضو مي گيرد و براي نماز ديگر هم کافي است .

- زني ادعا مي کند که هر ماه فقط يک روز يا دو روز خون مي بيند و هميشه اينطور بوده است ؟ آيا اين خون استحاضه است يا حکم ديگري دارد.

بسمه تعالي

استحاضه است .

- زني است که 50 سال او تمام شده است ولي هنوز هر ماه هفت الي ده روز خوني از او خارج مي شود که از نظر ظاهر تفاوتي با خون حيض او ندارد آيا اين خون را بايد حيض حساب کرد يا استحاضه .

بسمه تعالي

احتياط در جمع بين تروک حائض و احکام استحاضه کند.

- زن حامل در حال حمل گاهي يک لکه خون مي بيند و ممکن است ده روز بعد هم لکه اي ببيند تکليف آن زن چيست .

بسمه تعالي

استحاضه است مگر علم به غير آن حاصل شود.

- اگر زني که قرص ضدبارداري مي خورد که در ماه مبارک رمضان حائض نشود بر فرض دو يا سه روز خون در باطل باشد و بيرون نيايد حکم روزه او چيست .

بسمه تعالي

احتياط مي کند به اينکه روزه به رجاء عمل به وظيفه مي گيرد و بعداً هم قضا مي کند با علم به اينکه سه روز ادامه داشته است .

- خانمي براي جلوگيري از عادت ماهانه قرص خورده و در بين آن بر اثر ترک قرص کمي خون ديده ولي پيش از سه روز قطع شده است . آيا اين خون که در ايام عادت بوده حکم حيض را دارد.

بسمه تعالي

خير، مگر با علم به بقاء در باطن که وظيفه احتياطي آن گذشت .

- لطفاً بفرماييد زن تا چند سال حيض مي بيند و به سال شمس يا قمري چگونه محاسبه مي گردد با توجه به اينکه در شناسنامه ها تاريخ به سال شمسي است .

بسمه تعالي

حدّ ياءس در قرشيه تمام شدن شصت سال قمري است و در غير او تمام شدن پنجاه سال قمري است که ظاهراً به ترتيب 58 سال و 2 ماه و 18 روز، و 48 سال و 6 ماه و 7 روز به سال شمسي مي شود.

- خانمي شک دارد که به سن يائسگي رسيده يا نه و خوني مي بيند که نمي تواند يقين به ادامه آن تا سه روز پيدا کند وظيفه او نسبت به نماز و روزه چيست .

بسمه تعالي

وظيفه او مثل سابق استظهار است و ترک عبادت .

- زني حائض است و گردنبند او با نقش اللّه مي باشد و گاهي بي اختيار روي بدنش قرار مي گيرد. آيا جايز است چنين گردنبندي را به گردن آويزان کند.

بسمه تعالي

با علم به تماسّ با بدن حائز نيست .

- رفتن زن با حالت عادت ماهانه به حرم ائمه معصومين به قصد زيارت جايز است يا نه .

بسمه تعالي

جائز نيست علي الاحوط، و اين احتياط در حرم و رواق در مکث و عبور ترک نشود.

- رفتن زن به حالت عادت ماهانه به حرم امامزادگان به قصد زيارت جايز است يا نه .

بسمه تعالي

مراعات عدم هتک بنمايد و في نفسه جايز است .

- مقاربت زن و شوهر بعد از حيض و قبل از غَسل حيض ، چه حکمي دارد و نوزاد حاصل از اين مقاربت چه حکمي دارد.

بسمه تعالي

جائز است علي کراهيّة ، و احوط تجنّب از آنست مگر بعد از غُسل فَرْج ، و حکم ولد حکم سائر اولاد است يعني حلال زاده است .

- زني حائض يا به خاطر جهل به مساءله و يا عمداً حال خود را به شوهر نمي گويد و بعد از جماع براي مرد يقين حاصل مي شود که زن در حال حيض بوده است ، آيا کفاره دارد و اگر دارد بر عهده زن است يا مرد. و يا هر دو.

بسمه تعالي

کفّاره ندارد.

- خوني که دختر بعد از شب عروسي به مدت يک يا دو روز مشاهده مي کند غسل دارد يا خير.

بسمه تعالي

دم بکارت موجب غسل نيست .

- زني در اثر ملاعبه با شوهرش ، احساس شهوت مي کند و حالت انزال به او دست مي دهد و فکر مي کند جنب شده است آيا با چنين حالتي غسل بر او واجب مي شود.

بسمه تعالي

با علم به خروج مني به بيرون غسل واجب مي شود ولو حصول علم با علائم باشد که در مسئله 350 رساله آمده .

- گاهي بانوان و دوشيزگان عقد بسته ، در اثر ملاعبه با شوهر خود ترشحاتي همراه با کمي لذّت و خوشي مي بينند، آيا اين ترشحات حکم مني را دارد.

بسمه تعالي

مبني بر حصول علم است به شرحي که گذشت .

- زني پس از نزديکي با همسرش ، غسل کرده و پس از آن مقداري مني خارج شده است ، نمي داند از مرد است يا از خود او، تکليف او چيست .

بسمه تعالي

هرگاه بعد از غسل ، مني مرد از زن خارج شود غسل واجب نيست و همچنين است اگر شک کند که مني بيرون آمده از خود اوست يا از مرد، اما اگر علم يا اطمينان داشته باشد که مني خارج شده از خود اوست و يا مخلوط با مني مرد است ، غسل بر او واجب است .

- زني حائض بوده و غسل حيض را فراموش کرده و مدتي نماز خوانده البته براي نمازهاي خود وضو گرفته آيا نمازهاي او صحيح است .

بسمه تعالي

صحيح نيست مگر غسل واجبي در بين انجام داده باشد که نمازهاي بعد آن تا عادت ماهانه بعدي صحيح است .

- زني جنب بوده و فراموش کرده و مدتي نماز خوانده ولي در اين بين غسل حيض انجام داده است و فعلاً متوجه شده ، تکليف او نسبت به نمازهاي گذشته چيست .

بسمه تعالي

اگر بقصد آنچه بر ذمّه اوست غسل کرده کفايت از غسل جنابت هم نموده است ، و اگر خصوص حيض را قصد کرده و توجّه به جنابت نداشته بعيد نيست از غسل جنابت هم کفايت کند لکن احوط خلاف آنست .

- آيا با غسل استحاصه کثيره ، وضو هم لازم است با غسل متوسطه چطور.

بسمه تعالي

با غسل متوسطه وضو لازم است ، و همچنين با اغسال کثيرة علي الاحوط و توضيح در مساءله 383 و 384 رساله آمده است .

- در صورت شک بين خون نفاس و خون زخم :

الف ) تکليف زن در اين مورد چيست .

ب ) چنانچه لباس بيمار، آغشته به خون باشد حکم خون نفاس دارد يا زخم ؟

بسمه تعالي

الف : اگر همراه با ولد يا پس از آن تا ده روز باشد بلکه خون همراه سقط بنحويکه در مساءله 439 رساله بيان شده نفاس است ، مگر اينکه بداند قرحه اي در باطن هست که اين خون از آنست .

ب : مبني بر جواب قبلي است .

- زني براي جلوگيري از حاملگي از دستگاه ((آي يو دي )) استفاده مي کند اگر در اين حالت خونريزي رخ دهد تکليف چيست .

بسمه تعالي

اگر علم دارد که از زخم است فقط تطهير مي کند و اگر شک دارد به مساءله 407 و 408 رساله مراجعه کند.

- زني را که عمل جرّاحي مي کنند جهت سقط جنين ، خوني که از مجراي عادي او خارج مي شود چه حکمي دارد.

بسمه تعالي

احکام نفاس را دارد.

- وقتي براي اوّلين بار عادت ماهانه شدم ، چون در آن زمان رسم نبود که مادرها مساءله زنانه خود، حتي غسل کردن براي حيض را براي دخترانشان بگويند به مدت 3 سال هر وقت براي غسل کردن به حمام مي رفتم ، زير دوش آب مي ايستادم و فقط صلوات مي فرستادم و وقتي که عادت بودم نماز و روزه ام را انجام مي دادم و هم به مسجد مي رفتم و بعد که شوهر کردم فهميدم که زن وقتي که حائض مي شود بايد غسل کند حالا تکليف من نسبت به نماز و روزه هايم در اين مدت 3 سال چيست .

بسمه تعالي

نماز و روزه قضا دارد مگر خصوص روزهاي عادت که نمازهاي آنها قضا ندارد.

- زني عادت وقتيه ندارد، اما در مورد اينکه صاحب عادت عدديه است نيز ترديد دارد به اين صورت که مدت خون ديدن وي هفت روز است از هفت تا ده روز ترشحاتي به رنگ زرد تيره مي بيند گاهي نيز در فاصله روز هفتم و دهم لکه خون مي بيند وظيفه وي چيست .

بسمه تعالي

اگر دو ماه پي در پي چنين حالتي براي او پيش نيامد عادت مستقّر شده و با يک مرتبه رؤ يت خلاف ، زائل نمي شود، ولي اگر چندين مرتبه چنين حالت برايش پيش آمد که محکوم به حيض شد و بنحوي بود که در نزد عرف صاحب عادت بحساب نيامد عادت سابق زائل شده و مضطربه بحساب مي آيد مگر همين حالت دو ماه پي در پي مثل هم باشد.

غسل

غسل ميّت

مساءله 147 :

واجب است ميّت را سه غسل بدهند:

- اول : غسل با آبي که به سدر مخلوط باشد

- دوم : غسل با آبي که به کافور مخلوط باشد

- سوم : غسل با آب خالص

مساءله 148 :

غسل بچه مسلمان اگر چه از زنا باشد، بنابراحتياط، واجب است . و غسل ، کفن ، دفن کافر و اولاد او، جايز نيست . و کسي که از بچگي ديوانه بوده و به حال ديوانگي بالغ شده ، چنانچه پدر و مادر او يا يکي از آنان مسلمان باشند، بايد او را غسل داد و اگر هيچ کدام از آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جايز نيست .

مساءله 149 :

بچه سقط شده را، اگر چهار ماه يا بيشتر دارد، بايد بنابراحتياط واجب غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد، بايد در پارچه اي بپيچند و بدون غسل دفن کنند.

مساءله 150 :

اگر ميّت و کسي که او را غسل مي دهد هر دو مرد يا هر دو زن باشند جايز است که غير از عورت ، جاهاي ديگر ميّت برهنه باشد.

مساءله 151 :

نگاه کردن به عورت ميّت حرام است ، و کسي که او را غسل مي دهد اگر نگاه کند معصيت کرده ، ولي غسل باطل نمي شود.

مساءله 152 :

کسي را که در حال حيض يا در حال جنابت مرده ، لازم نيست غسل حيض يا غسل جنابت بدهند، بلکه همان غسل ميّت براي او کافي است ولي بنابراحتياط موقع غسل دادن نيّت غسل جنابت و يا حيض را نيز بنمايند.

غسل مس ميّت

مساءله 153 :

اگر کسي بدن انسان مرده اي را که سرد شده و غسل اش نداده اند، مس کند، يعني جايي از بدن خود را به آن برساند، بايد غسل مس ميّت کند.

غسلهاي مستحب

مساءله 154 :

غسل ها، در شرع مقدس اسلام بسيار است که از آن جمله است :

- غسل جمعه

- غسل شب اول ماه رمضان و تمام شبهاي فرد مثل سوم و پنجم و هفتم ، ولي از شب بيست و يکم به بعد مستحب است همه شب غسل کند

- غسل روز عيد فطر و عيد قربان

- غسل شب عيد فطر

- غسل روز هشتم و نهم ذي الحجه

- غسل روز اول ، پانزده ، بيست و هفتم و آخر ماه رجب

- غسل روز عيد غدير

- غسل روز بيست و چهارم ذي الحجه

- غسل روز عيد نوروز، پانزدهم شعبان و هفدهم ربيع الاول ،

- غسل کسي که در موقع گرفتن خورشيد و ماه ، نماز آيات را عمداً نخوانده در صورتي که تمام ماه و خورشيد گرفته باشد

- غسل کسي که براي تماشاي دار آويخته ، رفته و آن را ديده باشد

- غسل براي احرام و طواف و وقوف به عرفات و مشعر و براي قرباني کردن و سر تراشيدن در مني و براي توبه از معاصي اگر چه گناه صغيره باشد، و براي طلب حاجت و استخاره يعني طلب خير از خداوند.

 

 

تيمّم

مساءله 155 :

در هفت مورد، به جاي وضو و غسل بايد تيمّم کرد:

- پيدا نکردن آب

- مشقّت بيش از حدّ

- ترس از ضرر

- نياز به آب براي حفظ جان

- نياز به آب براي تطهير

- نداشتن آب مباح

- نداشتن وقت براي وضو يا غسل

چيزهايي که تيمم بر آنها صحيح است

مساءله 156 :

تيمم به خاک ، ريگ ، کلوخ و سنگ ، اگر پاک باشند، صحيح است .

به آجر و کوزه قبل از پخته شدن نيز صحيح است . تيمم بر سنگ گچ و سنگ و سنگ آهک قبل از پخته شدن ، صحيح است .

دستور تيمم

مساءله 157 :

در تيمم ، چهار چيز واجب است :

اول :نيّت

دوم : زدن تمام کف دو دست ، با هم ، بر چيزي که تيمم به آن صحيح است و بنابر احتياط واجب ، همراه با ضربه باشد و گذاشتن دو دست بر زمين کافي نيست

سوم : کشيدن کف هر دو دست به تمام پيشاني و دو طرف آن ، از جايي که موي سر مي رويد تا ابروها و بالاي بيني و بنابراحتياط واجب بايد دستها روي ابروها هم کشيده شود

چهارم : کشيدن کف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن کشيدن کف دست راست به تمام پشت دست چپ .

احکام تيمم

مساءله 158 :

تيمم بدل از غسل و بدل از وضو، با هم فرقي ندارند، ولي احتياط مستحب است در تيمم بدل از غسل ، بلکه در هر تيممي ، بعد از مسح پيشاني ، يک بار ديگر کف دستها را به زمين بزند و پشت دستها را به همين صورتي که گفته شد، با کف دست ديگر مسح کند.

مساءله 159 :

پيشاني و پشت دستها را بايد از بالا به پايين مسح کند و کارهاي آن را بايد پشت سر هم بجا آورد.

مساءله 160 :

انسان بايد براي تيمم ، انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر در پيشاني يا پشت دستها يا در کف دستها، مانعي باشد،

مثلاً چيزي به آنها چسبيده باشد، بايد بر طرف کند.

 

 

نماز

نماز، مهم ترين اعمال ديني است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادتهاي ديگر هم قبول مي شود و اگر پذيرفته نشود، اعمال ديگر هم قبول نمي شود. همان طور که اگر انسان ، در هر شبانه روز، پنج نوبت در نهر آبي شست و شو کند، چرک در بدنش نمي ماند، نمازهاي پنجگانه هم ، انسان را از گناهان پاک مي کند.

سزاوار است که انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و کسي که نماز را سبک شمارد، مانند کسي است که نماز نمي خواند.

پيغمبر اکرم (ص) فرمودند: ((کسي که به نماز اهميت ندهد و آن را سبک شمارد، سزاوار عذاب آخرت است )).

در حال نماز، به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد و متوجه باشد که با چه کسي سخن مي گويد و خود را در مقابل عظمت و بزرگي خداوند عالم ، بسيار پست و ناچيز ببيند. و اگر انسان در موقع نماز، کاملاً به اين مطلب توجه کند، از خود بي خبر مي شود، چنانکه در حال نماز تير را از پاي مبارک امير المؤ منين عليه السّلام بيرون کشيدند و آن حضرت متوجه نشدند.

و نيز نماز گزار بايد توبه و استغفار کند و گناهاني که مانع قبول شدن نماز است ، مانند حسد، کبر، غيبت ، خوردن حرام ، آشاميدن مسکرات ، ندادن خمس و زکات ، بلکه هر معصيتي را ترک کند. نيز سزاوار است که نماز گزار، کارهايي که ثواب نماز را کم مي کند، بجا نياورد، مثلاً در حال خواب آلودگي و خودداري از بول ، به نماز نايستد و در موقع نماز، به آسمان نگاه نکند.

و نيز کارهايي که ثواب را زياد مي کند، بجا آورد، مثلاً انگشتري عقيق به دست کند و لباس پاکيزه بپوشد و شانه و مسواک کند و خود را خوشبو نمايد.

نمازهاي واجب

مساءله 161 :

نمازهاي واجب به شرح ذيل است :

- نماز يوميّه (شبانه روز) و آنچه ملحق به آن است مانند نماز جمعه ، نماز احتياط، نماز قضا و نمازي که نماز گزار دوباره آن را اعاده مي کند

- نماز آيات که به سبب آمدن حوادثي چون : زلزله ، خسوف ، کسوف و مانند اينها واجب مي شود

- نماز ميّت

- نماز طواف واجب خانه کعبه

- نماز قضاي والدين بر پسر بزرگ

- نمازي که به سبب اجير شدن و نذر و قسم و عهد واجب مي شود.

نمازهاي يوميّه

مساءله 162 :

پنج نماز در روز واجب است :

- نماز ظهر (چهار رکعت )

- نماز عصر (چهار رکعت )

- نماز مغرب (سه رکعت )

- نماز عشا (چهار رکعت )

- نماز صبح (دو رکعت )

مساءله 163 :

نماز گزار براي بجا آوردن نماز صحيح ، چند شرط را بايد قبل از نماز رعايت کند:

اوّل : طهارت

دوم : وقت هر نماز

سوم : قبله

چهارم : پوشش در حال نماز و شرايط آن

پنجم : مکان نماز

وقت نمازهاي يوميّه

وقت نماز ظهر و عصر

مساءله 164 :

نماز ظهر و عصر، هر کدام وقت مخصوص و مشترکي دارند.

وقت مخصوص نماز ظهر

از اول ظهر است تا وقتي که از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر نگذرد. و اگر کسي ، اشتباهاً عصر را در اين وقت بخواند، نمازش باطل است .

وقت مخصوص نماز عصر

هنگامي است که به اندازه خواندن نماز عصر، به مغرب ، وقت ماند باشد.

مابين اين دو وقتِ مخصوص ،وقت مشترک نماز ظهر و عصر است .

وقت نماز مغرب و عشا

مساءله 165 :

نماز مغرب و عشا، هر کدام وقت مخصوص و مشترک دارند.

وقت مخصوص نماز مغرب

از اول مغرب است تا وقتي که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد.

وقت مخصوص نماز عشا

براي شخص مختار، موقعي است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد.

بين وقت مخصوص نماز مغرب و عشا، وقت مشترک نماز مغرب و عشا است .

وقت نماز صبح

مساءله 166 :

نزديک اذان صبح ، از طرف مشرق ، نور سفيدي رو به بالا حرکت مي کند که آن را ((فجر اول )) گويند، موقعي که آن سفيدي پهن شد، ((فجر دوم )) و اول وقت نماز صبح است .

و آخر وقت نماز صبح ، موقعي است که آفتاب مي خواهد بيرون آيد.

احکام اوقات نماز

مساءله 167 :

کسي که فقط به اندازه خواندن يک رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز را به نيّت ادا بخواند.

مساءله 168 :

مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خيلي سفارش شده است . و هر چه به اول وقت نزديک تر باشد، بهتر است .

ترتيب نماز

مساءله 169 :

انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند، باطل است .

نمازهاي مستحب

مساءله 170 :

نمازهاي مستحبي زياد است و آنها را ((نافله )) گويند.

در بين نمازهاي مستحبي ، به خواندن نافله هاي شبانه روزي بيشتر سفارش شده است .

نافله هاي شبانه روزي ، در غير روز جمعه ، سي چهار رکعت است :

- ظهر، هشت رکعت ، قبل از نماز ظهر

- عصر، هشت رکعت ، قبل از نماز عصر

- مغرب ، چهار رکعت ، بعد از نماز مغرب

- عشا، دو رکعت نشسته ، بعد از نماز عشا

- صبح ، دو رکعت ، قبل از نماز صبح

- شب ، يازده رکعت .

نماز شب

در اهميت و فضيلت نماز شب روايات بسياري وارد شده است ، از جمله : پيامبراکرم صلّي اللّه عليه و آله به علي عليه السّلام فرمودند: بر تو باد نماز شب !

آن حضرت در جايي مي فرمايند: آنقدر جبرئيل مرا سفارش به نماز شب کرد که گويا نيکويان امتم شب نمي خوابند. دو رکعت نماز در شب را بر همه دنيا ترجيح مي دهم .

امام علي عليه السّلام رمودند: نماز شب ، بدن را سالم مي کند.

امام صادق عليه السّلام مي فرمايند: نماز شب ، سبب بخشش گناهان مي شود.

نماز شب ، صورت را نوراني مي کند.

نماز شب ، روزي را زياد مي کند.

روش خواندن نافله شب

مساءله 171 :

نافله شب ، يازده رکعت است به شرح زير:

هشت رکعت به نيّت نافله شب ( چهار نماز دو رکعتي )

دو رکعت به نيت نماز شفع

يک رکعت به نيت نماز وتر.

وقت خواندن آن ، بعد از نصف شب است و هر چه به صبح نزديکتر باشد، بهتر است .

نماز شفع هم مثل نماز صبح است .

نماز وتر، به اين طريق خوانده مي شود:

پس از نيّت ، حمد و سه مرتبه سوره توحيد و يک مرتبه سوره فلق و يک مرتبه سوره ناس خوانده مي شود و بعد از آن ، هر دو دست را مقابل صورت گرفته مشغول خواندن قنوت مي شود و بعد از قنوت ، دست چپ را فقط به حال قنوت نگه داشته و با دست راست تسبيح را گرفته و در حقّ چهل مؤ من دعا مي کند، مثلاً بدين طريق :اللّهمَّ اغْفِرْ لِرُوح الله الخميني و ... آنگاه هفتاد مرتبه بگويد: اَسْتغِفرُ اللهَ رَبّي و اَتُوبُ اليه و بعد سيصد مرتبه بگويد: اَلْعَفْوَ اَلْعفْوَ و سپس هفت مرتبه بگويد: هذا مَقامُ العائذُ بِک مِنَ النّ ار و بعد بگويد:ربّ اغْفِرْ لي و ارْحَمْني و تُبْ عَلي اِنَّک انتَ التّوّ ابُ الرّحيم .

نماز غفيله

مساءله 172 :

نماز غفيله يکي از نمازهاي مستحبي است که بين نماز مغرب و عشا خوانده مي شود.

مساءله 173 :

نماز غفيله دو رکعت است ، در رکعت اول بعد از حمد به جاي سوره بايد يا بهتر است اين آيه خوانده شود:

وَ ذَالنّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغا ضِباً فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقدِرَ عَلَيهِ فنادي في الظُّلُماتِ اَنْ لا اِله اِلاّ اَنت سُبْحا نک اِنّي کنْتُ مِنَ الظّ المينَ فَاسْتَجَبْنا لهُ وَ نَجَّيْنا هُ مِنَ الْغَمِّ وَ کذلِک نُنْجِي المُؤْمنين .

در رکعت دوم بعد از حمد به جاي سوره اين آيه قرائت شود:

و عِنْدَهُ مفا تِحُ الْغيبِ لا يَعْلَمُها اِلاّ هُو وَ يَعْلَمُ ما فَي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ و ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ اِلاّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في ظُلُما تِ الْاَرْضِ و لا رَطْبٍ و لا يا بسٍ اِلاّ في کتا بٍ مُبينٍ

در قنوت اين دعا خوانده شود:

اَللّهُمَّ اِنّي اَسْاَلُک بِمَفا تِح الغَيْبِ الّتي اِلاّ اَنْتَ اَنْ تُصَلِّي علي محمَّدٍ و اَنْ تَفْعلَ بي ...

سپس حاجتهاي خود را ذکر کرده و بعد بخواند:

اَللّهُمَّ اَنْت وَلي نِعْمَتي وَالْقا درُ علي طَلَبَتي تَعْلَمُ حا جَتي فَاَسْاءلُک بِحَقِّ محمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ عليهِ و علَيْهِمُ السَّلا م لَمّ ا قَضَيْتها لي .

قبله

مساءله 174 :

خانه کعبه که در مکه معظمه مي باشد، قبله است و بايد رو به آن نماز خواند. همين قدر که گمان بکند رو به قبله است ، کافي است .

مساءله 175 :

کسي که يقين به قبله ندارد، اگر بخواهد غير از نماز، کاري کند که بايد رو به قبله انجام داد، مثلاً بخواهد سر حيواني را ببرد، بايد به گمان عمل کند و اگر گمان ممکن نيست ، به هر طرف که انجام دهد، صحيح است .

پوشاندن بدن در نماز

مساءله 176 :

زن در موقع نماز بايد تمام بدن حتي سر و موي خود را بپوشاند، حتي اگر کسي او را نبيند، ولي پوشاندن صورت و دستها تا مچ و پاها تا مچ پا، لازم نيست .

ولي احتياط در اين است که صورت بيش از آنچه شستن آن در موقع وضو واجب است در حال نماز باز نباشد و همچنين کف پا و درون دست نيز باز نباشد. اما براي آن که يقين کند که مقدار واجب را پوشانده است ، بايد مقداري از اطراف صورت و قدري پايين تر از مچ را هم بپوشاند.

لباس نماز گزار

مساءله 177 :

لباس نماز گزار شش شرط دارد:

- پاک باشد.

- مباح باشد.

- از اجزاي مردار نباشد.

- از حيوان حرام گوشت نباشد.

و6 - اگر نماز گزار مرد است ، لباس او ابريشم خالص و طلا باف نباشد.

مساءله 178 :

زينت کردن به طلا، مثل آويختن زنجير طلا به سينه و انگشتر طلا به دست کردن و بستن ساعت مچي طلا به دست ، براي مرد در نماز و غير نماز حرام است .

دنداني که پوشش طلا دارد، در نماز مانعي ندارد.

زينت کردن به طلا، براي زن در نماز و غير نماز اشکال ندارد.

مکان نماز گزار

مساءله 179 :

مکان نماز گزار دو شرط دارد:

اول : مکان مباح باشد.

دوم : مکان نماز گزار از نجاست مرطوب که به بدن و لباس نماز گزار سرايت کند، خالي باشد.

مساءله 180 :

نماز خواندن در مسافر خانه و حمام و مانند اينها که براي کساني که وارد مي شوند آماده شده ، اشکال ندارد.

مساءله 181 :

اين که زن ، جلوتر از مرد يا مساوي و همدوش با مرد براي نماز خواندن بايستد، مکروه است ، بنابر اظهر. مگر اين که بين آن دو، چيزي مانند پرده و مانند آن ، حائل بشود و يا اين که بين آن دو، به مقدار حداقل يک وجب و حداکثر ده ذراع که حدود پنج متر مي شود، فاصله باشد که در اين صورت ، کراهت کم و يا برداشته مي شود.

احکام مسجد

مساءله 182 :

نجس کردن زمين و سقف و بام و ظاهر و باطن مسجد، حرام است و هر کس بفهمد که نجس شده است ، بايد فوراً نجاست آن را بر طرف کند. و احتياط واجب آن است که طرف بيرون ديوار مسجد را هم نجس نکنند و اگر نجس شود، نجاستش را بر طرف کنند.

مساءله 183 :

چند چيز در مسجد مستحب است :

- تميز کردن مسجد

- روشن کردن چراغ

- کسي که وارد مسجد مي شود، ته کفش خود را وارسي کند که نجاستي در آن نباشد

- موقع داخل شدن به مسجد، اول پاي راست و موقع بيرون آمدن ، اول پاي چپ را بگذارد.

مکانهايي که نماز خواندن در آنها مستحب است

مساءله 184 :

نماز در مسجد، از نماز در غير مسجد افضل است و بهتر از همه مساجد، مسجد الحرام و بعد مسجد النّبي و بعد مسجد کوفه و بعد مسجد سهله و مسجد خيف و مسجد غدير و مسجد بيت المقدس و مسجد براثا و مسجد قبا و مسجد جامع هر شهر و بعد مسجد قبيله و بعد مسجد بازار است .

از جمله اماکن مستحب و با فضيلت ، مشاهد مشرفه انبيا و اوصياي آنان و ائمه عليهم السّلام است .

اذان و اقامه

مساءله 185 :

براي مرد و زن ، مستحب است پيش از نمازهاي يوميه ، اذان و اقامه بگويند، اما احتياط مستحب اين است که اقامه ترک نشود، مخصوصاً در نماز صبح و مغرب و براي کسي که به جماعت نماز نمي خواند.

پيش از نماز عيد فطر و قربان ، مستحب است که سه مرتبه بگويند: الصلاة ، گفتن اذان و اقامه در غير اين مورد، به قصد ورود در شرع ، حرام است .

مساءله 186 :

مستحب است در گوش راست بچه اي که به دنيا آمده اذان و در گوش چپش اقامه بگويند.

اذان و ترجمه

اللّه اکبر (4 بار)

خداي تعالي بزرگ تر از آن است که او را وصف کنند.

اءشْهَدُ اءنْ لا اله إ لاّ اللّه (2 بار)

شهادت مي دهم که غير از خدائي که يکتاست ، خداي ديگر سزاوار پرستش نيست .

اءشْهَدُ اءنَّ محمّداً رَسُولُ اللّه (2 بار)

شهادت مي دهم که حضرت محمّد صلّي اللّه عليه و آله فرستاده خداست .

اءشْهَدُ اءنَّ عليّاً وَلي اللّه (2 بار)

شهادت مي دهم که حضرت علي عليه السّلام ولي خدا بر همه خلق است .

حي علي الصلاة (2 بار)

بشتاب به سوي نماز.

حي علي الفلاح (2 بار)

بشتاب به سوي رستگاري .

حي علي خَيْرِ العمل (2 بار)

بشتاب به سوي بهترين عمل .

اللّه اکبر (2 بار)

لا إ له إ اللّه (2 بار)

خدايي سزاوار پرستش نيست ، مگر خدايي که يکتا و بي همتا است .

اقامه

اللّه اکبر (2 بار)

اءشْهَدُ اءن لا إ له إ لاّ اللّه (2 بار)

اءشْهَدُ اءنَّ محمّداً رَسولُ اللّه (2 بار)

اءشْهَدُ اءنّ عليّاً ولي اللّه (2 بار)

حي علي الصلاة (2 بار)

حي علي الفلاح (2 بار)

حي علي خير العمل (2بار)

قَدْقا مَتِ الصَّلاة (2 بار)

اللّه اکبر (2 بار)

لا إ له إ لاّ اللّه (1 بار)

واجبات نماز

مساءله 187 :

واجبات نماز، يازده چيز است :

اول : نيّت

دوم : قيام

سوم : تکبيرة الاحرام ، يعني ((اللّه اکبر)) گفتن در اول نماز

چهارم : رکوع

پنجم : سجود

ششم : قرائت

هفتم : ذکر

هشتم : تشهد

نهم : سلام

دهم : ترتيب

يازدهم : موالات ، يعني پي در پي بودن اجزاي نماز.

مساءله 188 :

بعضي از واجبات نماز، رکن است و بعضي ديگر غير رکن .

ارکان نماز

نيّت

قيام

تکبيرة الاحرام

رکوع

سجود (دو سجده )

غير ارکان نماز

قرائت

ذکر

تشهد

سلام

ترتيب

موالات

فرق بين ارکان نماز و غير ارکان

اگر انسان ارکان نماز را بجا نياورد و يا اضافه کند، عمداً باشد يا اشتباهاً، نماز، باطل است ، ولي غير ارکان را اگر اشتباهاً کم يا زياد کند، نماز باطل نيست .

نيّت

مساءله 189 :

انسان بايد نماز را به نيّت قربت ، يعني براي انجام فرمان خداوند عالم ، بجا آورد و لازم نيست نيّت را از قلب خود بگذراند يا مثلاً به زبان بگويد که : ((چهار رکعت نماز ظهر مي خوانم قربة الي الله ))، بلکه همين قدر که انگيزه انسان از اين کار، نماز خواندن باشد، در تحقّق نيّت کافي است . ولي بهتر و افضل اين است که نيّت نماز را از قلب خود بگذراند.

مساءله 190 :

انسان بايد فقط براي انجام امر خداوند عالم ، نماز بخواند. پس کسي که ريا کند، يعني ، براي نشان دادن به مردم نماز بخواند، نمازش باطل است ، بنابر احوط، خواه براي مردم باشد، يا خدا و مردم ، هر دو را در نظر بگيرد.

مساءله 191 :

اگر کسي مثلاً خواست نماز ظهر بخواند، ولي موقع شروع در نماز، اشتباهاً به جاي لفظ ظهر، لفظ عصر به زبان او آمد، يا اين که در قلبش به جاي ظهر مثلاً عصر اشتباهاً خطور کرد، ولي انگيزه او از اين عمل ، نماز ظهر بود، مانعي ندارد و نماز او صحيح است .

قيام

مساءله 192 :

قيام در موقع گفتن تکبيرة الاحرام ، بنابر ظاهر، و قيام پيش از رکوع - که آن را قيام متصل به رکوع مي گويند- رکن است ، ولي قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از رکوع ، رکن نيست .

مساءله 193 :

اگر رکوع را فراموش کند و بعد از حمد و سوره بنشيند و يادش بيايد که رکوع نکرده ، بايد اوّل بايستد و سپس به رکوع رود و اگر بدون اين که بايستد، به حال خميدگي به رکوع برگردد، چون قيام متصل به رکوع را بجا نياورده ، نماز او باطل است .

مساءله 194 :

موقعي که ايستاده ، بايد بدن را عمداً حرکت ندهد و به طرفي خم نشود و به جايي تکيه نکند، ولي اگر از روي ناچاري باشد، يا در خم شدن براي رکوع پاها را حرکت دهد، اشکال ندارد.

مساءله 195 :

حرکت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد و سوره و ساير حالات ، اشکال ندارد.

تکبيرة الاحرام

مساءله 196 :

گفتن اللّه اکبر در اول هر نماز، واجب و رکن است و بايد بنابر احوط، حروف ((اللّه )) و حروف ((اکبر)) و دو کلمه ((اللّه اکبر)) را پشت سر هم بگويد.

مساءله 197 :

موقع گفتن تکبيرة الاحرام ، بايد بدن آرام باشد و اگر عمداً در حالي که بدنش حرکت دارد تکبيرة الاحرام را بگويد، باطل است . و نيز بنابر احتياط، اگر سهواً يا از روي فراموشي باشد، باطل است .

قرائت

مساءله 198 :

در رکعت اول و دوم نمازهاي واجب يوميه ، انسان بايد اول سوره حمد و بعد از آن ، بنابر احتياط در صورتي که مي داند يا مي تواند ياد بگيرد، يک سوره تمام بخواند.

و بنابر اظهر اگر سوره ((ضحي )) را مي خواند، بايد سوره ((الم نشرح )) را هم به دنبال آن بخواند و اگر سوره ((فيل )) را خواند، سوره ((قريش )) را هم بخواند.

مساءله 199 :

بر مرد واجب است که حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند. بر مرد و زن واجب است که حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.

مساءله 200 :

زن مي تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند، ولي اگر نامحرم صدايش را بشنود، بايد آهسته بخواند، در صورتي که شنيدن صداي او حرام باشد، مثلاً ترس فتنه و لذّت بردن در بين باشد بنابر اظهر.

مساءله 201 :

انسان بايد نماز را ياد بگيرد که غلط نخواند و کسي که به هيچ وجه نمي تواند صحيح آن را ياد بگيرد، بايد هر طور که مي تواند بخواند، و احتياط مستحب در آن است که نماز را به جماعت بجا آورد.

مساءله 202 :

در رکعت سوم و چهارم نماز، مي تواند فقط يک حمد بخواند، يا سه مرتبه تسبيحات اربعه بگويد.

اگر يک مرتبه هم تسبيحات اربعه را بگويد، بنابر اقوي کافي است ، ولي سه مرتبه فضيلت بيشتر دارد، و بهتر است در هر دو رکعت ، تسبيحات بخواند.

سُبحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ للّه وَ لا إ له إ لا اللّه و اللّه اکبرُ را تسبيحات اربعه گويند.

مساءله 203 :

بر مرد و زن واجب است که در رکعت سوم و چهارم نماز، حمد يا تسبيحات را آهسته بخوانند.

مساءله 204 :

بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند، مگر در ظهر جمعه که مستحب است دو رکعت اول را بلند بخوانند.

مساءله 205 :

زن مي تواند حمد و سوره نماز صبح ، مغرب و عشاء را بلند يا آهسته بخواند، ولي اگر نامحرم صدايش را بشنود بايد آهسته بخواند، در صورتي که شنيدن صداي او حرام باشد، مثلاً ترس فتنه و لذت بردن در بين باشد بنابراظهر.

رکوع

مساءله 206 :

در هر رکعت ، بعد از قرائت بايد به اندازه اي خم شود که بتواند دست را به زانو بگذارد. و اين عمل را ((رکوع )) مي گويند.

مساءله 207 :

در رکوع ، احتياط مستحب آن است که سه مرتبه ((سبحان الله )) يا يک مرتبه ((سبحانَ رَبّي الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِه )) بگويد.

مساءله 208 :

مستحب است بعد از سر برداشتن از رکوع ، وقتي بدن آرام گرفت ، بگويد ((سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَه )) .

مساءله 209 :

بعد از تمام شدن ذکر رکوع ، بايد راست بايستد و بعد از آن که بدن آرام گرفت ، به سجده رود. اگر پيش از ايستادن يا پيش از آرام گرفتن بدن ، عمداً به سجده رود، نمازش باطل است .

مساءله 210 :

مستحب است در رکوع ، زنها دست را بالاتر از زانو قرار بدهند.

سجود

مساءله 211 :

نماز گزار بايد هر رکعت از نمازهاي واجب و مستحب ، بعد از رکوع ، دو سجده کند.

((سجده )) آن است که پيشاني و تمام کف دو دست و سر دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمين بگذارد.

مساءله 212 :

در سجده ، احتياط مستحب آن که سه مرتبه ((سبحان الله )) يا يک مرتبه ((سُبْحانَ رَبّي الا عْلي و بِحَمْدِه )) بگويد و مستحب است ((سُبحان ربي الاعلي و بحمده )) را سه يا پنج يا هفت مرتبه بگويد.

مساءله 213 :

موقعي که ذکر سجده را مي گويد، بايد تمام هفت عضو روي زمين باشند و از زمين برداشته نشوند، ولي موقعي که مشغول گفتن ذکر نيست ، اگر غير از پيشاني ، جاهاي ديگر را از زمين بردارد و دوباره بگذارد، اشکال ندارد.

مساءله 214 :

بعد از تمام شدن ذکر سجده اوّل ، بايد بنشيند تا بدن آرام بگيرد و بعد به سجده دوم رود.

مساءله 215 :

اگر به واسطه بلند بودن ناخن انگشت شست پا، سر شست به زمين برسد، نماز باطل است .

مساءله 216 :

احتياط مستحب آن است که بعد از سجده دوّم رکعت اوّل و سوّم - که تشهد ندارد،- قدري بي حرکت نشسته و بعد برخيزد.

چيزهايي که سجده بر آنها صحيح است

مساءله 217 :

بايد بر زمين و چيزهاي غير خوراکي و پوشاکي که از زمين مي رويد، سجده کرد و سجده بر چيزهاي خوراکي و پوشاکي صحيح نيست .

منظور از خوراکي ، چيزهايي است که خام يا پخته آن ، عادتاً خورده مي شود. پس سجده بر گندم و جو و نخاله آنها که در ضمن خورده مي شود، صحيح نيست ، ولي سجده بر پوست برنج و پوست خربزه و هندوانه و انار و حتي در حال اتّصال ، مانعي ندارد.

و همچنين سجده بر گياهان دارويي که اختصاص به مريض دارد و به هيچ وجه از آن در حال سلامت استفاده نمي شود، جايز است . و سجده بر تنباکو و مانند آن ، که خوراکي نيست ، جايز است ، به خلاف مثل قهوه و چاي .

منظور از پوشاکي ، چيزي است که عادتاً پوشيده مي شود، و لو بعد از ريسيدن و بافتن ، مثل پنبه و کتان و کنف ، ولي سجده بر برگ درختان و چوبها و آنچه که از چوب ساخته مي شود و حصير و بادبزن و امثال آن ، جايز است .

مساءله 218 :

سجده کردن بر چيزهاي معدني ، مانند طلا و نقره ، عقيق و فيروزه ، باطل است ، اما سجده کردن بر سنگهاي معدني ، مانند سنگ مرمر و سنگهاي سياه ، بنابر اظهر اشکال ندارد.

مساءله 219 :

بهتر از هر چيز براي سجده کردن تربت حضرت سيد الشهداءعليه السّلام است .

سجده واجب قرآن

مساءله 220 :

در چهار سوره قرآن آياتي وجود دارد که اگر انسان آن را بخواند يا به آن گوش دهد، بعد از تمام شدن آنها بايد فوراً سجده کند، و اگر فراموش کرد، هر وقت يادش آمد بايد سجده کند اين آيه ها را (( آيه سجده )) مي گويند که عبارتند از:

(( آيه 37 سوره فصلت (41) )) (( آيه آخر سوره نجم (53 ) ))

(( آيه 15 سوره سجده (32) )) (( آيه آخر سوره علق (96) )).

مساءله 221 :

اگر انسان موقعي که آيه سجده را مي خواند، از ديگري هم بشنود، چنانچه گوش داده ، دو سجده کند و اگر به گوشش خورد، يک سجده کافي است ، اگر چه احتياط در دو سجده است . و اگر انسان ، چند دفعه آيه سجده را شنيد و يا خود قرائت کرد، اگر بعد از اوّلي سجده کرده ، واجب است باز هم براي دفعات بعد سجده کند.

مساءله 222 :

اگر آيه سجده را از کسي که قصد خواندن قرآن را ندارد، بشنود يا از ضبط صوت بشنود، لازم نيست سجده کند. ولي اگر از وسيله اي که مثل بلندگو، صداي خود انسان را مي رساند بشنود، واجب است سجده کند و اگر سجده نکرد براي هر قرائت و شنيدن آيه ، سجده کند.

مساءله 223 :

در سجده واجب قرآن ، گذاشتن پيشاني بزمين به قصد سجده ، اگر چه ذکر نگويد، کافي است .

و گفتن ذکر در سجده واجب مستحب است و بهتر است بگويد:

لا إ ل هَ إ لاّ اللّه حقّاً حقّاً لا إ له إ لاّ اللّه إ يماناً و تصديقاً، لا إ له إ لاّ اللّه عُبُوديَّةً و رقّاً، سَجَدْتُ لک يا ربِّ تَعَبُّداً و رقّاً، لا مُسْتَنْکفاً و لا مُسْتَکبراً، بَلْ اءنا عبدٌ ذَليلٌ ضَعي فٌ خائفٌ مُسْتجير.

تشهّد

مساءله 224 :

در رکعت دوم تمام نمازهاي واجب و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشا، انسان بعد از سجده دوم ، بايد بنشيند و در حال آرام بودن بدن ، تشهد بخواند. و ذکر تشهّد بنابر احتياط عبارت است از:

اءشْهَدُ اَنْ لا إ له إ لاّ اللّه وَحْدَهُ لا شريک لَهُ و اءشْهَدُ اَنَّ مُحمّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ. اَللّهُمَّ صَلِّ علي محمّدٍ و آلِ مُحمّد.

مساءله 225 :

اگر تشهد را فراموش کند و بايستد و پيش از رکوع يادش بيايد تشهد را نخوانده بايد بنشيند و تشهد را بخواند.

مساءله 226 :

بعد از تشهد رکعت آخر نماز، در حالي که نشسته و بدن آرام است ، بايد سلام نماز را بگويد.

ترتيب سلام نماز به شرح زير است .

اَلسّلامُ عَلَيک اَيُّها النّبي و رَحْمَةُ اللّه و برکاتُه .

اَلسّلامُ عَلَيْنا و علي عِبا داللّه الصّالِحين .

السّلامُ عَلَيکمْ و رحمةُ الله و برکاتُهُ.

ترتيب

مساءله 227 :

اگر عمداً ترتيب نماز را به هم بزند، مثلاً سوره را پيش از حمد بخواند يا سجود را پيش از رکوع بجا آورد، بنابر احتياط، نماز باطل مي شود.

موالات

مساءله 228 :

انسان بايد نماز را با موالات ( پي در پي ) بخواند، يعني کارهاي نماز مانند رکوع و سجود و تشهد را پشت سر هم بجا آورد.

قنوت

مساءله 229 :

در تمام نمازهاي واجب و مستحب ، پيش از رکوع رکعت دوم مستحب است قنوت بخواند، بلکه احتياط در اين است که قنوت را در نمازهاي واجب ترک نکند، در نماز وتر با آن که يک رکعت مي باشد، خواندن قنوت پيش از رکوع ، مستحب است . نماز جمعه ، در هر رکعت يک قنوت دارد و در رکعت اول قبل از رکوع و در رکعت دوم بعد از رکوع ، خوانده مي شود.

نماز آيات ، پنج قنوت ، و نماز عيد فطر و قربان در رکعت اوّل ، پنج قنوت و در رکعت دوم ، چهار قنوت دارد.

مساءله 230 :

اگر بخواهد قنوت را بخواند، خوب است دستها را مقابل صورت بلند کند و مستحب است که کف دستها را رو به آسمان و پهلوي هم نگه دارد.

مساءله 231 :

در قنوت ، هر ذکري بگويد کافي است ، اگر چه يک سبحان الله باشد و بهتر است بگويد:

لا إ له إ لاّ اللّه الْحَليمُ الْکريم ، لا إ له إ لاّ اللّهُ الْعَلي العظيم ، سُبْحانَ اللّه رَبِّ السَّم و اتِ السَّبْع و رَبِّ الارَضين السَّبع و ما فيهِنَّ و ما بَيْنَهُنَّ و رَبِّ العَرشِ العظي م و الْحَمْدُ للّه ربِّ العالَمين .

و نمازگزار مي تواند اين دعا را بخواند:

رَبَّنا آتِنا فِي الدّنيا حَسَنَةً و فِي الا خرَةِ حَسَنَةً و قِنا عَذابَ النّار.

تعقيبات نماز

مساءله 232 :

مستحب است انسان بعد از نماز، مشغول تعقيب ، يعني خواندن ذکر و دعا و قرآن ، شود ولي بهتر است چيزهايي را که در کتابهاي دعا دستور داده اند، بخواند.

از تعقيبهايي که خيلي سفارش شده است ، تسبيح حضرت زهراعليهاالسّلام است ، که به اين ترتيب گفته شود:

اللّهُ اکبر: (34 بار)

اَلْحَمْدُ للّه : (33 بار)

سبحان اللّه : (33 بار)

مساءله 233 :

مستحب است بعد از نماز، سجده شکر کند و همين قدر که پيشاني را به قصد شکر بر زمين بگذارد، کافي است ، ولي بهتر است صد مرتبه يا سه مرتبه يا يک مرتبه بگويد:

((شُکراً لِلّه )) يا((شکراً))يا ((عفواً)).

مساءله 234 :

مستحب است هر وقت نعمتي به انسان مي رسد، يا بلايي از او دور مي شود، سجده شکر بجا آورد.

مبطلات نماز

مساءله 235 :

دوازده چيز نماز را باطل مي کنند که عبارتند از:

- از بين رفتن يکي از شروط در اثناي نماز.

- باطل شدن وضو يا غسل در اثناي نماز، عمداً يا سهواً.

- گذاشتن دستها روي هم عمداً با قصد اين که جزء نماز است .

- گفتن ((آمين )) عمداً بعد از حمد.

- برگرداندن عمدي تمام بدن به پشت سر (روي بر گرداندن از قبله ).

- حرف زدن عمدي

- خنديدن عمدي (قهقه کردن )

- براي دنيا با صداي بلند عمداً گريه کردن

- کار زيادي که صورت نماز را به هم بزند

- خوردن و آشاميدن در بين نماز

- شک در رکعتهاي نماز دو رکعتي و سه رکعتي

- کم و زياد کردن رکن نماز، عمداً يا سهواً

مساءله 236 :

اگر انسان ، عمداً تمام بدن را به راست يا چپ و يا فقط با صورت به پشت سر توجه کند، بنابر اظهر، نمازش باطل است . و اگر سهواً و يا از روي فراموشي باشد، مانعي ندارد.

شکيات نماز

مساءله 237 :

شکهايي که نماز را باطل مي کند از اين قرار است .

- شک در شماره رکعتهاي نماز دو رکعتي ، مثل نماز صبح و نماز مسافر. ولي شک در نماز مستحب دو رکعتي و بعضي از نمازهاي احتياط، نماز را باطل نمي کند

- شک در شماره رکعتهاي نماز سه رکعتي

- اگر در نماز چهار رکعتي شک کند که يک رکعت خوانده يا بيشتر

- اگر در نماز چهار رکعتي پيش از تمام شدن سجده دوّم ، شک کند که دو رکعت خوانده يا بيشتر

- شک بين دو و پنج يا دو و بيشتر از پنج

- شک بين سه و شش و بيشتر از شش

- شک در رکعتهاي نماز که نداند چند رکعت خوانده است

- شک بين چهار و شش يا چهار و بيشتر از شش .

شکهايي که نبايد اعتنا شوند

مساءله 238:

شکهايي که نبايد به آنها اعتنا کرد عبارت است از:

- در چيزي که محل بجا آوردن آن گذشته است ، مثل آنکه (( در رکوع شک کند که حمد را خوانده يا نه ))

- شک بعد از سلام نماز

- شک بعد از گذشتن وقت نماز

- شک کثير الشک ، يعني ، کسي که زياد شک مي کند

- شک امام در شماره رکعتهاي نماز، در صورتي که ماءموم شماره آنها را بداند و نيز شک ماءموم در صورتي که امام شماره رکعتهاي نماز را بداند

- شک در نماز مستحبي

شکهاي صحيح نماز

مساءله 239 :

در نُه صورت اگر در شماره رکعتهاي نماز چهار رکعتي شک کند، بنابر احتياط، بايد فکر کند و اگر يقين يا گمان به يک طرف از شک پيدا کرد، همان طرف را بگيرد و نماز را تمام کند و گرنه به دستورهايي که گفته مي شود عمل کند.

نُه صورت شک بدين قرار است

- شک بين دو و سه ، بعد از سر برداشتن از سجده دوم ، بنابر اظهر بايد بنا بگذارد به اينکه سه رکعت خوانده و يک رکعت ديگر بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز يک رکعت نماز احتياط ايستاده يا دو رکعت نشسته بجا آورد.

- شک بين دو و چهار، بعد از سر برداشتن از سجده دوم ، که بايد بنا بگذارد چهار رکعت خوانده و نماز را تمام کند و بعد از نماز، دو رکعت نماز احتياط ايستاده بخواند.

- شک بين دو و سه و چهار، بعد از سر برداشتن از سجده دوم ، که بايد بنا را بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز، دو رکعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد.

- شک بين چهار و پنج ، بعد از سر برداشتن از سجده دوم ، که بايد بنا را بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز، دو سجده سهو بجا آورد.

اگر بعد از رکوع رکعتي که در آن شک کرده و پيش از سر برداشتن از سجده دوم ، اين شک براي او پيش آيد، بنابر احيتاط واجب ، بايد نماز را دوباره هم بخواند.

- شک بين سه و چهار، که در هر جاي نماز باشد، بايد بنا را بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز، يک رکعت نماز احتياط ايستاده يا دو رکعت نشسته بجا آورد.

- شک بين چهار و پنج ، در حال ايستاده ، قبل از رکوع ، که بايد بنشيند و تشهد بخواند و سلام دهد و آنگاه يک رکعت نماز احتياط ايستاده يا دو رکعت نشسته ، بجا آورد و بنابر احتياط، دو سجده سهو نيز انجام دهد.

- شک بين سه و پنج ، در حال ايستاده ، قبل از رکوع ، که بايد بنشيند و تشهد بخواند و سلام دهد و دو رکعت نماز احتياط ايستاده بجا آورد.

- شک بين سه و چهار و پنج ، در حال ايستاده ، قبل از رکوع ، که بايد بنشيند و تشهد بخواند و بعد از سلام نماز، دو رکعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد و سپس دو سجده سهو براي کارهاي زيادي که انجام داده ، بجا آورد.

- شک بين پنج و شش ، در حال ايستاده ، که بايد بنشيند و تشهد بخواند و سلام دهد و دو سجده سهو بجا آورد

موارد شکستن نماز

مساءله 240 :

شکستن نماز واجب ، از روي اختيار، حرام است ، ولي براي حفظ مال و جلوگيري از ضرر مالي يا بدني ، مانعي ندارد.

شکستن نماز مستحبي ، از روي اختيار، مانعي ندارد.

مساءله 241 :

اگر حفظ جان خود يا کسي که حفظ جان او واجب است يا حفظ مالي که نگهداري آن واجب مي باشد، بدون شکستن نماز ممکن نباشد، بايد نماز را بشکند.

نماز احتياط

مساءله 242 :

کسي که نماز احتياط بر او واجب است ، بعد از سلام ، بايد فوراً نيّت نماز احتياط کند و تکبير بگويد و بنابر اظهر، حمد را بخواند و به رکوع برود و دو سجده کند.

پس اگر يک رکعت نماز احتياط بر او واجب است ، بعد از دو سجده ، تشهد بخواند و سلام دهد، و اگر دو رکعت نماز احتياط بر او واجب است ، بعد از دو سجده ، يک رکعت ديگر مثل رکعت اول بجا آورد و بعد از رکعت دوم ، تشهد و سلام دهد.

مساءله 243 :

نماز احتياط، سوره و قنوت ندارد و بايد آن را آهسته بخواند.

سجده سهو

مساءله 244 :

براي پنج چيز،بعد از سلام نماز، انسان بايد دو سجده سهو بجا آورد:

- اگر در بين نماز، سهواً حرف بزند

- اگر يک سجده را فراموش کند

- اگر در نماز چهار رکعتي بعد از سجده دوم شک کند که چهار رکعت خوانده ياپنج رکعت ، ولي اگر قبل از تمام شدن سجده دوم شک کند، عمل به وظيفه اي که قبلاً گفته شد مي نمايد و بنابر احتياط دو سجده سهو بجا مي آورد، و همچنين اگر در حال ايستاده شک کرد که شش رکعت خوانده يا پنج رکعت ، بدون رکوع مي نشيند و تشهد خوانده ، سلام مي دهد و دو سجده سهو براي ايستادن بيجا و دو سجده ديگر براي شکي که کرده ، بنابر احتياط انجام مي دهد

- جايي که نبايد نماز را سلام دهد، مثلاً در رکعت اوّل ، سهواً سلام بدهد

- اگر سهواً چيزي از غير رکن را کم يا زياد کند، بنابر احتياط، دو سجده سهو بجا آورد.

دستور سجده سهو

مساءله 245 :

دستور سجده سهو اين است که بعد از سلام نماز، فوراً نيّت سجده سهو کند و پيشاني بر مهر بگذارد و بگويد:

((بِسم اللّه و باللّه و صَلَّي اللّه علي محمَّدٍ و آل محمّدٍ)) يا

((بِسم اللّه و باللّهِ اللّهُمَّ صَلِّ علي محمّدٍ و آل محمّدٍ))

ولي بهتر است بگويد:

((بِسم اللّه و باللّه السَّلامُ عَلَيک اءيُّها النَّبِي و رحْمةُ اللّه و بَرَکا تُهُ))

بعد بايد بنشيند و دوباره به سجده رود و يکي از ذکرهايي را که گفته شد بگويد و بنابر اظهر وقتي سر از سجده برداشت تشهّد بخواند و سپس سلام بدهد.

 

 

روزه

تعريف روزه

مساءله 246 :

روزه آن است که انسان براي انجام دادن فرمان خداوند عالم ، از اذان صبح تا مغرب ، از چيزهايي که روزه را باطل مي کند و شرح آنها بعداً گفته مي شود، خودداري کند.

نيّت روزه

مساءله 247 :

انسان مي تواند در هر شب از ماه رمضان ، براي روزه فرداي آن نيّت کند. همچنين جايز است که شب اوّل ماه روزه همه ماه را نيّت کند.

مساءله 248 :

اگر انسان بخواهد غير از روزه رمضان ، روزه واجب ديگري بگيرد، بنابر اقوي بايد آن را معين کند مثلاً نيّت کند که ((روزه قضا)) يا ((روزه نذر)) مي گيرم ولي در ماه رمضان ، لازم نيست نيّت کند که روزه ماه رمضان را مي گيرم .

مساءله 249 :

اگر روزي را که شک دارد آخر شعبان است يا اوّل ماه رمضان ، به نيّت روزه قضا يا روزه مستحبي و مانند آن ، روزه بگيرد و در بين روز بفهمد که ماه رمضان است بايد نيّت روزه رمضان کند.

مبطلات روزه

مساءله 250 :

نُه چيز روزه را باطل مي کند:

- خوردن و آشاميدن

- استمنا

- دروغ بستن به خدا و پيغمبر ص و جانشينان پيغمبر و معصومان

- رساندن غبار به حلق

- جماع

- اماله کردن

- باقي ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح

- فرو بردن تمام سر در آب

- قي کردن

احکام مبطلات روزه

خوردن و آشاميدن

مساءله 251 :

اگر روزه دار، چيزي را عمداً بخورد يا بياشامد، روزه او باطل مي شود، چه خوردن و آشاميدن آن چيز، معمول باشد (مثل نان و آب ) و چه معمول نباشد (مثل خاک و شيره درخت ) و چه کم باشد و چه زياد.

مساءله 252 :

اگر روزه دار، چيزي را سهواً بخورد يا بياشامد، روزه اش باطل نمي شود.

مساءله 253 :

احتياط واجب آن است که روزه دار، از استعمال آمپولي که بجاي غذا بکار مي رود، خودداري کند (بلکه اجتناب خالي از وجه نيست )، ولي تزريق آمپولي که عضو را بي حس مي کند، يا به جهت ديگر استعمال مي شود، اشکال ندارد.

مساءله 254 :

اگر روزه دار، چيزي را که بين دندان مانده است ، عمداً فرو ببرد، روزه اش باطل مي شود.

مساءله 255 :

جويدن غذا براي بچه يا پرنده و چشيدن غذا و مانند اينها که معمولاً به حلق نمي رسد، اگر چه اتّفاقاً به حلق برسد، روزه را باطل نمي کند.

مساءله 256 :

انسان نمي تواند براي ضعف ، روزه را بخورد، ولي اگر ضعف او به قدري است که مشقّت شديدي دارد، به طوري که معمولاً نمي شود آن را تحمّل کرد، خوردن روزه اشکال ندارد، ولي اگر تا سال ديگر خوب شد، بايد قضاي آن را بگيرد.

استمناء

مساءله 257 :

اگر روزه دار استمنا کند. يعني با خود کاري کند که مني از او بيرون آيد، روزه اش باطل مي شود.

دروغ بستن به خدا و پيغمبر

مساءله 258 :

اگر روزه دار به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مانند اينها، به خدا و پيغمبر و جانشينان آن حضرت ، عمداً نسبت دروغ بدهد، روزه او باطل است . و خالي از وجه نيست که به دروغ بستن به پيغمبران و جانشينان آنها و حضرت زهرا3 ملحق به دروغ بستن به خدا باشد و روزه را باطل کند.

رساندن غبار غليظ به حلق

مساءله 259 :

رساندن غبار يا دود غليظ به حلق ، بنابر اظهر، روزه را باطل مي کند، چه آن غبار، غبار چيزي باشد که خوردن آن حلال است مثل (غبار آرد) و يا غبار چيزي باشد که خوردن آن حرام باشد.

مساءله 260 :

اگر غبار و مانند آن ، بي اختيار، به حلق برسد، روزه باطل نمي شود.

جماع

مساءله 261 :

نزديکي ، روزه را باطل مي کند اگر چه فقط به مقدار ختنه گاه داخل شود و مني هم بيرون نيايد.

مساءله 262 :

اگر کمتر از مقدار ختنه گاه داخل شود و مني هم بيرون نيايد روزه باطل نمي شود، ولي اگر کسي که آلتش را بريده اند کمتر از ختنه گاه را داخل کند بطلان و عدم بطلان روزه اش محل اشکال است .

مساءله 263 :

اگر فراموش کند که روزه است و نزديکي نمايد، يا او را به نزديکي مجبور نمايند، روزه او باطل نمي شود. ولي چنانچه در هنگام نزديکي يادش بيايد، يا ديگر مجبور نباشد، بايد فوراً از حال نزديکي خارج شود و اگر خارج نشود، روزه او باطل است .

اماله

مساءله 264 :

اماله کردن با چيز مايع اگر چه از روي ناچاري و براي معالجه بنابر اظهر روزه را باطل مي کند

باقي ماندن بر جنابت ، حيض و نفاس تا اذان صبح

مساءله 265 :

اگر جنب عمداً تا اذان صبح غسل نکند، روزه اش باطل مي شود و کسي که وظيفه او تيمم است اگر عمداً تيمم ننمايد، روزه اش باطل است .

مساءله 266 :

کسي که جنب است و مي خواهد روزه واجبي بگيرد که وقت آن معين است مثل روزه رمضان ، اگر عمداً غسل نکند تا وقت تنگ شود بايد با تيمم روزه بگيرد و روزه او بنابر اظهر صحيح است .

مساءله 267 :

اگر زن در ماه رمضان پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاک شود و عمداً غسل نکند، يا اگر وظيفه او تيمم است عمداً تيمم نکند، روزه اش باطل است و وجوب کفاره خالي از وجه نيست .

مساءله 268 :

اگر زن نزديک اذان صبح از حيض و نفاس پاک شود و براي هيچکدام از غسل و تيمم وقت نداشته باشد، يا بعد از اذان بفهمد که پيش از اذان پاک شده روزه او صحيح است .

مساءله 269 :

اگر زن بعد از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاک شود يا در بين روز خون حيض يا نفاس ببيند، اگر چه نزديک مغرب باشد روزه او باطل است .

مساءله 270 :

اگر زني که در حال استحاضه است غسلهاي خود را به تفصيلي که در احکام استحاضه گفته شد بجا آورد روزه او صحيح است ، و بي وجه نيست که صحت روزه او مشروط به انجام غسلي باشد که بايد براي نماز صبح انجام دهد، ولي بنابر اظهر غسل نمازهاي مغرب و عشاي شب گذشته و شب آينده در صحيح بودن روزه او شرط نيست .

و بنابر احتياط واجب مستحاضه متوسطه هم مثل کثيره انجام غسلي که بر او واجب است در صحيح بودن روزه اش شرط است ولي وضوي واجب بر مستحاضه قليله ، شرط صحت روزه نيست .

مساءله 271 :

در تمام مواردي که غسل واجب است اگر نتوانست غسل کند وجوب تيمم خالي از وجه نيست و بنابر احتياط واجب بعد از تيمم بايد تا اذان صبح بيدار بماند.

فرو بردن سر در آب

مساءله 272 :

اگر روزه دار تمام سر را، عمداً در آب فرو برد اگر چه بقيه بدن از آب بيرون باشد بنابر اقوي روزه اش باطل مي شود.

مساءله 273 :

اگر روزه دار با مانع و حائل غليظي ، دور سر را پوشانده باشد و يا سر را به چيزي آغشته کرده باشد که مانع از رسيدن آب به آن بشود، فرو بردن تمام سر در آب ، بنابر اظهر، روزه را باطل نمي کند.

مساءله 274 :

فرو بردن سر در آب مضاف ، بنابر احوط، روزه را باطل مي کند.

مساءله 275 :

اگر روزه دار بي اختيار در آب بيفتد و تمام سر او را آب بگيرد، يا فراموش کند که روزه است و سر را در آب فرو برد، روزه او باطل نمي شود.

مساءله 276 :

اگر انسان فراموش کند که روزه است و سر را در آب فرو برد، يا ديگري ، به زور سر او را در آب فرو برد، چنانچه در زير آب ، يادش بيايد که روزه است ، يا آن شخص دست خود را بردارد، بايد فوراً سر را بيرون آورد و چنانچه بيرون نياورد، روزه اش باطل مي شود.

قي کردن

مساءله 277 :

هر گاه روزه دار، عمداً قي کند، اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد، روزه اش باطل مي شود، ولي اگر سهواً و يا بي اختيار قي کند، اشکال ندارد، ولي نبايد آن را عمداً فرو ببرد.

کفاره روزه

مساءله 278 :

کسي که روزه ماه مبارک رمضان ، بر او واجب است ، اگر به عمد يا شبه عمد، روزه خود را باطل کند، بايد علاوه بر قضاي آن ، کفّاره هم بدهد.

مساءله 279 :

کسي که کفّاره روزه رمضان بر او واجب است بايد:

يا يک بنده آزاد کند

يا دو ماه روزه بگيرد

يا شصت فقير را سير کند و يا به هر کدام ، يک مُدّ (تقريبا ده سير) طعام ، يعني گندم يا جو و مانند اينها، بدهد.

دادن پول طعام کافي نيست ، ولي اگر فقير را در خريدن و قبول آن وکيل کند و فقير نيز انجام دهد، کافي است .

مساءله 280 :

کسي که مي خواهد به عنوان کفّاره قضاي عمدي ماه رمضان ، دو ماه روزه را بگيرد، بايد سي و يک روز آن را پي در پي بگيرد و اگر بقيه آن پي در پي نباشد، اشکال ندارد.

مساءله 281 :

اگر روزه دار در ماه رمضان با زن خود که روزه دار است نزديکي کند چنانچه زن را مجبور کرده باشد کفّاره روزه خودش و روزه زن را بايد بدهد ولي اگر در اثناء، زن راضي شود، بنابر احتياط واجب مرد دو کفّاره بدهد و زن يک کفاره و اگر زن به نزديکي راضي بوده بر هر کدام يک کفّاره واجب مي شود.

مساءله 282 :

اگر زني شوهر روزه دار خود را مجبور کند که نزديکي نمايد يا کار ديگري که روزه را باطل مي کند انجام دهد واجب نيست کفاره روزه شوهر را بدهد.

مساءله 283 :

کسي که به سبب مسافرت يا بيماري روزه نمي گيرد، نمي تواند زن روزه دار خود را مجبور به نزديکي کند.

مساءله 284 :

اگر کفاره واجب شود و چند سال آنرا بجا نياورد چيزي بر آن اضافه نمي شود.

کساني که روزه بر آنها واجب نيست

مساءله 285 :

اگر کسي مريض باشد به طوري که بداند يا گمان کند روزه گرفتن براي او ضرر دارد، نبايد روزه بگيرد، و اگر روزه بگيرد روزه اش صحيح نيست ، و در صورت خوف ضرر در صورتي که خوف او عقلايي باشد، مي تواند روزه اش را افطار کند.

مساءله 286 :

کسي که به علت پيري نمي تواند روزه بگيرد يا براي او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست ، و چنانچه تا رمضان بعد بتواند روزه بگيرد، اقوي وجوب قضا است ، و در صورتي که نتواند تا رمضان بعد روزه را قضا کند، واجب است براي هر روزه يک مُد طعام - که تقريباً ده سير است - از گندم يا جو و مانند اينها صدقه دهد و همچنين کسي که توانايي قضاي روزه را داشته ولي به سبب ندانستن حکم ، قضاي آن را تا رمضان بعد تاءخير انداخته ، بايد علاوه بر قضاي روزه به مقداري که گفته شد کفاره دهد.

مساءله 287 :

بر پسر يا دختري که تازه بالغ شده اند و قدرت بر روزه گرفتن ندارند، روزه واجب نيست و کفاره هم ندارد، ولي قضاء دارد.

مساءله 288 :

زني که زاييدن او نزديک است و روزه براي حملش يا خودش ضرر دارد، واجب است افطار نمايد و براي هر روز يک مُد طعام به فقير بدهد و در هر صورت روزه هايي را که نگرفته ، بعداً قضا نمايد.

مساءله 289 :

زني که بچه شير مي دهد و شير او کم است ، چه مادر بچه باشد يا دايه او، چه با اجرت شير بدهد يا بي اجرت ، اگر روزه براي خودش يا بچه اي که شير مي دهد ضرر دارد، واجب است افطار کند و براي هر روز يک مُد طعام به فقير بدهد، و در هر دو صورت روزه هايي را که نگرفته بعد از برطرف شدن عذر، بايد قضا نمايد، و اگر کسي پيدا شود که بي اجرت بچه را شير دهد، يا براي شير دادن بچه ، از پدر يا مادر بچه يا از شخص ديگري که اجرت او را بدهد اجرت بگيرد، واجب است که بچه را به او بدهد و روزه بگيرد.

روزه حرام - روزه مستحب

مساءله 290 :

روزه عيد فطر و قربان حرام است

مساءله 291 :

بنابر احتياط روزه مستحبي براي زن ، بدون اذنِ شوهر صحيح نيست ، چه منافات با حق شوهر داشته باشد و چه نداشته باشد، و اگر شوهر به خاطر منافات با حقش ، زن را از روزه اي که به نحوي بر خود واجب نموده منع کند، در صورتي که وقت روزه وسعت دارد زن نبايد روزه بگيرد، ولي اگر وقت روزه تنگ شود اذن شوهر شرط نيست .

مساءله 292 :

بنابر احتياط مستحب در صحيح بودن روزه مستحبي فرزند، اذن پدر و مادر شرط است ، گرچه بنابر اقوي همين که موجب ناراحتي آنها نشود و يا نهي نکرده باشند روزه اش صحيح است .

استفتائات

- آيا زنان هم محتلم مي شوند مثل مردان که غُسل بر ايشان واجب مي شود و خودداري کردن از خواب دوم در روزه در حق ايشان نيز لازم است يا نه :

بسمه تعالي

بلکه ممکن است مثل مردان باشند اگر چه بعيد است ، و بر فرض انزال در احتلام و وجوب غسل و بقيه موارد مثل مردانند البته با علم يا اطمينان به اينکه مني مرد نيست .

- کسانيکه عذر دارند مثل مريض ، مسافر و ديگران اگر روزه بگيرند جايز است از آنها يا نه .

بسمه تعالي

مجزي نيست و قضاي آن روزه بر او واجب است ، مگر مسافري که جاهل به حکم باشد و عالم نباشد حتّ ي اجمالاً پس ‍کفايت مي کند روزه آن به خلاف ناسي . اگر در اثناي روزه جاهل يا ناسي آگاه شوند به مسئله واجب است روزه را افطار کنند. و در شرطيّت عدم خوف در صحّت (به اين معني که قضاء واجب باشد در صورت صوم ، به رجاء عدم ضرر و در واقع مضرّ نباشد،) تاءمّل است . بله مي تواند با خوف ضرر عقلاني افطار نمايد.

- هرگاه عذر حايض و نفساء در جزئي از روز حاصل شود بايد افطار کنند يا نه :

بسمه تعالي

بله بايد افطار کند هر چند کمي قبل از غروب باشد يا خون قطع شود لحظه اي بعد از طلوع فجر.

- اگر زن حامله اي که وضع حمل او نزديک باشد، بترسد بر خود و يا بر طفلي که در شکم اوست از جهت تشنگي يا گرسنگي ، تکليفش چيست .

بسمه تعالي

واجب است افطار نمايد. و همچنين زني که شير مي دهد طفل را و کم باشد شير او و بترسد بر ضرر رسيدن به طفل يا بر نفس شيردهند يا شيردادن که ضرري بر يکي از شيرخوار يا شيردهنده وارد شود. به سبب روزه گرفتن و احوط قصر حکمِ به جواز افطار يا وجوب آن است . و صدقه بدهد زن از مال خود در عوض هر روزي ، به مدّي از طعام و قضا نمايد بعد از زوال عذر.

- آيا تعلق صدقه در زن شيردهنده ، ميان مادر، مستاءجره و متبرعه فرق مي کند يا نه :

بسمه تعالي

فرقي نيست و همچنين فرق نيست در طفل ميان ولد نسبي و رضاعي و حلال زاده و حرام زاده .

- زن حامله اي که وضع حملش نزديک است و زن شيردهي که بچه شير مي دهد بايد روزه را افطار کنند اگر روزه بگيرند حکمش چيست .

بسمه تعالي

روزه اينها باطل است و قضاء از اينها ساقط نمي شود بطلان و قضاء در صورت صوم به رجاء عدم ضرر با انکشاف عدم آن در واقع ، لکن محل تاءمّل ، صورت عدم حرمت اِضرار بر نفس يا ولد است بدون علم و ظنّ و همچنين است حال در خوف مرض .

- آيا بر حايض و نفساء قضاء روزه ماه مبارک رمضان واجب است يا نه :

بسمه تعالي

بله واجب است ، و همچين بر کسي که خواب رفته باشد تمام روز را و نيّت نکرده باشد، يا اينکه روزه را فراموش کرده باشد و نيز کسي که غسل جنابت را فراموش کرده باشد و بگذرد بر او چند روز يا تمام ماه قضاء بر او واجب است .

- اگر مردي زن خود را در روز ماه رمضان اجبار کرد بر جماع و هر دو روزه باشند حکمش چيست .

بسمه تعالي

واجب است بر مرد دو کفاره بدهد و اما اگر زن اطاعت مرد را نموده باشد واجب است بر هر کدام يک کفّاره و اگر زن در اثناء راضي بشود بنابراحتياط واجب مرد دو کفّاره و زن يک کفّاره بدهد.

- اگر کسي در روز ماه رمضان افطار کند و آن را حلال بداند، مرتد است يا نه :

بسمه تعالي

بله مرتد است .

 

 

حجّ

تعريف حجّ:

زيارت کردن خانه خدا و انجام اعمالي مخصوص در زماني خاص را حجّ گويند.

حجّ از ارکان دين است و يک بار در تمام عمر بر انسان واجب مي شود.

شرائط وجود حجّ

: بالغ باشد.

: عاقل و آزاد باشد.

: به واسطه رفتن به حجّ مجبور نشود که کار حرامي را که اهميّتش در شرع از حجّ بيشتر است انجام دهد يا عمل واجبي را که از حجّ مهمتر است ترک نمايد.

:مستطيع باشد.

شرائط مستطيع بودن

: توشه راه و چيزهايي را که بر حسب حالش در سفر به آن محتاج است دارا باشد و نيز مرکب سواري يا مالي که بتواند آن را تهيه کند، داشته باشد.

: داشتن توانايي جسمي ، جهت انجام اعمال حجّ.

: در راه مانعي از رفتن نباشد، و اگر راه بسته باشد يا انسان بترسد که در راه جان يا آبروي او از بين برود يا مال او را ببرند، حجّ بر او واجب نيست ، ولي اگر از راه ديگري بتواند برود اگرچه دورتر باشد، در صورتي که مشقت زياد نداشته باشد و خيلي غيرمتعارف نباشد، بايد از آن راه برود.

: داشتن وقت کافي براي رسيدن به مکه و انجام اعمال حجّ.

: داشتن مخارج عائله تا برگشت هر چند واجب النفقه او نباشند ولي مردم تاءمين مخارج آنها را لازم بدانند.

: داشتن مال يا کسب و کاري که بعد از بازگشت بتواند با آن زندگي کند و به زحمت نيفتد.

نکته :

چون در اين رساله بحث از احکام بانوان است لذا ما در حجّ فقط به شرائط وجوب حج و مستطيع بودن را ذکر کرديم که عموميّت دارد و به همين اندازه بسنده کرديم و به استفتائات در اين مورد را متذکر مي شويم :

استفتائات

استطاعت

- در صورتي که ملاک بلوغ در دختران تمام شدن نُه سال هجري قمري است آيا با وجود ساير شرايط، حجّ بر آنان واجب مي گردد، در حالي که رفتن آنها به مکه بدون سرپرست ممکن نيست ؟

بسمه تعالي

در صورتي که در س&